منابع اطلاعاتی(علم هطلاع رسانی)
- مقدمه :
از زماني که بشر براي ارتباط و انتقال اطلاعات از اشاره و علائمي مانند دود استفاده ميکرد تا بعدها که با اختراع خط از چوب، استخوان، پوست حيوانات و سايرفناوري هاي ابتدايي براي ثبت و نگهداري اطلاعات استفاده ميکرد، قرن هاي متمادي گذشته است. اما بعضي از ابداعات و اختراعات نه تنها تأثيري تاريخي و بنياني براطلاعات و اطلا ع رساني داشته اند و چه بسا بسياري از بنيانهاي اجتماعي را سخت متحول ساخته اند.
بيان اين نكته كه اطلاعات براي هر جامعه اي در هر دوره تاريخي همواره مهم بوده حقيقتي آشكار است . اما نقش اطلاعات و ميزان اهميت آن متفاوت است. با تحول نظم اجتماعي به جامعه اي فرا صنعتي ، يا جامعه فراسرمايه داري، يا جامعه اي كه ما اكنون آن را به طور كلي جامعه اطلاعاتي مي خوانيم، دانش و اطلاعات نقش محوري فزاينده اي در جنبه هاي مختلف زندگي بر عهده گرفته اند.
علم اطلاع رساني با طرح مسئله انفجار اطلاعات جايگاه محكمي در بافت گسترده تر تحول جامعه اطلاعاتي پيدا كرد . اين موقعيت مناسب در نمودهاي مختلف خود و راه حل هايي كه ارائه كرده ، در حال گسترده تر و بزرگتر شدن است. اما علم اطلاع رساني به هيچ وجه در اين جايگاه دست به انحصارگرايي نزده است . با افزايش اهميت اطلاعات در جامعه ، منابع و هزينه هاي بيشتر و بيشتري به سمت فعاليت هاي مرتبط اطلاعاتي هدايت مي شود. بودجه ها، طرحها و ابتكار عمل هاي بيشتر و بيشتري به اطلاعات به اشكال مختلفي اختصاص مي يابد. پس تعجب آور نيست كه رشته ها ، محققان ، متخصصان و تاجران بيشتر و بيشتري به سمت اطلاعات گرايش پيدا مي كنند وحتي اطلاعات را كشف مي كنند. در اطلاعات طلا وجود دارد. علم اطلاع رساني رقيبان بسياري دارد و حتي ممكن است توسط آنها غرق شود.
در علم اطلاع رساني اطلاعات به چه معناست ؟ پاسخ علمي به اين سئوال اين است كه " نمي دانيم " بله ، ما مي توانيم تعاريف لغوي مختلفي از اطلاعات اراده كنيم . ما دركي شهودي از معناي آن داريم طوريكه آن را روزانه و به طور گسترده به كار مي بريم. بنابراين، ما معناي متني اطلاعات را در علم اطلاع رساني متوجه مي شويم . اما اين معنا شناخت و تفسير عميق تر و رسمي تر را فراهم نمي كند. اطلاعات پديده اي بنيادي است. پاسخ " نمي دانيم " در مورد تمامي پديده هاي بنياني مانند انرژي يا جاذيه در فيزيك ، حيات در بيولوژي ، عدالت در حقوق صادق است .
اطلاعات در گسترده ترين معنا در يك بافت تلقي مي شود . يعني اطلاعات نه تنها متضمن پيام هايي است ( معناي اول ) كه به لحاظ شناختي پردازش مي شود ( معناي دوم ) ، بلكه متضمن بافتي مثل وضعيت ، وظيفه ، مسئله در دست ، و شبيه آن نيز مي باشد . نمونه آن استفاده از اطلاعاتي است كه به لحاظ شناختي براي وظيفه اي خاص پردازش شده است . علاوه بر معاني ديگر ، اين معني متضمن انگيزه يا تعمد است و در نهايت با بافت يا افق اجتماعي گسترده اي مانند فرهنگ ، كار ، يا مسئله در دست ارتباط دارد.
در علم اطلاع رساني ، بايد سومين و گسترده ترين معناي اطلاعات را در نظر بگيريم، چون اطلاعات در بافت و در رابطه با دلايلي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين نكته از آغاز علم اطلاع رساني بخصوص آنطور كه در كار بازيابي اطلاعات منعكس شده است ، تلويحا درك شده است . تفسير اطلاعات در علم اطلاع رساني جديد نيست .
ظهور و بروز رايانه و به تبع آن شبکه هاي ارتباطي و اطلاع رساني جهاني يکي از تأثيرگذار ترين عناصر بر زندگي بشر بوده است.
استفاده از اين فناوري هاي نوين نه تنها مبادله اطلاعات و تجربيات بشر را تسهيل نموده، بلکه نظام هاي آموزشي، پژوهشي و در کل، تمامي جنبه هاي زندگي انسانها را تحت تأثير قرار داده و به شدت دگرگون کرده است.
امروزه اطلاعات نه تنها به عنوان کالايي با ارزش، بلکه مهمتر از آن به عنوان يکي از عوامل توليد در کنار عواملي چون زمين، کار و سرمايه قرار مي گيرد. تحول انقلاب کشاورزي به انقلاب صنعتي و سپس به انقلاب اطلاعاتي گسترده تر از آن است که بتوان آن را دستاورد يک گروه خاص قلمداد نمود.
مي توان اذعان داشت که روند تحولات در آغاز هزاره جديد زمينه ساز و فراهم آورنده امکانات و فرصت تازه و البته همراه با مخاطره است.
علم اطلاعات:
علم اطلاعات يعني تلاش براي درك و مطالعه اطلاعات، مدت ها پس ازمشاهده اطلاعات ظهور نمود. اگر علم اطلاع رساني به مطالعه تحقيق تمام ويژگي ها ، جنبه ها و رفتارهاي اطلاعاتي مي پردازد ، آنگاه در مرحله اي به هر چيزي مربوط مي شود كه عملا شناخته شده باشد، مورد بررسي ، تفكر و حمايت قرار گرفته و يا تصور شده باشد. د رصورتي كه تعريف خود را به اطلاعات "ثبت شده" محدود كنيم ، موضوع بيشتر قابل مديريت خواهد بود ولي به مراتب كمتر گوياي پديده شكل گيري اطلاعات و نيز ويژگي هايي خواهد بود كه بر قسمت اعظم تفسير هاي ارائه شده از آن و كاربرد آن تاثير مي گذارند. اطلاعات فقط به يك رسانه انتقال محدود نمي گردد و تنها به يك شكل از بيان و تفسير خلاصه نمي شود. پس اطلاعات چيست ؟ اين همان سئوال مشكل ساز است . اطلاعات جنبه اي ضروري از هستي ما است كه اكنون بايد به طور كامل به تشريح آن بپردازيم . درك ما از كل محيط – اعم از فيزيكي ، احساسي ، ادراكي ، چه حال و چه گذشته – دائما در حال تغيير و تحول است . از آنجا كه به نظر مي رسد اطلاعات عامل پيوند دهنده ما به ساير اشياء باشد، لذا همان گونه كه برداشت ما از دانش تغيير مي يابد، منطقي است كه به همان شكل هم احساس ما نسبت به اطلاعات متحول گردد. اطلاعات چيزي فراتر از زبان و كلمات ثبت شده است، اطلاعات يعني تصاوير ، موسيقي ، نور و هر چيزي است كه در تعامل با پديده هايي به بزرگي گيتي و به كوچكي ذرات اتم باشد. در واقع ، اطلاعات همان چيزي است كه همواره در اطراف ما وجود دارد. همچنين چيزي است كه خود ما آن را ايجاد ، جمع آوري ، ارزشيابي و مصرف مي كنيم، در آن دخل و تصرف نموده و با چيزهاي ديگر تلفيق مي نماييم. اطلاعات چيزي است كه گاهي آن را ناديده مي گيريم، هميشه نسبت به آن آگاه نيستيم ، و گاهي هم آن را نمي پذيريم و دست به تلفيق آن نمي زنيم.
بديهي است كه اطلاعات عاملي ضروري براي شكل گيري تمام چيزها ، هم جوامع و انسان ها و هم علوم مختلف مي باشد. آنچه هستي ما را مي سازد بر اساس كاربرد اطلاعات قبلي استوار است ، اطلاعاتي كه براي ايجاد جوامع ، فرهنگ ها ، اديان ، ماشين آلات و دانش ما به كار رفته است. بدين ترتيب علم اطلاع رساني ، حداقل از برخي لحاظ ، مطالعه همه اين موارد است. ويژگي هايي درباره رشد و حركت وجود دارد كه اشاره به آنها ضروري است. هزاران سال سپري گشت تا تكامل و پيشرفت انسان ها و فرهنگ ها به صورت امروزي درآمده است. گاهي درك معماي مفهوم زندگي بيش از تلاش براي زندگي و بقا نبوده است. براي تعريف تاريكي، تعبير روشنايي، فصل هاي در حال تغيير، ايجاد هويت اجتماعي و گروهي، تعريف و تعيين حد و مرزهاي شكار و جمع آوري زمان زيادي صرف شده است؛ زماني به مراتب بيشتر از عمر و زندگي هر يك از ما.
هر بخش كوچكي از اطلاعات كه داراي ارزش بود، يا گمان مي رفت كه ارزش داشته داشته باشد، نگهداري مي شد و به مرحله بعدي انتقال مي يافت و گاهي هم بر اطلاعات قبلي افزوده مي شد. اطلاعات زيادي هم از دست مي رفت، گردآوري نمي شد، و يا اعتقادي به آن وجود نداشت. هنگامي كه يك گروه با گروه ديگر جنگ مي كرد و آن را شكست مي داد، در بسياري از موارد اطلاعات و دانش مربوط به گروه شكست خورده را از بين مي برد. حقيقت آن است كه پيچيدگي اين مسئله كه استنباط بشر اوليه از جهان پيرامونش چگونه بوده است فراتر از قدرت درك و فهم ما مي باشد
"امروز در دنيايي متوسط مي شويم كه در مقايسه با نسل هاي پيش از ما، مملو از اطلاعات، تضاد و پيچيدگي هاي ساختاري بيشتر است. ما نمي توانيم تصور كنيم كه گذشته اي نبوده است، درست همانطور كه نمي توانيم به سادگي آينده را درك كنيم. انسان، جهان پيرامون خود را به نحوي مورد آزمايش قرار داد و سعي كرد مكانيسم هايي را براي مقابله با مسائل ناشناخته ايجاد كند، مسائلي كه قرن هاي متمادي تقريبا همه چيز را در بر مي گرفت. كنجكاوي و مشاهده منجر به تفاهمات ممكن، ماجراهاي باور نكردني و باورهاي ممكن گرديد.
ابزارهاي جديد:
ابزارهاي جديد، شعاع ديد و افق مشاهدات ما را گسترش داده است. تلسكوپ ها، ماهواره ها، سفينه هاي فضايي همگي به ما كمك كرده اند تا به نقاطي فراتر از مرزهاي موجود در نقشه هاي جغرافيايي گام نهيم، نقاطي كه سال هاي نوري با ما فاصله دارند. چه بسا آنچه ما الان در آسمان مي بينيم تنها يك نور باشد كه از گذشته به جا مانده است. فاصله ما با آسمان آنقدر زياد است كه اگر بخواهيم آن را دريابيم ميليون سال از زندگي ستارگان و سيارات سپري گشته و ممكن است آنچه را كه اكنون مشاهده مي كنيم ديگر در آسمان وجود نداشته باشد. مرز احساس ما گسترش يافته و دسترسي به اطلاعات فقط محدود به زمان و تصوراتمان گشته است."
اطلاعات پديده اي كاملا فراگير و قابل دستيابي در ابعاد و سطوح مختلف است، كه قبلا قابل تصور نبوده و مقدار آن بسيار زياد است. نياز به اطلاعات كه نيستي و پاياني را نمي توان براي آن تصور كرد، پديده ايست كه هيچ گريزي از آن نيست و هيچگاه جريان رشد و افزايش آن متوقف نمي شود. با افزايش جمعيت و پيچيده تر شدن بافت جامعه انساني، توليد اطلاعات و نياز انسان به اطلاعات هم گسترش يافت. با دستيابي به وسايل جديد انتقال اطلاعات، شكل هاي جديدي از اطلاعات هم به وجود آمد كه قابليت انتقال داشتند، لذا تقاضا براي اطلاعات بيشتر شد و اين مسئله به شيوه هاي ديگر انتقال اطلاعات نياز داشت. بدين گونه رفتار مربوط به توليد اطلاعات و نيازهاي اطلاعاتي هم نيازمند شيوه هاي جديد شد.
فناوري نوين:
"فناوري نوين به طور قابل ملاحظه اي تاثير اطلاعات بر زندگي انسان را افزايش داده است.كشف شيوه هاي نوين ذخيره و بازيابي اطلاعات منجر به روش هاي تازه فراهم آوري اطلاعات گرديد. اين قابليت هاي جديد موجب كنترل اطلاعات گرديد. اين قابليت هاي جديد كنترل اطلاعات به افزايش اطلاعات كمك كرد. اين تصور كه اطلاعات بيشتري قابل استفاده و جابجايي است سبب شد اين تصور نيز شكل بگيرد كه نياز به اطلاعات بيشتر شده است. همگام با افزايش اطلاعات تغييراتي نيز شكل گرفته است. به عنوان مثال زماني براي آگاهي از وضعيت هوا به بيرون از پنجره سر مي كشيديم، اما اكنون با روشن كردن راديو، تلويزيون يا رايانه مي توانيم از پيش بيني وضع هوا آگاه شويم، ضمن اينكه در طول روز همواره از اوضاع جوي آن روز مطلع خواهيم بود.
"زماني تنها از خويشاوندان خود راهنمايي و مشاوره مي گرفتيم، اما حالا با جستجو در منابع اطلاعاتي مختلف- كه براي كمك به اشخاص تهيه شده اند- در هر باجه كتابفروشي، ايستگاه راديويي، روزنامه و كانال هاي تلويزيوني، سايت هاي گپ روي وب ويا از طريق تعداد زيادي دوستان گمنام الكترونيكي كه به جز در فضاي مجازي ممكن است هرگز با آنها ملاقات نكنيم، اطلاعات مورد نياز خود را به دست مي آوريم. ديگر محل زندگي ما فقط جاي گردهمايي دوستان و اعضاي خانواده نمي باشد بلكه محلي است انواع مختلف اعم از سرگرمي ها، كسب اخبار، بازاريابي و غيره ممكن شده است. اكنون رايانه هاي خانگي اين امكان را براي ما فراهم ساخته اند كه دنيايي از اشخاص و ايده هاي ديگر را به درون زندگي خودمان بياوريم، مسائلي كه شايد هرگز آنها را قبلا تجربه نكرده باشيم .
ما در حال حاضر مي توانيم در مقادير و شكل هاي مختلف به اطلاعات دسترسي يابيم كه در گذشته غير قابل درك بود. فناوري اطلاعات به ما اجازه مي دهد تا با افرادي ديگر، كه به اين گونه فناوري ها دسترسي دارند، ارتباط برقرار كنيم. موانع زماني به محدوديت هاي آني زماني فردي و پهناي باند موجود ما تبديل مي شود."
وظيفه ي دانش اطلاع رساني:
مي توان گفت وظيفه دانش اطلاع رساني پرداختن به آن بخشي از دانش است كه به توليد گردآوري، سازمان دهي، ذخيره، بازيابي، ترجمه، انتقال، تبديل، كاربرد اطلاعات مربوط ميشود. دانش اطلاع رساني همچنين درباره ارائه اطلاعات به روش طبيعي و مصنوعي و كاربرد قالب ها براي انتقال كامل اطلاعات و شيوه هاي آماده سازي اطلاعات و ابزارهاي و فن هاي آن مانند ماشين هاي حسابگر و روش هاي برنامه ريزي آن به پژوهش ميپردازد.
فناوري اطلاعات:
"به فن آوري هايي اطلاق مي شود که امکانات لازم براي جمع آوري، انباشت، پردازش و توزيع اطلاعات را فراهم مي کند. محرک اين فناوري رايانه و ارتباطات راه دور است. رايانه ها اساسا کار پردازش و انباشت اطلاعات را انجام مي دهند و ارتباطات راه دور، امکان پخش و توزيع اين اطلاعات را در سطحي بسيار وسيع فراهم مي سازد.
اطلاعات ديجيتالي و اشكال جديد فناوري اطلاعات به تازگي حجم زيادي از توجه و توان جامعه ما را به خود جلب كرده است. پولهاي زيادي نيز صرف توسعه تمامي روش هاي فناوري ها و نظام هاي اطلاعاتي مي شود . اين هيجان نه تنها در دنياي تجارت و جامعه به طور كلي ، بلكه در جامعه دانشگاهي نيز رسوخ كرده است . جامعه اي كه در آن دانشمندان علوم كامپيوتر ، علوم شناختي ، و علوم اجتماعي ، به اطلاعات و اثرات اجتماعي فناوري هاي اطلاعات به شيوه هاي جديد مي انديشند. اين بافت جديد چالشي را در برابر علم اطلاع رساني قرار مي دهد.
اطلاع رساني:
"اطلاع رساني علمي است مرکب از چندرشته علمي ديگرکه خواص ورفتار اطلاعات ،نيروهاي حاکم برجريان واستفاده ازاطلاعات وفن هاي خاص آماده سازي اطلاعات ،چه دستي وچه ماشيني رابراي ذخيره ،بازيابي وانتشارمطلوب بررسي مي کند.
علم اطلاع رساني:
"علمي است ميان رشته اي که در زمينه ويژگي هاي اطلاعات و رفتار اطلاعاتي، عوامل حاکم بر جريان و استفاده اطلاعات، شيوه هاي دستي و ماشيني پردازش اطلاعات، به منظور ذخيره، بازيابي و اشاعه مناسب اطلاعات تحقيق مي کند.
"دوعامل موجب طرح مفهوم ميان رشته اي در علم اطلاع رساني شد. اولين ومهمترين آنها مشكلات مطرح شده اي است كه نمي تواند با رويكردها و مفاهيم رشته اي حل گردد در نتيجه بين رشته اي بودن ، همچنانكه در بسياري از حوزه هاي جديد صادق است ، اجتناب ناپذير مي شود. دوم، بين رشته اي بودن را افرادي به زمينه هاي بسيار متفاوت كه به طرح مشكلات شرح داده شده مي پرداختند وارد علم اطلاع رساني كردند و تاكنون تداوم پيدا كرده است . تفاوت زمينه ها بسيار است. اين تفاوت ها باعث غني شدن اين رشته و مشكلاتي در برقراري ارتباطات و آموزش شده است . بوضوح هيچيك از رشته هايي كه متعلق به افرادي با زمينه هاي مختلف بوده و بر روي مسائل كار كرده اند كمك مرتبط يكساني نكرده اند ، بلكه اين آميزه ، مسئول بقاي ويژگي بين رشته اي بودن علم اطلاع رساني بوده است . به طور مثال علم كتابداري و علم اطلاع رساني - علوم شناختي و علوم ارتباطات بوضوح داراي روابط ما بين رشته اي هستند ، اما اين دو جزء مهمترين و توسعه يافته ترين ميان رشته هاي ميباشند كه ميتوان نام برد.
دکومانتاسيون:
"اصطلاح مهم ديگري كه با علوم كتابداري و اطلاع رساني مرتبط است دكومانتاسيون نام دارد . اين اصطلاح واژه جديدي است كه اتلت به منظور اختصاص آنچه كه ما امروزه ذخيره و بازيابي اطلاعات اطلاق مي كنيم ابداع نمود. گر چه اصطلاح دكومانتاسيون هنوز استفاده مي شود ( به طور مثال در مجله اما واژه اطلاعات جايگزين آن شده است. يكي از برجسته ترين تحولات در زمينه علوم اطلاع رساني تصميم موسسه دكومانتاسيون آمريكا ( كه در سال 1937 تاسيس شد ) بود كه عنوانش رسما در سال 1968 به انجمن علوم اطلاع رساني آمريكا تغيير يافت." ]21[
"دکومانتاسيون يکي از حوزه هاي بسيار کاربردي علم اطلاع رساني است. دکومانتاسيون به فراهم آوري، ذخيره سازي، بازيابي و اشاعه اطلاعات مستند(ثبت شده) مي پردازد، اطلاعاتي که نخست به شکل گزارش و مقاله در مجلات ارايه مي گردد. لذا به واسطه ماهيت مجموعه اطلاعات و نيازهاي کاربران، دکومانتاسيون بر استفاده از تجهيزات پردازش اطلاعات، نسخه برداري و ميکروفرم ها به عنوان شيوه هاي آماده سازي اطلاعات تاکيد دارد.
جامعه اطلاعاتي:
"جامعه اطلاعاتي جامعه اي است که مبناي تمامي کارهاي خود را بر اطلاعات بنا نهاده است. با گسترش اينترنت و فناور يهاي نوين، تبادل اطلاعات به صورت يک نياز دائمي در آمده است بر همين مبنا دنيا در حال گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي است. اکنون دانش سرمايه هر کشوري است و بنابراين همه کشورها سعي مي کنند خود را براي ورود به اين جامعه آماده کنند. ضمن اين که جهاني شدن نيز اين امر را تشديد مي کند.
ابر علم اطلاعات:
"عموما ابر علم ها زبان مشترک شيوه انتقال مفاهيم ميان حوزه هاي مختلف را فراهم مي کنند و بدين سان به يکدست سازي دانش کمک مي کند. لذا ابر علم اطلاعات داراي دو مسئله مهم پديده هاي اطلاعات و رابطه انسان با اين پديده ها است و با توجه به اينکه علوم و فناوري هاي مربوط به پديده هاي اطلاعات، بسرعت در حال رشد بوده و رشته هاي مختلف همواره با تخصصي شدن روز افزون براي رويارويي با مسئله «انفجار اطلاعات» رشد مي کنند نياز به يکدست نمودن علم را مي توان از اين طريق برطرف ساخت.
تاريخچه فناوري اطلاعات :
"از لحاظ تاريخي ، دستيابي به اطلاعات از طريق رسانه هاي چاپي ( کتاب ، روزنامه ، مجله ) حاصل مي گرديد در حالي که فراگيري دانش از طريق مدارس و دانشگاهها بدست مي آمد .
اما برخي بر اين باورند که در اواخر دهه 1990 اقتصاد جهاني با دو تغيير بنيادي وساختاري ناشي از جهاني شدن وانقلاب فناوري اطلاعات روبرو شد. از اين روست که برخي تحليل گران اقتصادي برآيند وپيامد اين دو پديده را اقتصاد نوين نام نهادند.
انقلاب فناوري اطلاعات همانند ساير تحولات پيشين، صنايع وخدمات جديدي به وجود ميآورد ومهمتر از آن بنگاههاي اقتصادي با بكارگيري فناوري اطلاعات متفاوتتر والبته كاراتر فعاليت ميكند. اين تغييرات به بهبود استاندارد زندگي و بهرهوري بيشتر بيشتر ميانجامد. اين بهرهوري از بخشهايي كه ابتدا تحت تأثير تغيير فني بودهاند، به بقيه اقتصاد سرايت ميكند وبه همين ترتيب از كشورهايي كه نوآوري در آنجا رخ داده به تدريج به ساير نقاط دنيا گسترش مييابد.
برخي كارشناسان براين عقيدهاند كه دوره كنوني از مراحل اوليه فرآيند بكارگيري فناوري اطلاعات است. آنها براي اثبات ادعاي خود عنوان ميكنند كه ضريب نفوذ فناوري اطلاعات در كشورهاي پيشرفته بر حسب تعداد رايانه شخصي به ازاي هر 100 نفر 50 برابر است.
بايد توجه داشت که در طول پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمينه کامپيوتر و ارتباطات ، تغييرات عمده اي را در عرصه هاي متفاوت حيات بشري به دنبال داشته است. انسان همواره از فناوري استفاده نموده و کارنامه حيات بشريت مملو از ابداع فناوري هاي متعددي است که جملگي در جهت تسهيل زندگي انسان مطرح شده اند.
طي ساليان اخير ، فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات که از آنان به عنوان فناوري هاي جديد و يا عالي ياد مي شود ، بيشترين تاثير را در حيات بشريت داشته اند . دنياي ارتباطات و توليد اطلاعات به سرعت در حال تغيير بوده و ما امروزه شاهد همگرائي آنان بيش از گذشته با يکديگر بوده ، بگونه اي که داده و اطلاعات به سرعت و در زماني غيرقابل تصور به اقصي نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده کنندگان قرار مي گيرد . بدون شک مهمترين و در عين حال بزرگترين پيشرفت در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات به ابداع "وب" توسط " تيم . برنرزلي " در اواخر سال 1980 در CERN ، برمي گردد . به منظور آشنائي با جايگاه واقعي "وب " ، کافي است به ضريب نفوذ آن پس از ابداع توجه گردد. پس از ابداع هر فناوري ، مدت زماني بطول مي انجامد تا فناوري مورد نظر در مقياس عمومي مورد استفاده قرار گيرد( ضريب نفوذ) . مثلا" تلفن پس از 74 سال ، راديو پس از 38 سال ، کامپيوترهاي شخصي پس از 16 سال ، تلويزيون پس از 13 سال و "وب " پس از 4 سال ، موفق به جذب پنجاه ميليون استفاده کننده شده اند.
بنابراين امروزه ، فناوري اطلاعات و ارتباطات افقي جديد در رابطه با توليد و عرضه اطلاعات را ارائه نموده است و مي بايست بطور همزمان امکانات موجود را در جهت فراگيري و ايجاد دانش ، سازماندهي و به خدمت گرفت . ما مي بايست در مرحله اول با بهره گيري از امکانات موجود موفق به فراگيري دانش بوده تا در ادامه امکان توليد ، ميسر گردد. بديهي است با استفاده مناسب از دستاوردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات، مي توان به سرعت اقدام به فراگيري دانش و در نهايت توليدعلم نمود. شايد از زاويه فوق، بتوان مهمترين رسالت فناوري اطلاعات و ارتباطات را ايجاد زيرساخت و بستر مناسب براي فراگيري و توليد علم در نظر گرفت. در جوامعي که توانسته اند زير ساخت مناسبي ( صرفا" زيرساخت ارتباطي مورد نظر نمي باشد ) در رابطه با فناوري اطلاعات و ارتباطات ايجاد نمايند ، شرايط مناسب براي استفاده از "دانش " فراهم و ميزان توليد دانش در اينگونه جوامع ارتباط مستقيمي با زيرساخت فناوري اطلاعات و ارتباطات آنان دارد.
همچنين فناوري اطلاعات و ارتباطات، بدون شک تحولات گسترده اي را در تمامي عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي بشريت به دنبال داشته و تاثير آن بر جوامع بشري بگونه اي است که جهان امروز به سرعت در حال تبديل به يک جامعه اطلاعاتي است . جامعه اي که در آن دانائي و ميزان دسترسي و استفاده مفيد از دانش ، داراي نقشي محوري و تعيين کننده است.
تاريخچه فناوري اطلاعات در ايران :
"در بررسي پيشينه فناوري اطلاعات وجود برنامههاي مستقلي براي بخش انفورماتيك در برنامههاي عمراني كشور، بايد به اولين برنامه انفورماتيك در برنامه پنجم عمراني كشور با اعتباري حدود 471 ميليون ريال كه در سال 1351 توسط سازمان برنامه وبودجه تدوين وبه مورد اجرا گذاشته شد اشاره كرد. بدين ترتيب نخستين برنامه انفورماتيك به 10 سال پس از آغاز بكارگيري كامپيوتر در ايران باز ميگردد. از دوران پيش از انقلاب، علاوه بر اين برنامه، برنامه ديگري نيز براي بخش انفورماتيك در قالب برنامه ششم عمراني كشور براي سالهاي 1357-1361 پيش بيني شده بود كه با وقوع انقلاب اسلامي فرصت اجرا نيافت.
در سالهاي پس از انقلاب در برنامه اول توسعه اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي جمهوري اسلامي ايران انفورماتيك جايگاه معيني نداشت ودر لايحه برنامه دوم نيز براي انفورماتيك، اهداف، سياستها وبرنامههاي اجراي مختصري تدوين ولحاظ گرديد. صنعت فناوري اطلاعات حدود سه سال پيش مورد توجه مسئولان ايران قرار گرفت واندك اندك شركتهاي خصوصي نيز در كنار بخش دولتي فعاليتهاي خود را آغاز كردند. دولت ايران در سال 1381 تصويب طرح توسعه وكاربردي فناوري اطلاعات رسماً وارد كارزار صنعت فناوري اطلاعت شد. اين طرح با بودجهايي حدود 800 ميليارد تومان آغاز به كار كرد.
سال گذشته را نيز نه ميتوان نقطه عطف، ونه حتي نقطه اوجي در زمينه فناوري اطلاعات در ايران دانست. با اين حال سال 84 خالي از رويدادهاي مهم در زمينه فناوري اطلاعات نيز نبوده است. رويدادهايي كه ميتوانند تأثيرات مهمي در پيشرفت وشكلگيري صنعت وكسب وكار فناوري اطلاعات در سالهاي آتي داشته باشد.
تاريخچه اطلاع رساني:
"از زماني که بشر براي ارتباط و انتقال اطلاعات از اشاره و علائمي مانند دود استفاده ميکرد تا بعدها که با اختراع خط از چوب، استخوان، پوست حيوانات و سايرفناوري هاي ابتدايي براي ثبت و نگهداري اطلاعات استفاده ميکرد، قرن هاي متمادي گذشته است. اما بعضي از ابداعات و اختراعات نه تنها تأثيري تاريخي و بنياني بر اطلاعات و اطلاع¬رساني داشته اند، بلکه بسياري از بنيانهاي اجتماعي را سخت متحول ساخته اند.
ظهور و بروز رايانه و به تبع آن شبکه هاي ارتباطي و اطلاع رساني جهاني يکي از تأثيرگذار ترين عناصر بر زندگي بشر بوده است.
استفاده از اين فناوري هاي نوين نه تنها مبادله اطلاعات و تجربيات بشر را تسهيل نموده، بلکه نظام هاي آموزشي، پژوهشي و در کل، تمامي جنبه هاي زندگي انسانها را تحت تأثير قرار داده و به شدت دگرگون کرده است.
امروزه اطلاعات نه تنها به عنوان کالايي با ارزش، بلکه مهمتر از آن به عنوان يکي از عوامل توليد در کنار عواملي چون زمين، کار و سرمايه قرار مي گيرد. تحول انقلاب کشاورزي به انقلاب صنعتي و سپس به انقلاب اطلاعاتي گسترده تر از آن است که بتوان آن را دستاورد يک گروه خاص قلمداد نمود.
مي توان اذعان داشت که روند تحولات در آغاز هزاره جديد زمينه ساز و فراهم آورنده امکانات و فرصت تازه و البته همراه با مخاطره است.
تاريخچه اطلاع رساني در ايران:
"پيدايش اطلاع رساني در ايران نيز- همانند كل جهان- از زمان هاي بسيار دور و نزديك با سنگ نبشته ها، جارچيان، قاصدان تيزپا، ابلاغ ها، اخطارها، فتح نامه ها، اعلاميه ها، حوادث مهم و مانند آنها را كه براي اطلاع عمومي در مساجد و اماكن عمومي بر ديوارها نصب مي شد، نسبت داده اند.
"بنابراين به طور کلي اطلاع رساني در هر جامعه اي ، تابع وضع تحقيق در آن جامعه است. به عبارت ديگر، در جامعه اي هر اندازه به امر تحقيق بها داده شود ، به همان اندازه نيز اطلاع رساني مورد توجه قرار ميگيرد. تحقيق نيازمند وسائلي است که امروزه ، از مهمترين آن وسائل دسترسي به آخرين اطلاعات و مدارک لازم است که خود از طريق مراکز و شبکه هاي اطلاع رساني بدست ميآيد.
"آغاز فعاليت اطلاع رساني در سطح ملي در ايران را ميتوان با تاسيس مرکز اسناد و مدارک علمي ايران به عنوان يکي از طرحهاي وزارت فرهنگ و آموزش عالي ( وزارت علوم فناوري ) در مهر ماه سال 1347 همزمان دانست. به دنبال تاسيس موسسه تحقيقات و برنامه ريزي علمي و آموزشي ، اين مرکز با نام مرکز مدارک علمي بصورت يکي از مراکز تابعه اين موسسه در آمد . از اهداف اين مرکز ، ميتوان به گردآوري اطلاعات تخصصي در زمينه هاي مختلف علوم به منظور استفاده دانشمندان و دانش پژوهان کشور اشاره نمود.
در تيرماه 1350 به پيشنهاد مرکز اسناد و مدارک علمي ايران و به منظور استفاده از منابع اطلاعاتي ايران در سطح ملي و بين المللي ، شوراي هماهنگي مراکز اسناد کشور ، با هفت عضو تشکيل و شروع بکار کرد.در سال 1972، يونسکو برنامه جهاني مبادله اطلاعات علمي را بمنظور رفع موانع موجود در زمينه مبادلات علمي بين دانشمندان کشورهاي جهان تصويب کرد. به دنبال آن در سال 1352 کميته ملي يوني سيست در ايران تشکيل گرديد و شوراي هماهنگي مراکز اسناد علمي کشور رسماً به عنوان يکي از گروههاي فني کار در زمينه مسائل مربوط به اطلاعات علمي و فني از طرف اين کميته پذيرفته شد. در ارديبهشت 1356 به کوشش مرکز اطلاعات علمي و با همکاري يونسکو،يوني سيست و سازمان برنامه و بودجه ، سميناري با شرکت همه سازمانها و وزارت خانه هاي ذيربط در مسائل اطلاع رساني و با حضور شش نفر از متخصصان برجسته بين المللي در زمينه دانش اطلاع رساني، جهت بررسي مسائل اطلاع رساني در ايران تشکيل گرديد.
مركز اطلاع رساني وسابقه آن در كشورايران :
"در قرن حاضر، دسترسي به اطلاعات سالم، بموقع وكارآمد، اساسيترين عامل برتري اقتصادي، نظامي ومديريتي يك جامعه بر جوامع ديگر است، بر اين اساس دليل و انگيزه جامعه غرب را در سرمايهگذاري جهت توسعه تكنولوژي اطلاع رساني واستفاده بهينه از آن را درخواهيم يافت.
امروزه اطلاعات ارزشيابي و دستيابي به آن براي جوامع آنقدر اهميت يافته كه نه تنها داراي ارزش معنوي و اجتماعي فراواني است بلكه بسياري از دولتها و شركتها به آن همچون كالايي با ارزش كه ميتواند جايگزين كالاهاي صنعتي و.... شود مينگرند.
"لازمه انجام موفق هر نوع فعاليت، اعم از تحقيقاتي، برنامهريزي، تصميمگيري ونظاير آن مستلزم دسترسي به اطلاعات دقيق و روزآمد در زمينههاي مورد نظر است. امروزه اطلاعات را نوعي سرمايه ملي محسوب نموده وفعاليتهاي مربوط به گردآوري، پردازش، ذخيره، بازيابي واشاعه آن پشتوانه هرگونه برنامهريزي وشرط رشد وتوسعه اقتصادي، اجتماعي است.
نقش اطلاعات در جهان امروز، به عنوان يكي از عوامل اصلي زير بنايي و توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورها، بر كسي پوشيده نيست. كمتر كسي است كه در سطوح مديريت، تجارت يا نهادهاي اطلاع رساني فعاليت داشته باشد و به اهميت نقش اطلاعات از طريق مقالات، رسانهها، سمينارها و يا برخوردهاي حرفهاي واجتماعي پينبرده باشد. تبادل اطلاعات، از همان آغاز زندگي بشر وجود داشته وبه مرور تكوين يافته است. در ابتدا به دليل ميزان اندك اطلاعات، اين عمل به خودي خود و بدون برنامه صورت ميگرفت، اما در طي زمان، با پيشرفت تمدن وتكنولوژي در سطح گوناگون، به دليل روند رو به افزايش وكثرت اطلاعات، جوامع بشري مجبور به تدوين برنامههايي براي سازماندهي اطلاعات شدند. سرعت رشد تمدن در جوامع گوناگون، بر روند سازماندهي اطلاعات تاثير گذاشت، بطوريكه كشورهايي كه پيشرفت تمدن وتكنولوژي بيشتري داشتند، از سيستمهاي سازماندهي واطلاع رساني قويتري برخوردار شدند.
امروز كه كشورها به دو گروه توسعه يافته وتوسعه نيافته يا در حال توسعه تقسيم شدهاند، نهادهاي اطلاعرساني نيز در اين كشورها وضيعتي مشابه پيدا كردهاند. نهادهاي اطلاع رساني در كشورهاي توسعه نيافته عموماً به دست كشورهاي توسعه يافته كمك ميكنند در آن شرايط اگر مصرف كننده و خريدار اطلاعات آنها نباشند، كه هستند، حداقل دنباله رو آنها بوده واز آنها پيروي ميكنند. از طرفي، توليد اطلاعات در اين كشورها بسيار ضعيف است و از طرف ديگر هر اقدامي را كه آغاز ميكنند، متوجه ميشوند كه كشورهاي پيشرفته با امكانات تجهيزات و دانش بالاتر، آن را به انجام رساندهاند.
همانطوركه قبلاً عنوان گرديد تكنولوژي اطلاعات در عصر حاضر توانسته است شرايط محيطي وتعامل بين انسانها رادر تبادل اطلاعات دگرگون نمايد. در اينجا لازم است ببينيم منظور از تكنولوژي اطلاعات چيست؟
تكنولوژي اطلاعات عبارت است از مجموعه ابزارها، ماشينها ودانش وروش ومهارت استفاده از آنها در توليد، انتقال، جابجايي، پردازش وآمادهسازي ومصرف اطلاعات.
همانطور كه در بالا به جوامع اطلاعاتي اشاره نموديم و تا حدي با اين مفهوم آشنا شديم وضمناً عبارت تكنولوژي اطلاعاتي نقش بسزايي داشته باشد عبارتي تحت عنوان سياست اطلاعاتي ميباشد، سياست اطلاع رساني يا سياست اطلاعاتي، مجموعهاي از سياستها، برنامهها، استراتژيها و تاكتيكهايي است كه در چارچوب سياست عمومي هر كشور و موافق با ساير سياستهاي خاص وبالاخص سياست علمي وسياست فني و صنعتي، سياست آموزشي، همه فعاليتهاي اطلاع رساني كشور را كه شامل فعاليتهاي كتابداري، سندداري، آرشيوداري واطلاعاتي به معناي جديد وساير فعاليتهاي وابسته است، به سمت هدف تعيين شده هدايت كند.
"با توجه به تعاريفي كه ارائه گرديد، طبيعي است كه براي استفاده از تكنولوژي مدرن در جامعه ما نيز، هدفي در نظر گرفته شده باشد. بهعنوان مثال در بخش تحقيقات پنج ساله اول آمده است:
• ايجاد 100كتابخانه جديد وافزايش كتابخانههاي موجود از 500 به 600 كتابخانه وهمچنين افزايش كتاب در كتابخانههاي كشور.
• ايجاد شبكه اطلاع رساني وپايگاه اطلاع رساني كشور بهعنوان يكي از مهمترين اركان پشتيباني كننده تحقيقات ونهايتاً استفاده از ماهواره به منظور گسترش اين شبكه و...
فناوري اطلاعات:
"به فناوري هايي اطلاق مي شود که امکانات لازم براي جمع آوري، انباشت، پردازش و توزيع اطلاعات را فراهم مي کند. محرک اين فناوري رايانه و ارتباطات راه دور است. رايانه ها اساسا کار پردازش و انباشت اطلاعات را انجام مي دهند و ارتباطات راه دور، امکان پخش و توزيع اين اطلاعات را در سطحي بسيار وسيع فراهم مي سازد.
فناوري يکي از دستاوردهاي آدمي است که در ايجاد فرهنگ و تمدن بشري نقش مهمي داشته است بطوريکه هيچ جنبه اي از زندگي انسان ها را نمي بينيم که از فناوري تاثير نپذيرفته باشد.
"به طور کلي آنچه موجب شده است که مراکز اطلاع رساني از فناوري هاي نوين استفاده کنند عبارتند از سرعت، حافظه، دقت بسيار زياد در فراهم آوري، انباشت و بازيابي اطلاعات به مدد رايانه و صرفه جويي در نيروي انساني، ايجاد ارزش افزوده، انعطاف پذيري در برابر نيازهاي گوناگون، دسترسي يکپارچه به اطلاعات، امکان استفاده ارزان از اطلاعات ساير مراکز اطلاع رساني و پايگاه هاي داده اي، امکان روزآمد کردن و اصلاح اطلاعات به شکلي ساده و سريع و نيز اشتراک در منابع خدمات رساني مانند آگاهي رساني جاي، اشاعه گزينشي اطلاعات، خدمات مرجع، خدمات پيوسته، تحويل مدرک و ...
بنابراين فناوري اطلاعاتي في نفسه نه مذموم است و نه مطلوب، شيوه برخورد با آن است که تعيين مي کند ما بدان مبتلا شده ايم يا آن را به خدمت اهداف خود گرفته ايم.
"همچنين فناوري اطلاعات علاوه بر کارايي بسيار، مي¬تواند با احضار، تلفيق و پردازش داده ها، نسخه اي کاملا نو و جديد از اطلاعات ارائه نمايد . اگر به سابقه اطلاعات ونحوه نگهداري و اشاعه آن توجه نمائيم خواهيم ديد که اطلاعات بصورت نوشته هاي بد خط و شتابزده کاغذي محبوس درمحلهايي پراکنده پيدا و بازيافت مي شده است و براي يافتن آنها بايد کار فيزيکي انجام ميگرفت و تقريبا ارتباط و پيوستگي آنها غير ممکن بود.
آنچه در فناوري اطلاعات مي بايست مورد توجه قرار گيرد عبارتند از ذخيره¬سازي اطلاعات، پردازش و ارائه اطلاعات، سيستم¬هاي عامل، زبان¬هاي برنامه نويسي، مهندسي پروتکل ها، نرم افزارهاي کاربردي. همچنين مهمترين اجزاء موارد مذکور شامل پروتکل هاي شبکه، شبکه هاي ذخيره سازي داده، فناوري هاي رمزنگاري و امنيتي، سخت افزار ( کامپيوترهاي شخصي، سرويس دهندگان و ... )، طراحي بانک هاي اطلاعاتي، زبان هاي ارائه محتوا در وب نظير HTML،XML و تشخيص و پيشگيري از حملات مي شود.
فناوري اطلاعات در رسانه ها:
واژه تکنولوژي رسانه ها به طور سنتي به تلفن، راديو و تلويزيون اطلاق مي شود که هر يک در مقطعي از تاريخ، هدف و کاربرد محدودي داشته اند. به هر حال تکنولوژي اطلاعات واژه اي است با تعبيري باز که مجموعه وسيعي از تکنولوژي ارتباطات از قبيل کامپيوتر، ماهواره و بهره گيري جديد از رسانه هاي قديمي تر از طريق کاست ويدئو و کاست هاي شنيداري، ويدئو و پخش صوت هاي ديسکي و تکنولوژي هاي مخابراتي که ارتباط هاي پيچيده تر و گسترده تري را فراهم مي سازند در بر مي گيرد.
تکنولوژي اطلاعات امروزه در اصل الکترونيک بوده و اساس آن را مدارهاي يکپارچه و قطعات سيليکون تشکيل مي دهد.
تکنولوژي الکترونيک اطلاعات به دو گروه عمده تقسيم مي شوند: نخستين گروه را تله ماتيک ها يعني رسانه¬هاي بزرگ مي¬نامند که تکنولوژي¬هايي چون کامپيوتر، تلفن، ماهواره، تلويزيون، ارديو، ويدئو و ديگري تکنولوژي هايي که به زير بناي گسترده نياز دارند را در بر مي گيرد. هنگامي که از تکنولوژي تله ماتيک سخن به ميان مي آيد فرض بر اين است که هم روند انتقال پيام مورد نظر است و هم سخت افزاري که جهت تکميل مبادله ضروري مي باشد. دومين نوع تکنولوژي اتنوترونيک يا رسانه هاي کوچک ناميده مي شوند که وسايلي چون ماشين تحرير، ضبط صوت، فاکس، ماشين هاي فتوکپي، ماشين حساب، ساعت هاي ديجيتال و ديگر انواع تکنولوژي هاي شخصي را در بر مي گيرد.
تمامي اين تکنولوژي هاي اطلاعات، جزئي از تکنولوژي هاي رسانه هاي بزرگ و کوچک محسوب مي شوند. تنوع تکنولوژي با تنوع کاربردهاي نرم افزار شامل استفاده وسيع از کامپيوتر، خودکار شدن امور دفتري، مبادله صدا، اطلاعات، تصاوير و نوشته ها و هوش مصنوعي همراه است.
گرچه کشورهاي در حال توسعه با درجه متفاوتي از پيچيدگي هاي تکنولوژيک رو به رو هستند ولي به طور کلي تکنولوژي رسانه هاي کوچک بيش از تکنولوژي رسانه هاي بزرگ در اين کشورها رواج دارد. کاربرد خصوصي تکنولوژي رسانه هاي کوچک سبب مي شود تا دولت ها براي اين گونه رسانه ها در مقايسه با رسانه هاي بزرگ اهميت کمتري قائل شوند. اما به هر حال کشورهاي توسعه يافته و سازمان هاي بين المللي نقش چشمگيري در کاربرد، توسعه و ارزيابي تکنولوژي رسانه هاي بزرگ و کوچک در کشورها در حال توسعه ايفا مي کنند.
حمل و نقل:
حمل و نقل نخستين شالوده لازم براي هر گونه توسعه اجتماعي است .دومين شالوده، انرژي و سومين شالوده توسعه اجتماعي، امکان برقراري ارتباط از راه دور است که امروز به صورت زير بناي مخابراتي شامل تلفن، تلکس و انتقال اطلاعات درآمده است.
اهميت انتقال سريع اطلاعات ضرورت ايجاد شالوده چهارم، رسانه هاي بزرگ را مطرح ساخته که در برگيرنده فرايند و تکنولوژي انتقال اطلاعات (از طريق ارتباط راه دور و کامپيوتر) بوده و ارسال و دريافت کم هزينه کارآمد، کافي و مطمئن اطلاعات و آگاهي را امکان پذير نمايد.
در اينجا مسئله تاثير متقابل تکنولوژي و انسان مطرح مي شود که سازگاري و مناسب بودن آن را براي يک منظور خاص بيان مي کند. مثلا انسان نمي تواند براي چند ساعت متوالي و بدون هيچ گونه استراحت پشت يک داده پرداز بنشيند بدون آنکه از ناراحتي چشم، کمر و ديگر فشارهاي جسمي شکايت کند. در ايجاد چهارمين شالوده رسانه هاي بزرگ بايد مشکل بالقوه ارتباطات غير انساني شده يا استفاده از ماشين که جاي انسان را مي گيرد مورد توجه قرار گيرد. اين مسائل به گونه اي اجتناب ناپذير به اهداف و تصميمات کشورها و به نقشي که مي خواهند در جامعه اطلاعات ايفا کنند بستگي دارد.
تکنولوژي هاي جديد ارتباطي با ارايه گستره وسيعي از اطلاعات و ارتباطات به مردم، ماهيت محيط زيست بشر را دگرگون مي سازند. آرتور سي.کلارک ( 1981 ) تکنولوژي هاي جديد ارتباطي را عاملي براي تبديل جامعه پراکنده جهاني به "يک خانواده بزرگ حراف" عاري از اختلافات جاري سياسي و ايدئولوژيک توصيف مي کند.
کلارک اين تکنولوژي هاي را "سلاح صلح" ناميده است. کارل دوچ ( 1963 ) از همين پديده به عنوان عاملي با قدرت سرکوب بيشتر براي جايگزيني پليس محلي و فعاليت هاي نظامي جهت حفظ نظم ياد مي کند.
ديدگاه خوشبينانه ( ولي تا حدي ساده انديشانه ) هم وجود دارد مبني بر اينکه کشورهاي در حال توسعه ممکن است بيش از کشورهاي توسعه يافته از نوآوري هاي تکنولوژيک سود جويند چون اين گونه کشورها با فشارهاي ناشي از سرمايه گذاري هاي ثابت در تکنولوژي هايي که اکنون از رده خارج شده اند روبه رو نبوده و نيازي به تقبل هزينه جهت تبديل سيستم هاي قديمي به سيستم هاي جديد تکنولوژيک ندارند. استفاده از فيبر نوري به جاي کابل مسي در انشعاب تلفن از جمله اين موارد است. با وجود اين کشورهاي در حال رشد در زمينه خريد تکنولوژي نوين يا دست برداشتن از آن به اميد دستيابي به تکنولوژي پيشرفته تر در آينده بر سر دو راهي قرار دارند. بسياري ازکشورهاي در حال توسعه از به کارگيري تکنولوژهايي که نياز به آموزش و اطلاعات فوق العاده داشته و وابستگي تکنولوژيک به يک کشور يا شرکتي را به دنبال دارد اکراه دارند. به همين دليل، کشورهاي در حال توسعه در اغلب موارد با استندد به اين فرضيه که تکنولوژي جديد با نيازهاي آنان متناسب نيست از قبول آن خودداري مي کنند.
به هر حال اين کشورها براي برآوردن نيازهاي متفاوت خود به انواع تکنولوژي هاي نوين، متوسط و ساده نياز دارند. بنابراين براي انتقال و ورود آن و مهارت و دانش فني جهت استفاده در توليد تکنولوژي بومي براساس منابع کشور و توسعه اين گونه تکنولوژي ها در کشورهاي در حال رشد، تلاش گسترده اي در جريان است.
پخش برنامه تلويزيوني :
در خلال دهه 1980 در بسياري از کشورهاي جهان تعداد کانالهاي تلويزيوني بر اثر روند فزاينده خصوصي سازي رسانه ها و همچنين توزيع جغرافيايي کشورها که دريافت علائم ارسالي از يک کشور در کشورهاي ديگر را آسان ساخته است، به شدت افزايش يافت ، علاوه بر اين بهره گيري از ماهواره ، کابل و توزيع برنامه هاي تلويزيوني از طريق نوار هاي ويدئوئي به رشد بخش برنامه هاي تلويزيوني کمک کرده است . علاوه بر اين، تکنولوژي ساخت گيرنده هاي تلويزيوني با کاهش مداوم هزينه همراه بوده و کوچک سازي ان موجب افزايش قابليت حمل اين وسيله گرديده است.
ويدئو در اوج رونق :
در سال هاي 1960 تا 1990 چهار منطقه ويدئو خيز در جهان وجود داشت، ژاپن و آسياي جنوب شرقي ، کشورهاي عرب ، اروپاي غربي و آمريکاي شمالي ، استفاده از ويدئو و وسعت بازارها در اين چهار منطقه ، سيستمهاي توزيع خاصي پديد آورده بود که در موارد بسياري توان استفاده از آنها وجود داشت. سيستمهاي پخش ويدئويي نيز همانند ديگر سيستمهاي نرم افزار و سخت افزار براي مصرف کنندگان و توزيع کنندگان مزايا و مشکلات خاصي ايجاد مي كرد.
ماهواره ها :
تکنولوژي لازم براي گسترش استفاده از تلويزيون بسيار واضح که در حال حاضر موجود است کمک بسيار زيادي به پخش ماهواره اي خواهد کرد. سيستم پخش مستقيم ماهواره اي يا پخش از طريق ايستگاه هاي زميني ، در شکل کنوني آن به ابزار مهمي براي پخش برنامه هاي تلويزيوني و مشارکت در اطلاعات بين کشورهاي صنعتي جهان و همچنين کشورهايي که از منابع محدودي برخوردار بوده و از مشکلات جغرافيايي رنج مي برند، تبديل شده است. طرحهايي که از ارتباطات ماهواره اي استفاده مي کنند عبارتند از : اينسات ( طرحي که در هند اجرا شده ) سيستم آنيک در کانادا که براي پوشش جمعيت بومي در شمالي ترين نقطه کشور طراحي شده است ، سيستم پياسسات که کنش متقابل و مشارکت برنامه در ميان کشورهاي جنوب اقيانوس آرام را امکان پذير مي سازد و سيستم عرب سات که کشورهاي مختلف عرب را تحت پوشش دارد . ماهواره به عنوان يک سيستم توزيع مي تواند در انواع زمينه ها مورد استفاده قرار گيرد مشروط بر آن که کشورها به اين سيستم دسترسي داشته و از دانش تکنولوژيک براي بهره گيري هر چه بيشتر از امکانات خود استفاده کنند.
ديجيتال سازي:
ديجيتال سازي نيز از جمله تکنولوژيهاي است که مي تواند از طريق پخش ماهواره اي يا کابلهاي ارتباطي ( بويژه فيبر نوري ) يک سيستم بين المللي برقرار کند. از طريق ديجيتالي نمودن اطلاعات کانالهاي ارتباطي ، مي توان دو برابر اطلاعاتي را که از طريق کانالهاي سنتي ارسال مي شود منتقل نمود. در ميان مزاياي اطلاعات ديجيتالي مي توان به ارزانتر بودن وسيله توزيع ( البته پس از تبديل ساختارهاي موجود زير بنايي به سيستمهاي سازگار با اطلاعات ديجيتال ) ، امکان استاندارد کردن بيشتر تکنولوژيها و مبادله بيشتر اطلاعات اشاره نمود. مهمترين جنبه منفي اين سيستم نياز به تغيير ساختارهاي زير بنايي قديمي با سيستم جديد جهت سازگار نمودن آن براي انتقال سريعتر اطلاعات است. براي بسياري از کشورهاي جهان سوم که با ضعف ساختارهاي زير بنايي يا فرسودگي اين ساختار ها دست به گريبانند هزينه اوليه برقراري سيستمهاي ديجيتال ممکن است به برداشتن گام بزرگي در جهت وابستگي آنان به يک جامعه اطلاعات قويتر منجر شود.
کامپيوتري شدن و انتقال اطلاعات:
پردازش الکترونيک و ديجيتالي شدن رسانه هاي چاپگر به پيدايش دو جريان معاصر کمک کرده است ، هماهنگي فرآيندهاي متفاوت چاپ ، و انطباق فرآيندهاي کوچک در يک سيستم بزرگ. اين تحول به کامپيوتري شدن تمامي مراحل تهيه نوشته و تصاوير ، بهبود کنترل و چاپ مستقيم توسط ليزر که هم نوشته و هم تصاوير را چاپ مي کند ، منجر شده است.
"حال با توجه به نقش بکارگيري رايانه و خطوط ارتباطي شبکه در بالا بردن سرعت انتقال اطلاعات در اينجا ميبايست به بررسي وضعيت دو فن آوري بسيار مهم در زمينه اطلاع رساني در عصر حاضر اشاره نمائيم:
الف – کتابخانه هاي ديجيتال:
مفاهيم فناورانه موجود در پشت کتابخانه هاي ديجيتالي داراي تاريخچه طولاني در حدود صد سال ميباشند. ابتدا داده پردازي کارتهاي سوراخدار در سرشماري سال 1890آمريکا بکار گرفته شد. پردازش اطلاعات در شکل قابل خواندن براي ماشين مهم شده بود. در سالهاي 1930 فناوري ميکرو فيلم آغاز بکار کرد. ايده فشرده سازي مستندات ابزارهاي مناسبي را براي کتابخانه ها جهت ذخيره مقادير وسيعي از اطلاعات در يک فضاي محدود فراهم آورد. با بکارگيري روز افزون کامپيوتر ها ، ابزارهاي جايگزين براي ذخيره اطلاعات مد نظر قرارگرفت. شخصي بنام بوش ماشيني را تحت عنوان ممكس را عنوان نمود که قابليت سازماندهي ، ذخيره و نمايش مقالات و کتابها وديگر اطلاعات را از طريق ميکروفيلم بر روي ميز شخصي افراد دارا بود. يکي از خصوصيات ويژه سيستم مربوطه امکان جستجوي کليد واژه ها بود.
در سالهاي 1960 پايگاه اطلاعات قابل دسترس از راه دور و بطور پيوسته ايجاد شد.در سالهاي 1970 جستجوي پيوسته با واسطه پديد آمد در اين زمان ، اطلاعات پيوسته فقط محدود به مستندات متني بود.در سال 1980، اولين کامپيوتر قابل حمل و نرم افزار آن معرفي شد. در اواسط دهه 1980 ، ديسکهاي فشرده مطرح شدند. و در سال 1990 تيم برنرزلي شبکه جهاني و گسترده wwwرا اختراع کرد. ضمن آنکه تبادل اطلاعات را جهاني ، توزيعي،محاوره اي ، فوق متني و بدون وابستگي به سخت افزار را عنوان نمود.در سال1993 ، مرورگر موزائيک به کتابخانه ها ارائه شد.در انگلستان ، سرويسهاي کامپيوتري و سپس کتابخانه الکترونيکي بوجود آمد.
در سال 1994، کتابخانه کنگره ملي ديجيتال را اعلام کرد. متعاقب آن نهاد هايي طرح هاي مربوط به کتابخانه هاي ديجيتال را ارائه نمودند.
براي کتابخانه هاي ديجيتال تعريف متنوع و متفاوتي شده است ، فدراسيون کتابخانه هاي ديجيتالي در سال 2002 چنين تعريفي را ارائه نموده است:
سازمانهايي که به کمک کارکنان متخصص مجموعه هايي از کارهاي ديجيتالي را انتخاب و سازماندهي کرده و امکان دستيابي ، تفسير ، توزيع و نگهداري دائمي در طي زمان را فراهم مي آورند ، بطوريکه آنها به سادگي توسط نهاد تعريف شده و يا مجموعه اي از نهادها مورد استفاده قرار گيرند.
ب- وب سايتها:
همانطور که در بالا نيز اشاره نموديم روند فعاليت مراکز اطلاع رساني امروزه بدان سو حرکت مينمايد که تا حد امکان کليه سرويسهاي اطلاع رساني از طريق سايتهاي وب و سرويس دهنده هاي مربوط به وب از طريق شبکه هاي رايانه اي انجام گردد، لذا ميتوان بطور کلي فرآيند اطلاع رساني سايتهاي وب را به شش گروه زير تقسيم بندي نمود: 1. جناحي، 2. تجاري، 3. اطلاع رساني، 4. خبري، 5. شخصي6. تفريحي
بمنظور بررسي وب سايتها اهم موضوعات موردتوجه ارزيابي سايت اطلاع رساني بشرح ذيل ميباشند:
الف- اعتبار درسطح سايت
ب- اعتبار درسطح صفحه
وقتي صحبت از يک سايت اطلاع رساني مي شود بهتر است ابتدا اعتبار کل سايت و سپس اعتبار تک تک صفحات آن مورد بررسي قرار گيرد.
همچنين علاوه بر موارد ياد شده مي¬توان گفت: تکنولوژي الکترونيک اطلاعات به دو گروه عمده تقسيم مي شوند: نخستين گروه را تله ماتيکها يعني رسانه هاي بزرگ که تکنولوژيهاي چون کامپيوتر ، تلفن ، ماهواره ، تلويزيون ، راديو ويدئو و ديگر تکنولوژيهايي که به زير بناي گسترده نياز دارند را در بر مي گيرد.
دومين نوع تکنولوژي، اتنوترونيک يا رسانه هاي کوچک ناميده ميشوند که وسايلي چون ماشين تحرير ، ضبط صوت ، فاکس ميل ( فاکس ) ، ماشينهاي فتوکپي ، ماشين حساب ، ساعتهاي ديجيتال و ديگر انواع تکنولوژيهاي شخصي را در بر مي گيرد. تمامي اين تکنولوژيهاي اطلاعات ، جزئي از تکنولوژيهاي نرم افزار شامل استفاده وسيع از کامپيوتر ، خودکار شدن امور دفتري ، مبادله صدا ، اطلاعات ، تصاوير و نوشته ها و هوش مصنوعي همراه است.
جريان وراي مرزي اطلاعات:
آن دسته از فعاليت هاي تجاري و صنعتي که به انبوه اطلاعات نياز دارند نظير بانکداري ، بيمه ، خطوط هوايي و ديگر رشته هاي تجارت بين المللي شديد به انتقال اطلاعات در سطح جهاني متکي اند. با وجود اين ، گرد آوري آمار کار دشواري است چون اين گونه اطلاعات را نمي توان با شاخصهاي ديگري چون اشاعه کامپيوتر ها ، خدمات رو به افزايش مخابراتي يا توسعه سريع خدمات نرم افزار مرتبط ساخت. تنها از طريق رد پايي اطلاعات ، پردازش ، ارسال و ذخيره کردن مي توان ميزان روزنه اطلاعات انتقال يافته به آن سوي مرزها را اندازه گيري نمود.
برنامه هاي آموزش از راه دور :
با وجود مشکلات سياسي و زير بنايي ، مساله استفاده از رسانه ها به عنوان ابزاري جهت اهداف آموزشي در بسياري از کشورها که با مشکلات جغرافيايي ، جمعيت انبوه روستايي و کمبود آموزگاران تعليم ديده رو به رو هستند، به عنوان يک راه حل اساسي تلقي مي شود. در جهت کشف کار آيي تکنولوژيهاي پيشرفته در امور آموزشي ، موسساتي نظير سازمان ملل متحد و بانک جهاني تاکنون هزينه چندين برنامه آزمايشي را تامين کرده اند. در مجموع افراد طبقات مختلف به دليل سادگي استفاده از تکنولوژي و مشکلات موجود بر سر راه آموزش افراد در مناطق دور افتاده که از وجود آموزگاران و منابع لازم محرومند از برنامه هاي آموزش از راه دور استقبال مي کنند. براي مثال در مناطق روستايي هند تمامي تکنولوژيهاي غير سنتي به اهداف آموزشي اختصاص يافته اند. با توجه به کار آيي بالقوه رسانه ها نظير نوارهاي پخش صوت و ويدئو ، برنامه هاي آموزشي ضبط شده بر روي نوار ، تکنولوژيهاي کمک آموزشي و نرم افزارها با وجود مشکلات ناشي از هزينه زياد در اولويت قرار دارند. اکراه برخي از معلمان براي عزيمت به مناطق روستايي ، حقيقتي است که تعهد دولت هند براي آموزش توده ها را تحت تاثير قرار مي دهد.
برنامه هاي آموزش از راه دور نه تنها برنامه هاي آموزشي موجود براي توده ها را از لحاظ کيفي ارتقا مي بخشد بلکه از لحاظ کمي نيز تاثير به سزايي به همراه دارد. برنامه هاي آموزش از راه دور مي تواند تمامي گرو ه هاي سني را در بر گرفته و ايده ها را به موقع و با محتواي فرهنگي مناسبتر منتقل نمايد. مثلا تفاوتهاي زباني ، رفتارهاي اجتماعي و باورهاي مذهبي را مي توان در قالب پيامها براي مخاطبان خاص با وضوح بيشتر بيان نمود.
نوارهاي ضبط صوت:
ويژگيهاي چون قيمت نازل ، قابليت مصرف دوباره و قابليت حمل نوارهاي صوتي از جمله عواملي است که در بخشي از بازار و رسانه ها ، انقلاب بر پا کرده است. نوارهاي صوتي به آساني قاچاق ، تکثير و در مواقع ضروري پاک مي شوند. گر چه در مورد کاربرد نوارهاي صوتي در کشورهاي در حال رشد مطالب اندکي نوشته شده است ولي شواهد حکايت از آن دارد که اين نرم افزار کوچک در بسياري از کشورها به عنوان يک وسيله سياسي ، موجب دگرگوني بوده است.
جهانگردي :
چندين کشور جهان سوم براي کسب در آمدهاي خارجي به صنعت توريسم متوسل شده اند. در سالهاي اخير بويژه کشورهايي آسيايي به منافع ناشي از اجازه بر قراري تماس با جهان خارج پي برده و به اين نتيجه رسيده اند که افزايش امکانات سياحتي علاوه بر تقويت فعاليتهاي تجاري به گسترش بازديد خارجيان منجر خواهد شد. ارائه اطلاعات مسافرتي از طريق نوارهاي سمعي و بصري به جهانگردان کمک مي کند تا برنامه سفر خود ، مناطق ديدني و حتي محل اقامت خود را انتخاب کنند.
نویسنده:میترا شمشیری