نمايه ( Index)

نمايه ( Index)

نمايه ( Index)

معادل نمايه در انگليسي واژه Index است که از واژه لاتيني Indic به معني دلالت کردن گرفته شده است.

نمايه به دو دسته کلي نمايه توصيفي و نمايه موضوعي تقسيم بندي مي شود:

ــ نمايه توصيفي Descriptive Index

پرداختن به ويژگيهاي اطلاعاتي غيرموضوعي يک مدرک که معمولاً به اطلاعات کتابشناختي موسوم مي‌باشند را «نمايه توصيفي» مي‌گويند.

ــ نمايه موضوعي Subject Index

ساخت و پرداخت زمينه هاي اطلاعاتي مدرک که بار موضوعي دارد و دسترسي بر مدارک را از طريق موضوع امکان‌پذير مي سازد «نمايه موضوعي» خوانده مي شود.

نمايه سازي (  Indexing)

به ثبت و ضبط محتواي اطلاعاتي مدارک با استفاده از روشهاي گوناگون، به منظور سازمان دادن اطلاعات به قصد سهولت بازيابي «نمايه‌سازي» گفته مي‌شود.

نمايه ساز  (Indexer)

نمايه ساز کسي است که کارش تهيه نمايه از مدارک باشد. نمايه ساز ماهر شخصي است که مدارک را بي‌غرضانه، دقيق، اصولي و با در نظر گرفتن جامعه استفاده‌کنندگان و نيازهاي احتمالي آنها تجزيه و تحليل نمايد.

هدف نمايه سازي    (Indexing    goal)

هدف نمايه سازي افزايش ميزان دسترسي مراجعه کنندگان به مطالب موضوعي مورد جستجو است. از اين لحاظ ممکن است که نمايه سازيها بسته به جامعه استفاده کننده و نيازهاي اطلاعاتي آنها با هم متفاوت باشند. گزينش مواد از ميان مطالب منتشره، توجه به موضوعي خاص، سوگيري زباني، توجه به مدرک و منبعي خاص و... از جمله عواملي هستند که مي توانند بر هدف نمايه سازي تأثير بگذارند.

 

کارکرد نمايه سازي (Indexing   Function)

نمايه سازي عموماً سه کارکرد عمده دارد:

·        محتواي اطلاعاتي مدارک را فشرده مي‌سازد.

·        ·به عنوان واسطه براي تطبيق و يکسان سازي زبان مدرک و زبان کاوش به کار مي‌رود.

·        ·به عنوان ابزاري کارا، بر شيوه تدوين راهبردي کاوش در جستجوي اطلاعات نظارت دارد.

 
زبان نمايه سازي  (Indexing  Language)

زبان نمايه سازي در نظام‌هاي اطلاع رساني به زبان ساختگي و قراردادي اطلاق مي‌شود که براي مقاصد نمايه سازي به ويژه قابليت بازيابي اطلاعات و مدارک به کار گرفته مي شود. به طور کلي زبان نمايه سازي، استانداردي را مهيا مي کند که هم نمايه ساز و هم جستجوگر مي توانند از آن استفاده کنند. از طريق زبان نمايه سازي، نمايه ساز و جستجوگر مي توانند مفاهيم را به يک صورت به کار برند. از آنجايي که زبانهاي نمايه سازي هم در نمايه سازي مدارک و هم در امر جستجوي مدارک به کار مي‌روند به زبان هاي بازيابي نيز معروفند.نمايه سازي داراي زبان هاي مختلفي است اين زبانها عبارتند از:

 

1.        زبان طبيعي    National   Language

نوعي نمايه سازي است که از زبان مدارک استفاده مي شود. در اين روش هر اصطلاح ياواژه اي که در مدرک آمده است، مي تواند براي نمايه در نظر گرفته شود. خصوصيت بارز نمايه سازي به زبان طبيعي، فقدان يک واژگان کنترل شده است. اين خصوصيت باعث تنوع زبان طبيعي در نمايه سازي شده است.

2.       زبان آزاد Free  Language    

نمايه سازي به زبان آزاد عبارت است از نمايه سازي که در آن هر واژه اي که بتواند موضوع مدرک را خوب توصيف کند به عنوان اصطلاح نمايه برگزيده مي شود. خواه به وسيله پديدآورنده مدرک به کار رفته باشد و يا به کار نرفته باشد. در اين روش محدوديتي براي واژه‌هايي که مي تواند در فرايند نمايه سازي به کار رود، وجود ندارد. اين روش مي تواند توسط انسان و يا رايانه انجام گيرد.

3.      زبان کنترل شده (مقيد( Controlled  Language

در اين گونه نمايه سازي معمولاً فهرستي مستند، مشخص کننده اطلاعاتي است که ممکن است به موضوعات نسبت داده شود؛ به بيان ديگر در نمايه سازي به زبان کنترل شده، شخص اصطلاحات يا واژه هايي از يک فهرست واژگان را براساس تفسير ذهني که از مفاهيم مندرج در مدرک دارد به مدرک اختصاص مي دهد

سيستم هاي نمايه سازي ( Indexing  Systems)

سيستم هاي نمايه سازي وسايلي هستند که به وسيله آنها از يک زبان نمايه‌اي براي ايجاد نمايه يا ساير ابزارهاي تجسسي استفاده مي‌شود. بنابراين به مجموعه اي از رويه هاي مقرر که براي سازماندهي محتواي رکوردها به منظور بازيابي و اشاعه اطلاعات، مورد استفاده قرار مي‌گيرد سيستم نمايه سازي گفته مي شود. پس همارايي و پيش همارايي دو سيستم اساسي نمايه سازي به شمار مي رود.

 نمايه سازي همارا  Co – Ordinate  Indexing

نمايه سازي همارا به شيوه اي از نمايه سازي گفته مي شود که در آن محتواي موضوعي هر مدرک با بيش از يک شناسه يا اصطلاح تعيين و توصيف مي شود و رابطه بين اصطلاح‌ها به وسيله جور کردن و ترکيب واژه‌هاي منفرد معين مي‌شود

. نمايه سازي پس همارا  Co – Ordinate  Indexing – Post

شيوه اي از نمايه سازي که در آن نمايه ساز، سرشناسه ها را از مفاهيم بسيار ساده انتخاب مي کند و تعدادي شناسه زير هر يک اضافه مي نمايد و نيز تدابيري براي پيوستن آنها به يکديگر به دست مي دهد تا به وسيله آنها جوينده بتواند موضوع مدرک موردنظر خود را بيابد. به عبارت ديگر پس همارايي اشاره به عملي مي کند که بعد از روند نمايه سازي انجام مي شود و مربوط به همارايي دو يا چند اصطلاح براي ساختن مفهوم موردنظر در مراحل بازيابي است.

 نمايه سازي پيش همارا  Co – Ordinate  Indexing – Per

هرگاه بين دو يا چند جزء به طور تصنعي و ساختگي، پيوند برقرار کنيم به اين عمل و نوع آن، نمايه پيش همارا گويند. به عبارت ديگر در نمايه سازي پيش همارا، ترکيب يا همارايي عناصر تشکيل‌دهنده موضوع مورد جستجو در هنگام نمايه سازي و به عبارتي پيش از بازيابي صورت مي‌گيرد

 

انواع نمايه سازي  ( Indexing  Kinds)

روشهاي گوناگوني جهت نمايه سازي وجود دارد که در ذيل به اختصار به خصوصيات هر يک از اين روشها اشاره مي‌گردد:

1.        نمايه سازي استخراجي (اشتقاقي) Extraction  Indexing

در نمايه سازي از طريق استخراج، از واژگان و عباراتي که واقعاً در مدرک وجود دارند براي بيان محتواي موضوعي همان مدرک استفاده مي شود. در اين نوع نمايه سازي که به آن نمايه سازي «اشتقاقي» نيز مي‌گويند، بيان‌هاي منتقل کننده معنا از متون استخراج شده با تغييرات کمي وارد فايل جستجو مي شوند. اين تغييرات جزئي عبارتند از: جمع و مفرد کردن، نرمال سازي، جايگزين کردن واژه هايي به جاي فعل و از اين قبيل تغييرات.

 

 

2.       نمايه سازي انتسابي (تخصيصي) Assignment  Indexing

اين نوع از نمايه سازي، مستلزم اختصاص اصطلاحات به مدرک از منبعي غير از خود آن مدرک است. بنابراين اطلاعات مي توانند از ذهن نمايه ساز نشأت گرفته باشند. عموماً «نمايه سازي تخصيصي»  مستلزم تلاش براي ارائه محتواي موضوعي با استفاده از اصطلاحاتي است که از نوعي واژگان کنترل شده استخراج مي‌شوند.

3.       نمايه سازي کنترل شده  Controlled  Indexing

استفاده از واژگان کنترل شده بدين معناست که نمايه سازان محدود به استفاده از توصيفگرهايي هستند که در واژگان مربوط وجود دارد. به عبارت ديگر واژگان کنترل شده شامل توصيفگرهايي است که مجاز شناخته شده اند، به کارگيري واژگان کنترل شده باعث مي شود تا از طريق کنترل مترادفات بيانهاي زبان طبيعي کاهش يافته و بالطبع قابليت پيش بيني تا حد زيادي افزايش يابد. به طور کلي نمايه سازان در اين روش فقط اصطلاحاتي را به مدرک اختصاص مي دهند که در فهرستي که شرکت محل کار براي آنان تهيه کرده وجود داشته باشد.

4.        نمايه سازي اجباري (توکيلي يا حکمي)  Mandatory  Indexing

يکي از راههاي تکميل و رفع نقص از نمايه سازي کنترل شده اين است که نمايه ساز مجبور است توصيفگرهايي از واژگان زبان نمايه را انتخاب کند که به صورتي اخص و دقيق نشانگر مفاهيم و موضوع مدرک موردنظر هستند. در چنين حالتي جستجوگر، مدارکي با مانعيت (precise) کامل را بازيابي خواهد کرد. تنها در چنين شرايطي است که توصيفگرهاي انتخابي نمايه ساز و جستجوگر، با يکديگر منطبق شده و سازگار هستند و افت اطلاعات نخواهيم داشت. به عبارت ديگر در اين نوع نمايه سازي، از نمايه ساز خواسته مي شود که در همه حال از «قانون کاتر» تبعيت کند، يعني مناسب‌ترين و اخص‌ترين توصيفگرها را از واژگان نمايه سازي انتخاب کند.

5.      نمايه سازي آزاد  Free  Indexing

در نمايه سازي آزاد، نمايه ساز هر اصطلاحي را که به ذهنش برسد و آن را براي توصيف متن مناسب بداند، استفاده مي کند و آن را به متن منتسب مي کند. در عمل، نمايه سازي آزاد منتهي به نمايه سازي استخراجي مي شود.

6.        نمايه سازي سازگار  Consistent  Indexing

در نمايه سازي هنگامي که حاصل کار دو نمايه ساز از کاري يکسان، متفاوت باشد معلوم مي‌شود که اشتباهي رخ داده و ناسازگاري وجود دارد. اما واقعيت امر اين است که در يک نظام اطلاع‌رساني، اگر مدرکي واحد توسط چندين نفر و با روشهاي مختلف نمايه سازي شوند نبايد انتظار داشت که بتوان آن را سازگار نموده و همه را بازيابي کرد.

7.      نمايه سازي ترکيبي (Synthetic  Indexing )

بانگاهي به انواع روشهاي نمايه سازي متوجه مي شويم که نمايه سازي آزاد و اجباري، داراي نقاط قوت و ضعفي هستند که اگر درست و به جا با يکديگر ادغام شوند، بسيار کارآمد و مؤثر خواهند بود. با وجود اينکه نمايه سازي اجباري در مقايسه با ديگر روشها داراي امتيازات بيشتري است ولي به دليل فقدان اخص سازي و واژگاني از اين نظر ناقص است. ولي با ادغام نمايه سازي آزاد که داراي ويژگي اخص سازي واژگاني است، نقاط ضعف هر دو نوع نمايه سازي رفع شده و يک نوع نمايه سازي کارآمد و مؤثر به وجود مي‌آيد.

چشم پوشي از نمايه سازي (نظام هاي اطلاع رساني متن کامل) به دليل مشکلات و سختي انواع نمايه سازي، اغلب ترجيح مي دهند که بدون دخالت انسان متون اصلي را ذخيره کنند. در اين صورت انتقال معنايي لغات متن است که مورد جستجو قرار مي‌گيرد. چنين نظامهايي ارزان و سريع هستند و با استفاده از روش خواندن ماشيني متون مي توان به سادگي به همه اطلاعات دسترسي پيدا کرد.

انواع نمايه سازي ماشيني

1-استخراجي مطالب کم اهميت را از ان جدا کرده مابقي را نمايه مي کند.

2-تخصيصي  متن را بااصطلاحات مشخص به کامپيوتر داده کامپيوتر نمايه مي کند.

مزيت:  ارزان/سريع/مي توان به سادگي به همه اطلاعات دسترسي پيدا کرد.

معايب: نداشتن خلاقيت/ابهام در کلمات

 

مراحل نمايه سازي (  Indexing Process)
با جمع بندي نظرات مختلف در اين خصوص مي توان مراحل نمايه سازي را در پنج بخش عنوان نمود:

1.        آشنايي و شناخت

اولين قدم در تهيه فهرستي مناسب از توصيفگرهاي يک مدرک، آشنايي با محتواي مدرک است. نمايه ساز بايد از محتواي مدرک آگاهي داشته باشد. تنها تفاوت نمايه سازي با چکيده‌نويسي اين است که نمايه ساز بر خلاف چکيده‌نويس، لزومي ندارد از تمام ريزه کاري‌هاي مدرک اطلاع‌ پيدا کند. آنچه که دانستن آن براي نمايه ساز واجب است، اطلاع از ساختار محتوايي مدرک و مطالب تازه‌اي است که مدرک در مورد آن خلق شده است.

2.       تجزيه و تحليل

تحليل دومين مرحله، قبل از انتخاب واژه هاي موضوعي را تشکيل مي دهد. تحليل انساني يک مدرک و تصميم‌گيري پيرامون اين که کدام موضوع‌ها از نظر نمايه سازي به قدر کافي با اهميت مي‌باشند، بسيار مشکل است. بعضي از مشخصه هاي اين فرآيند را مي توان مشخص کرد. اما به روي هم طي اين مرحله تا حدود زيادي به تجربه و قدرت کافي بستگي دارد. هر مدرک يک يا چند موضوع اصلي دارد. واضح است که اين موضوع‌ها حتماً بايد نمايه شوند، اما نمايه سازي موضوع‌هاي فرعي مدرک تا حد زيادي بستگي به سياست واحد نمايه سازي با استفاده اي دارد که در پايان کار از نمايه ها مي شود.بايد به اين نکته اشاره کرد که اصولاً مفاهيم نمايه مي شوند، نه واژه هايي که پديدآورنده مدرک به وسيله آنها، اين مفاهيم را ارائه کرده است، زيرا پديدآورنده ممکن است زباني مبهم، تخصصي، عاميانه، سنگين و يا غير قابل قبول به کار برده باشد

3.      . تشخيص اطاعات قابل نمايه شدن

 نخستين قاعده، وفادار ماندن به مدرک است. اين قاعده ممکن است بديهي نمايد، اما عدم توجه به آن نمايه ساز را در عوض کردن محتواي واقعي مدرک، به دام نمايه کردن اشارت ضمني، کاربردهاي سطحي، موارد پيشنهادي، راهنمايي‌هاي مربوط به آينده و جز آن مي اندازد.نمايه ساز بايد همواره اين نکته را مدنظر قرار دهد که اصولاً مفاهيم نمايه مي‌شوند، نه واژه‌هايي که مؤلف به وسيله آنها اين مفاهيم را ارائه کرده است. نمايه ساز نبايد خود را درگير محض نمايه‌سازي واژه ها کند، بلکه بايد ابتدا مفهوم و معنايي را که در بطن واژه ها نهفته است پيدا کند و سپس اصطلاحاتي را که نظام براي آن مفاهيم طرح ريزي کرده است، به عنوان معادل آنها برگزيند.بنابراين مي توان نتيجه گرفت، اقلام اطلاعاتي از نظر ذخيره و بازيابي آن چنان بايد از متن مدرک بيرون کشيده شود که نمايه ساز اگر خود را به جاي استفاده کننده از آن اطلاعات بگذارد، واقعاً انتظار آن را داشته باشد که مدرک نمايه شده از هر نظر پاسخگوي نيازهاي او باشد

4.       تبديل مفاهيم به اصطلاحات نمايه يا ترجمه و انتقال مفاهيم قابل نمايه شدن به اصطلاحات پذيرفته شده

 وقتي که تحليل مقدماتي مدرک تمام شد، نمايه ساز شروع به برگزيدن واژه هايي مي کند که بايد در نمايه نامه بيايد. اين واژه ها در زبان مقيد نمايه‌سازي بايد از ميان واژه هاي معيني انتخاب شود، بهتر است که واژه ها و مفاهيمي که در نتيجه بررسي و مطالعه مدرک استخراج شده است با اصطلاحنامه‌اي که در همان زمينه است مقايسه گردد.نمايه ساز ناگزير از جستجو در اصطلاحنامه است و طبيعي است که بايد در جستجوي توصيفگرهايي باشد که بتوانند مفهوم اطلاعات را به خوبي و روشني القاء کنند. در اين جستجو بايد اصطلاحات وابسته موجود در هر شناسة اصطلاحنامه مورد بررسي قرار گيرد.وقتي سياهه توصيفگرهاي گزيده شده کامل گرديد، لازم است که نمايه ساز دو يا چند تا از آنها را با هم هماراسته کند تا ببيند مفهومي که از آن حاصل مي شود دقيقاً در مدرک هست يا خير؟ در واقع هدف اين است که از بازيابي مدارک بي‌ربط با موضوع، جلوگيري شود. تجربه نشان داده است که هر چه بازيابي تحت همارايي توصيفگرهاي اخص انجام شود، ارتباط موضوعي مدارک بازيابي شده بيشتر و دقيق‌تر است.براي دسترسي به خاص‌ترين توصيفگر مناسب در اصطلاحنامه، نمايه ساز بايد همواره خود را عادت دهد به اينکه هنگامي که در مورد گزينش يک توصيفگر تأمل مي‌کند، اطلاعات مربوط به آن را که در اصطلاحنامه آمده است به دقت مطالعه کند و اصطلاحات اخص مشترک با آن را بررسي نمايد تا شايد يکي از آنها براي مفهوم مورد نظر مناسب‌تر باشد.

روش هاي جمع آوري اطلاعات

روش هاي جمع آوري اطلاعات

 

—    يكي از اصلي تر ين بخش هاي هر كار پژوهشي را جمع آو ري اطلاعات تشكيل مي دهد. چنانچه اين كار به شكل منظم وصحيح صورت پذيرد‏ كار تجزيه و تحليل و نتيجه گيري از داده ها با سرعت و دقت خوبي انجام خواهد شد.

 

گردآوری داده ها

 

پيش از گردآوری داده ها بايد طرح مشخص برای اينکاردر نظر گرفت.

 

پاسخ به سوالات زير می تواند راهگشا باشد.

1.  داده هاي مربوط چه چيزي گردآوري مي شود  ؟

2.  چرا داده ها گردآوري مي شود ؟

3.  داده ها چگونه گردآوري مي شود ؟

4.  داده ها در چه زماني گردآوري مي شود ؟

5.  داده ها را چه كساني گردآوري مي كنند ؟

6.  گردآوري داده ها به چه مواد و ابزاري نياز دارد  ؟

7.  داده ها چگونه توصيف و تفسير مي شوند ؟

8.  چه مقدار هزينه براي گردآوري داده ها و تفسير آنها لازم است  ؟

9.  داده ها چگونه گزارش مي شوند ؟

10.    منبع يا منابع تأمين هزينه كيست  ؟

 

پردازش و تفسير داده ها  

 

پس از آن كه داده ها گردآوري شد بايدآنها را پردازش و تفسير نمود

 

1.       كنترل كيفيت داده ها

2.       تفكيك داده ها

3.       پردازش داده ها

 

كنترل كيفيت داده ها

1.       داده ها به دقت جمع آوري و ثبت شود

2.       داده هاي گردآوري شده را بازبيني كنيم

3.       خطاهاي احتمالي را اصلاح كنيم

4.       اگر تعدادي از پرسش ها بدون پاسخ مانده است بايد تكميل شود

5.       اگر پاسخ سئوال ها با يكديگر همخواني ندارند ميبايست علت روشن شده و پرسشنامه اصلاح گردد

تفكيك داده ها

— تفكيك داده ها كار پردازش را ساده تر مي سازد ، مثلاً داده ها از گروه هاي مختلف جمع آوري شده اند ، كودكان و بزرگسالان ، زنان و مردان ، شهري و روستايي ، كاركنان رسمي و غير رسمي و  …

—  بهتر است ابتدا پرسشنامه هاي مربوط به هر گروه يا جمعيت را جدا كنيم

 

پردازش داده ها

—  از دو روش دستي و رايانه اي مي توان استفاده كرد

—  از روش دستي پردازش براي تعداد كم پرسشنامه ميتوان استفاده كرد

—  روش چوب خطي رايج ترين روش پردازش دستي است

—  چوب خط زدن شامل شمارش تعداد دفعات نتيجه مشاهده شده است كه در فرم هاي گزارش موجود باشد

 

اصلی ترين روش ها برای جمع آوری داده ها به شرح زير است:

الف) استفاده از اطلاعات و مدارك موجود

—    در برخي تحقيقات  اطلاعاتي كه بايد بعنوان داده مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرند از پيش آماده هستند. بدين صورت كه محقق بدنبال اطلاعات جديد نيست بلكه می تواند نسبت به جمع آوري اطلاعاتي كه از قبل تهيه شده اند و در پرونده هاي ( درمانگاهي  بيمارستاني ثبت احوال، دانشجويي ،دانش آموزي و مراجعين به مراكز مختلف شهرداري ها و... ) موجود است  اقدام كند.

—    مزايا: به واسطه موجود بودن اطلاعات  ارزان است. در وقت صرفه جويي مي شود. مهمترين مزيت آن  امكان ارزيابي روند موضوع مورد بررسي در گذشته است كه در مطالعات گذشته بسيار حائز اهميت است.

—    معايب: ناقص بودن و دردسترس نبودن اطلاعات از اشكالات عمده اين روش است. گاهي ملاحظات اخلاقي مانع از دستيابي به اطلاعات مورد نظر مي باشد. قديمي و كهنه بودن اطلاعات هم ممكن است در برخي موارد مطرح باشد.

ب) مشاهده

از روش هاي جمع آوري اطلاعات است كه در آن رفتار مشخصات موجودات زنده اشيا و پديده ها با استفاده از ويژگي هاي گوناگون آنها ملاحظه و ثبت مي گردد. منظور از مشاهده ثبت دقيق تمام جوانب بروز حادثه ويژه يا رفتار و گفتار فرد يا  افراد از راه حواس و يا ساير راه هاي ادراكي ( كمك گرفتن از ابزار خاص ) ميباشد.

مشاهده منظم در تحقيق ضروري است بنابراين مشاهده بايد:

—  به هدف تحقيق مربوط باشد

—  برنامه و نحوه عمل آن از قبل مشخص و تنظيم شده باشد

—  به طور دقيق و منظم ثبت شود

—  ميزان اعتبار و صحت انجام آن قابل سنجش و بررسي باشد

مشاهده به دو صورت مشاركتي و غير مشاركتي انجام مي شود. در مشاهده مشاركتي  شخص مشاهده كننده در موضوع مشاهده شركت دار د در مشاهده غير مشاركتي مشاهده گر پديده مورد مشاهده را بدون آنكه خود دخالتي در آن داشته باشد ملاحظه مي كند  كه اين روش خود به دو صورت انجام مي شود. در روش اول مشاهده گر پديده ها را به صورت آشكار ثبت مي كند و در نوع دوم مشاهده گر به صورت مخفيانه مورد مشاهده را ملاحظه و به ثبت آن مي پردازد

مشاهده ممكن است در هنگام تهيه طرح اوليه تحقيق نيز صورت پذيرد كه بدان مشاهده مقدماتي گفته    مي شود  مشاهده ممكن است  منبع اصلي جمع  آو ري اطلاعات باشد و گاهي نيز براي تكميل يا اصلاح اطلاعاتي كه از روش هاي ديگر بدست آمده است استفاده شود. مشاهده ممكن است در مورد اشيا صورت بگيرد.

— مزايا: امكان بررسي جزئيات موضوع وجود دارد. مي توان صحت اطلاعات جمع آوري شده را با وسائل ديگر آزمايش كرد .براي جمع آوري اطلاعات زمينه اي مناسب است. در زمان كوتاه اطلاعات زيادي بدست مي آيد و اعتبار علمي اطلاعات بالاست.

— معايب: حضور مشاهده گر مي تواند بر روند فعاليت مورد مشاهده تاثير گذار باشد. تمايلات شخصي مشاهده گر و ميزان توانائي او در مشاهده و ثبت دقيق فعاليت مورد مشاهده ممكن است تاثير گذار باشد. عوامل محيطي بر نوع و روش گرد آوري اطلاعات موثر است. استاندارد كردن و طبقه بندي اطلاعات مشكل است( بويژه در ثبت رفتار انساني ) .مشكلات اخلاقي در مشاهده اعمال شخصي وجود دارد. براي نمونه هاي زياد  وقت گير و پر هزينه است.

 

 

ج) مصاحبه

مصاحبه يكي از روش هاي جمع آوري اطلاعات است كه در آن به صورت حضوري ياغير حضوري از افراد يا گروهي ار آنان پرسش مي شود. نكته مهم آن است كه سوالات مصاحبه از پيش انديشيده شده و تعيين شده است. آنچه مصاحبه را به صورت هاي مختلف طبقه بندي مي كند ميزان انعطاف پذيري آن و يا نحوه اجراي آن است. مصاحبه را يكي ازروش هائي دانسته اند که امکان دريافت پاسخ در آن بيش از روش های ديگر است، زيرا در هنگام مصاحبه امكان تحريك آزمودني براي دادن پاسخ وجود دارد و نيز مي توان در صورت ابهام با توضيح موضوع راروشن ساخت.

  مهمترين انواع مصاحبه

مصاحبه انعطاف پذير يا آزاد : در اين نوع چارچوب وحدود پرسش براي مصاحبه گر مشخص است ولي زمان و توالي پرسش به سليقه مصاحبه گر بستگي دارد. دراين حالت رفتار آزمودني طبيعي تر است و اطلاعات واقعي تري بدست مي آيد. مصاحبه گر مي تواند سوالات اضافي نيز طرح كند. ا ين روش براي  تحقيق هائي با مقياس كوچك ‏، مطالعات كيفي و يا مصاحبه با اشخاص و گروههائي كه اطلاعات اصلي از آنها بدست مي آيد ، مناسب است. هدف در اين گونه مصاحبه ها جمع آوري اطلاعات عميق و كيفي است.  

مزاياي مصاحبه

—         قابليت استفاده براي كم يا بي سوادان و كودكان و بيماران

—         امكان روشن كردن مفهوم سوالات

—         در مقايسه با مشاهده بدست آمدن درصد بيشتري از پاسخ ها

معايب مصاحبه

—         وقت گير و پرهزينه

—         در مقايسه با روش مشاهده ثبت وقايع ناقص تر است

—         طبقه بندي وتجزيه و تحليل اطلاعات درهنگامي كه سوالات باز هستند مشكل است

—         دخالت دادن نظرات شخصي

 

د) پرسشنامه

پرسشنامه شامل دسته اي از پرسش هاست كه برطبق اصول خاصي تدوين گرديده است و به صورت كتبي يه افراد ارائه مي شود و پاسخگو بر اساس تشخيص را خود جواب ها رادر آن مي نويسد. هدف از ارائه پرسشنامه  کسب اطلاعات معين در مورد موضوعي مشخص است. بزرگ بودن گروه يا جامعه مورد مطالعه يكي از دلايل مهم براي استفاده از پرسش نامه است چه امكان مطالعه نمونه هاي بزرگ را فراهم می آورد. كيفيت تنظيم پرسشنامه دربدست آمدن اطلاعات صحيح و درست و قابل تعميم بسيار با اهميت است.

—  بر اساس نحوه اجراي پرسش نامه و نيز نوع سوالات پرسشنامه  مي توان آنرا به گروههاي متفاوت تقسيم نمود.

طبقه بندی بر اساس ماهيت پرسشنامه

پرسشنامه باز: در اين نوع پرسشنامه با سوالات باز روبرو هستيم.در اينجا پاسخگو مي تواند بدون محدوديت هرپاسخي را كه مد نظرش باشد در مورد آن پرسش بنويسد و يا در آن زمينه توضيح دهد. در اينگونه سوالات  اطلاعات دقيق تر، كامل تر و داراي ارزش بيشتر هستند ولي طبقه بندي و نتيجه گيري از آنها مشكل تر و به تجربه زياد نيازمند است.

پرسشنامه بسته :   پرسش هاي بسته در اين نوع پرسشنامه ارائه مي شود.براي هر پرسش تعدادي گزينه و پاسخ انتخاب شده است كه فرد پاسخ دهنده بايد يكي از آنها رابه عنوان پاسخ بگزيند.هريك از پاسخ ها به گونه اي تنظيم شده است كه در عين منطقي بودن براي آن سوال از پاسخ مربوط به ديگر سوالات مجزاست. در اينجا پاسخ ها را مي توان به سرعت نوشت و تجزيه و تحليل و طبقه بندي پاسخ ها نيز ساده تر است اما اطلاعات به دقت و كاملي پرسش نامه باز نيست.

طبقه بندي بر اساس نحوه اجرا

—    پرسشنامه همراه با مصاحبه :  اين پرسشنامه همان مصاحبه انعطاف ناپذير است كه به صورت حضوري پرسش ها از افراد پرسيده مي شود و پاسخ ها را پرسشگر در برگه پرسشنامه وارد مي كند.

—        پرسشنامه خود ايفا : پرسشنامه در اختيار فرد يا گروه قرار مي گيرد و فرد به تنهائي و يا به صورت گروهي يه پرسشنامه پاسخ مي دهند .

—        پرسشنامه پستي پرسشنامه براي افراد از طريق پست ارسال مي شود . فرد پس از تکميل آنرا براي محقق عودت مي دهد.

—    پرسشنامه الكترونيك :  در اين نوع از پرسشنامه كه به تازگي موارد استفاده از آن گسترش يافته است ، محقق با استفاده از شبكه هاي اطلاع رساني و اينترنت ، اقدام به ارسال پرسشنامه الكترونيك براي افراد مي كند و افراد پاسخ ها را در همان پرسشنامه وارد و با پست الكترونيك براي محقق باز مي گردانند.در برخي موارد ممكن است افراد نسخه اي از پرسشنامه را چاپ کرده و بعد از پاسخگوئي به شكل پستي باز گردانند.

 

نكات مهم در طراحي پرسشنامه

1.        داشتن يك مقدمه رسا ، جذاب و واضح در ابتداي پرسشنامه

2.        وجود پرسش هاي قابل فهم و خالي از ابهام

3.        خودداري از پرسش هاي طولاني و وقت گير و دوپهلو

4.        خودداري از واژه ها و لغات نامانوس و نامفهوم

5.        طراحي پرسشنامه زيباودوراز كلمات زشت و زننده و تا جاي ممكن دوستانه

6.        محدود بودن پرسش هاي زمينه اي

7.        قرار دادن پرسش هاي حساس و مهم در پايان پرسش نامه

8.        هر سوال فقط به يك موضوع اختصاص داشته باشد

9.        استفاده از پرسش هاي باز و بسته به همراه هم

10.    قرار دادن تمام پاسخ هاي ممكن براي پرسش هاي بسته

مزاياي پرسشنامه

1.        عدم نياز به شخص مصاحبه كننده ، بنابراين عدم تاثير وجود چنين شخصي

2.        ساده و ارزان

3.        سادگي طبقه بندي و تجزيه و تحليل

4.        دقت يشتر پاسخ ها بواسطه محرمانه ماندن افراد

5.        امكان انجام مطالعات بزرگ

6.        يكسان بودن شرايط در زمان تكميل

معايب پرسشنامه

1.  عدم قابليت استفاده براي بي سوادان

2.  درك نكردن مفهوم سوال

3.  امکان  ارائه تصوير كاذب توسط فرد از خود

4.  كاهش درصد پاسخ هاي رسيده در پرسشنامه پستی

5.  در هنگام نوشتن پرسشنامه بايد  دقت نمود تا ابتدا از پرسش هاي زمينه اي استفاده گردد و سپس به پرسش هائي كه در زمينه موضوع طراحي شده اند ، رسيد.

خصوصيات يك پرسش

1.        اعتبار صوري : بدين معنا كه سوال قادر به اندازه گيري موضوع مورد پرسش باشد.به تعبير ديگر مقياس اندازه گيري متغيرتحت مطالعه باشد.

2.        انتظار دانستن پاسخ : بايد سوال طوي طرح شود كه انتظار داشته باشيم پاسخگو ،‌جواب آنرا بداند.

3.        روشن و صريح : سوال بايد بدون ابهام باشد و تنها به يك مطلب اشاره كند.

4.        بي آزار : به مسائل خصوصي افراد وارد نشود مگر با اجازه قبلي خود آنها.

5.       منصفانه: دلالت بر معنا و مفهوم خاصي ننمايد و آزمودني را به موضع خاص نكشاند.

 

روائی و پايائی

ابزاری که برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار ميگيرد درمرحله نخست بايد از روايي (اعتبار) برخوردار باشند و درمرحله دوم بايد پايايي ( اعتماد ) داشته باشند .

اعتبار بدين معناست که روش يا ابزار به كار رفته تا چه حدي قادر است خصوصيت مورد نظر را درست اندازه گيري كند.

مثال: اگر بخواهيم شيوع كم وزني هنگام تولد را در نوزادان يك زايشگاه بدانيم ، بايد همه نوزادان تولد يافته را وزن كنيم . براي اين كار مي بايست از ترازوي مخصوص توزين نوزاد و آنهم ترازوي استاندارد استفاده شود

اعتماد قابليت تكرار روش يا ابزار اندازه گيري است . اگر روشي از پايايي برخوردار نباشد ، داده هاي گردآوري شده روايي ( اعتبار ) نيز نخواهند داشت  .

مثال :در مثال بالا بايد ديد با چند بار وزن کردن آيا وزن يک کودک را در هر مرحله مشابه وزن قبلی نمايش میدهد.

 

 

 

چالش ها روابط عمومی در ایران قسمت دوم

چالش دیگر روابط عمومی ، چالش حرفه ای بودن کارکنان و کارشناسان آن است . متأسفانه تعداد نیروهاای متخصص و کارشناس در روابط عمومی بسیار اندک است . به طوری که این نیروها چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ تخصص ، جواب­گوی نیاز دستگاه ها نیستند . در طراحی ساختار سازمانی روابط عمومی در هر سازمان باید ویژگی ­های خاص آن سازمان را لحاظ کرد . نحوه طراحی تشکیلات روابط عمومی در ایران بیان­گر ناهمگونی در عنوان­های شغلی ، واحدهای سازمانی و نحوه نگرش به فعالیت­های روابط­عمومی است . برای این منظور تدوین الگوی مشخص و ایده­آل برای واحدهای روابط­عمومی در سازمان ضروری است .

روابط عمومی بخشی از اعمال مدیریت است و جایگاه خاص روابط­عمومی نیز در رده کارهای مدیریتی قرار دارد . همان­گونه که مدیر یک مؤسسه برای اداره امور سازمان نیاز به ساماندهی ، تامین نیروی­انسانی ، هدایت و نظارت امور ، هماهنگی و برنامه­ریزی دارد باید کوشش کند تا بر ذهن مردم نیز تاثیر گذارد و نظرات مثبت مردم را درباره مؤسسه خود حفظ کند و از این راه منفعت مادی و معنوی برای سازمان به دست آورد .

نکته مهم این است که کار روابط­عمومی خدمت به مدیریت است نه مدیر برای آنکه محور اساسی کار روابط­عمومی کسب منافع برای کل سازمان است نه برای شخصی که در رأس حرم سازمانی قرار گرفته است . بنابراین باید به روابط­عمومی و کارکردهای آن ، بهتر و منطقی­تر نگاه کرد. در این صورت است که روابط­عمومی می­تواند در فراز و نشیب­های سازمانی سربلند و سرافراز شود.

 

باتشکر محمد رسول ثابت

ادامه نوشته