موضوع مخاطب شناسی در رادیو
مطالعه در حوزه ارتباطات، گرایش به تمرکز بر یکی از این پرسش ها دارد. در سئوال اول موضوع بر سر ارتباط گر است، یعنی کسی که آغاز کننده و هدایت گر کنش ارتباطی است.
این مطلب که این جداسازی مفید است یا خیر عمیقا به یک غایت علمی مفروض بستگی دارد. برای مثال می توان عنوان کرد که در اکثر موارد ترکیب تحلیل مخاطب و تحلیل اثر به مراتب ساده تر از جداسازی آنهاست. از سوی دیگر در تحلیل محتوا تقسیم آن به مطالعه مفاهیم و مطالعه سبک می تواند مفید باشد.(لاسول 1383 :2)
در اینجا کوشش خواهیم کرد که در مورد تحلیل مخاطب رادیو با توجه به تغییراتی که در ایران رخ می دهد بحث کنیم
علاوه بر این پیدایی و قوام ارزش های گروهی، هنجارها، محتوای فرهنگی و همچنین روند های یادگیری اجتماعی و در عین حال تضاد های اجتماعی فقط از طریق ارتباط به وجود می آید. افراد برای زندگی جمعی باید از اهداف ، مقاصد، آگاهی ها و همچنین از تفکر و برداشت دیگران مطلع گردد تا به ارائه کنش و واکنش در برابر آنها قادر گردد ( اعزازی 1373 :17).
جوامع بشری تاریخ درازی را به ارتباط با کلام پرداخته اند. فرهنگ ، دانش و تمام دست آوردها و تجربیات اجتماعی و تاریخی جامعه، از طریق کلام و گفتار انتقال یافته است. هرچند با پیدایش خط و کتابت بسیاری از وقایع جامعه به صورت تا امروز باقی مانده است اما اکثر نسخه ها در معرض نابودی و فساد قرار داشت و در عین حال برای عموم قابل دسترس نبود. حتی با گسترش صنعت چاپ نیز بسیاری از این دانش تا مدتها محدود به اقشار خاص بود که نسبت به کل جامعه سهم بسیار ناچیزی داشتند
برقراری ارتباط از طریق رسانه جمعی، ارتباطی غیر مستقیم است؛ زیرا بدون استفاده از ابزار پیشرفته تکنولوژیک امکان برقراری نخواهد داشت. و البته ارتباطی عمومی است به این معنی که همگان امکان استفاده از پیام رسانه را دارند.
امروزه در میان رسانه های جمعی اینترنت سهم مهمی یافته است اما همچنان تلویزیون و رادیو ابزارهایی قوی و تاثیرگذار در اشاعه اطلاعات هستند. چراکه هر یک از این رسانه ها دارای ویژگی هایی هستند که توانایی های خاصی را به همراه دارد. همانطور که ایمیل نتوانست جای پست را بگیرد. رادیو نیز با به علت ویژگی های خاص خود همچنان در میان سایر رسانه ها مخاطبین خود را حفظ کرده است.
به طور کلی برنامه های رادیویی از ترکیب سه عنصر صدا، موسیقی و کلام پدید می آیند و نیروی بیانی و ارتباطی خاصی را تشکیل می دهد که از بیان مکتوب مطبوعاتی و بیان سینمایی و تلویزیونی متمایز است. در زیر به برخی از ویژگی های برجسته رادیو اشاره می کنیم
2- بهره برداری همزمان با انجام فعالیت های مختلف.
3-سرعت انتقال پیام(برخلاف مطبوعات)
4- وسعت دامنه انتشار (تقریبا در هر نقطه ای از جهان).
5- مقرون به صرفه بودن دستگاه.
6- امکان استفاده از فرستنده های متعدد.
7-سهولت ضبط برنامه ها برای استفاده مجدد.
8- بکارگیری زبان ساده و سهولت در بهره مندی از پیام.
9- قدرت تاثیر بالا.
رادیو یک وسیله نیرومند فرهنگی است از فرهنگ مایه می گیرد و در عین حال خود سبب دگرگونی و تحولاتی در فرهنگ می شود. بررسی این تحولات و دگرگونی ها و اصولا نقش فرهنگی رادیو با اندازه گیری های کمی برنامه ها قابل انجام نیست. بلکه تجزیه و تحلیل کیفی و دقیقی را در گفتارها و محتوای برنامه ها می طلبد.در مورد نقش آموزشی رادیو نباید بیش از آنچه واقعیت به ما می گوید انتظار داشت؛ آموزش در درجه اولی به عهده نهادهای دیگر چون مدرسه و خانواده است و رادیو می تواند نقشی مکمل داشته باشد. اما با این حال رادیو می باید در بدوش کشیدن بخشی از این وظیفه تدبیری بیاندیشد به ویژه که می باید هماهنگ با نظام ارزشی جامعه و با توجه به امکانات در جهت برآورده کردن نیازها آموزشی و فرهنگی جامعه گام بردار
به هر میزان که اهداف تحول جامعه مورد توجه جدی تر قرار بگیرد، ابزار مورد استفاده برنامه ریزان و دولت مردان هر کشوری از قبیل رادیو و تلویزیون برای اداره جامعه و تحول فرهنگی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
به منظور شناخت نقش و تاثیر رادیو ابتدا می بایست رابطه رادیو با مفاهیم تحولات مورد نظر روشن شود. آیا رادیو در حالت کنونی اشاعه دهنده این مفاهیم است یا ضد آن را ترویج می کند و یا نسبت به آن بی اعتنا است. با مشخص شدن این رابطه آنگاه می باید به نقش مخاطب به عنوان پایه مهم دیگر در اثر پذیری پرداخت. در واقع باید پرسید نقش مخاطب در اثر رادیو برای ایجاد تحولات مذکور چگونه است. و چه مؤلفه هایی در فعالیت مخاطب باعث افزایش یا کاهش تاثیر می شود. پرداختن به این مسائل از یک سو نیازمند شناخت مخاطبان برپایه میزان استفاده آنها از رادیو با توجه به متغیرهای زمینه ای (جمعیت شناختی) برای تعیین تفاوت ها در خرده گروه ها است و از سوی دیگر این امر مستلزم طبقه بندی مخاطبان برپایه رویکرد آنها به تحولاتی است که رادیو در صدد ایجاد آن است.
برای درک مخاطبان رسانه لازم است بدانیم که رادیو چگونه با زندگی روزمره مردم تطبیق می یابد. شیوه استفاده از رادیو خود می تواند از زمینه اجتماعی و فرهنگی ای که استفاده از آن را احاطه کرده است، تاثیر پذیرفته باشد. رویکرد ما به مخاطب رویکردی ترکیبی است. مخاطب از رادیو تاثیر می پذیرد و تاثیر آن هم کم نیست اما مخاطب منفعل نیست، او با فعالیت خود بر محتوای پیام دریافت شده اثر می گذارد و لذا فعالیت او می باید ملاحظه شود.(مهدی زاده 1384:185
1- بررسی رابطه در معرض رادیو قرار گرفتن و پذیرش تغییرات فرهنگی.
2- طبقه بندی مخاطبان بر پایه میزان نوگرایی با توجه به ساعات و نحوه استفاده از رادیو .
به منظور توضیح اثر رادیو بر نگرش ها و ارزش ها می توان از رویکرد «رضامندی» به همراه نظریه «پرورش»( (Cultivation theory استفاده کرد. رضامندی به آنچه مردم از رسانه می خواهند و ارتباط خاصی که با آن برقرار می کنند اشاره دارد و فرض اصلی آن لذت و منفعت ویژه ای است که مخاطبان از محتوای برنامه انتظار دارند.(مارتینز 1992: 35) مخاطب فعال است و برنامه را انتخاب می کند(پرس 2003:79).
بی حوصلگی انتخاب برنامه هایی با محتوای هیجان انگیز را تشویق می کند و فشارهای روحی مشوق برنامه های با محتوای آرامش بخش است و حتی یک برنامه ممکن است باعث ارضای نیازهای متفاوت افراد شود. نیازهای مختلف با انواع شخصیت ، زمینه ها و نقش های اجتماعی مرتبط است.(چندلر 1994 :84)
در تئوری رضامندی فرض هایی مطرح می شوند که عبارتند از:
1-مخاطب تصمیم می گیرد که رسانه خاصی مثل رادیو را انتخاب کرده و از آن برای ارضای نیاز خود استفاده کند.
2- مخاطب فعال است یعنی در رفتار خود دارای انگیزه و هدف است.
3- مخاطب در انتخاب برنامه تحت تاثیرات اجتماعی و زمینه روانشناختی محیط خود است.
4- مخاطبان بخوبی قادر هستند دلایل استفاده خاص خود از رسانه را ابراز دارند. به عبارتی مردم بخوبی نسبت به علایق و انگیزه هایشان آگاه هستند. (مهدی زاده 1384 و سعیدیان 1376 :6
-مخاطب رادیو به مثابه انبوه جمعیت
- مخاطب رادیو به مثابه فراورده
-مخاطب رادیو به مثابه عامل
در مدل اول ، مجموعه وسیعی از مردم که به لحاظ زمانی و مکانی از یکدیگر جدا بوده و بطور خودکار عمل می کنند فاقد شناخت و یا دارای شناخت اندکی هستند، در نظر گرفته می شود. مخاطب¬هایی که نقطه مشترک آنها در معرض رادیو قرار گرفتن است
در مدل مخاطب به مثابه عامل؛ مردم به عنوان عوامل گزینش گر و آزاد در نظر گرفته می شوند و سئوال اصلی در اینجا این است که مردم با رسانه چه می کنند. البته این بدان معنا نیست که مخاطب آزاد از تاثیرات عوامل اجتماعی و فرهنگی عمل می کند بلکه طرفداران این دیدگاه معتقدند که کنش مخاطب به میزان قابل توجهی توسط حوزه های اجتماعی و فرهنگی تعیین می شود.(مهدی زاده 1384 :189)
البته باید متذکر شد که تعدادی از مطالعات مهم در مورد مخاطب که دقیقا در درون این مدل ها قرار نمی گیرند و روی حاشیه هایی از این مدل ها قرار دارند، مفاهیم پیچیده تری را ارایه می دهند.
در نوع دیگری از طبقه بندی می توان مخاطب را به دو دسته مخاطب فعال و مخاطب منفعل دسته بندی کرد. آدامز در توضیح می گوید: « تمایل مردم به روشن کردن یک دستگاه بدون در نظر گرفتن برنامه اغلب می تواند شاهدی از مخاطب منفعل باشد. برعکس تئوری مخاطب فعال این تفکر را که مخاطب بدون هیچ اطلاعی از برنامه و یا با شناختی اندک از آنچه ارایه می شود، تصمیم به استفاده از رسانه می کند را نمی پذیرد. این تئوری فرض می کند که بهره برداری از رسانه برپایه نیاز های ویژه و رضامندی مخاطب است(آدامز 2000 :80)
در مجموع رویکردهای عمده در مطالعه مخاطب شامل فرض هایی صریح یا تلویحی در باره فعالیت مخاطب است. و برخی از محققین چیزی بین فعالیت و عدم فعالیت مخاطب را برگزیده اند که عنوان مدل ترکیبی را یافته است. و از میان این نظریات ترکیبی بیش از همه دیدگاه تاثیرات محدود شناخته شده است.(وبستر 1998 : 199)
کاتز، گورویچ و بلومر معتقدند الگوهای استفاده از رسانه توسط توقعات کم و بیش معینی شکل می گیرد که نشان می دهد چه نوع محتوایی چه نوع مخاطبی را پیش بینی می کند(لین 1996 :563). بنابراین برخی محققین معتقدند که استفاده فعال مردم از رسانه می تواند به عنوان یک متغیر واسط مهم در ایجاد تاثیرات محتمل نقش داشته باشد. به همین علت رویکرد استفاده و رضامندی می کوشد چارچوبی برای فهم وقت و چگونگی فعال شدن مصرف کننده پیام و تاثیری که مخاطب از این رهگذر از رسانه می گیرد، فراهم آورد.
در بررسی تاثیرات رادیو و شناخت رفتار مخاطب در کنار تئوری رضامندی می باید به تئوری «پرورش» نیز که رابطه میان میزان بهره برداری از رسانه و ایجاد یا تغییر نگرش را مطرح می کند ، توجه ک
گربنر معتقد است درس هایی که ما در دوران کودکی از رسانه می¬آموزیم احتمالا پایه ای برای جهان بینی وسیع تر می شود. رسانه می تواند منبع معنا داری از ارزش های عمومی ، عقاید قالبی، ایدئولوژی ها و دیدگاه ها باشد. در دیدگاه گربنر و همکارانش بحث اصلی حول این شکل می گیرد که آنهایی که بیشتر برای مثال رادیو گوش می دهند پاسخ هایی که به سئوالات مختلف می دهند بیشتر شبیه پاسخ های رادیوئی است. اما می باید در بررسی این تاثیر رسانه متغیرهای زمینه ای و واسط را نیز در نظر داشت، زمینه های شخصی، اجتماعی و فرهنگی ، شکل و هدف و درجه ای را که رسانه اثر بخش می شود، تعیین می کند. عواملی مانند سن ، جنس، طبقه و از این دست باعث تفاوت در دیدگاه مردم می شود. استفاده مستمر از رسانه رابطه ای متقابل با زمینه هایی که مخاطب در آن قرار دارد ایجاد می کند و تاثیر رسانه را فقط باید با در نظر گرفتن این رابطه متقابل مورد مطالعه قرار داد.(گربنر 1994: 23
نظریه پردازان اولیه نوگرایی دسته ای از ارزش ها و هنجارها را پایه تحول در جهت مدرن شدن کشورهای روبه توسعه معرفی نمودند. این دوره با تحقیقات فراوانی که نشان دهنده همبستگی میان مواجهه با رسانه های جمعی و نوگرایی است مشخص شده اند. از جمله ویلبر شرام ( Wilber Shrum) اشاره می کند که
رسانهها به عنوان یک پل وظیفه دارند تا افراد را در جهان سوم به دنیای وسیعتری متصل کنند. در سطح کلان نیز رسانههای جمعی مدرن بسیار با اهمیت تلقی شده و در جهت انتشار نوآوریهای مدرن به عامة مردم توسط رهبران جوامع استفاده شدهاند.
رسانهها به مرور زمان باعث جذب افراد به برنامههای بویژه سرگرم کننده میشوند و این امر در افزایش زمان استفاده موثر است. همچنین رسانهها در پخش و نشر رفتارها و نگرشهای جدید میتوانند به افول نگرشها و رفتارهای ضد نوگرایی در مردم منجر شوند و از این طریق به ایجاد یا افزایش نوگرایی در افراد کمک کند.
از حدود دهة هفتاد میلادی با انتقاد از پارادایم مسلط (تسلط رسانه بر مردم) به شیوههای کیفی در تحقیق روی آورده شد و در بررسی تاثیرات رسانه نیز مرحله جدیدی آغاز شد که از آن به عنوان نظریه تاثیرات محدود نام برده شد. در این نظریه تاکید بر این بود که رسانهها در کنار سایر متغیرها یکی از عوامل اثرگذار هستند. ارتباطات در جهت آمادهسازی مردم به رفع نیازها و مشکلات آن، کمک برای رشد خود، پرورش در رشد فرهنگی و استقلال و تجهیز مردم برای مشکلات اجتماعی تعریف شد.
در دهة هشتاد مفهوم جدید تری از فرهنگ و تاثیرات آن بر رشد مطرح گردید. دانشمندان بر نقش ارتباطات در توسعه و بر یکپارچگی میان سیستمها سنتی و مدرن ارتباط و مشارکت فعال مردم در اجتماعات محلی بر اساس برنامههای توسعه تاکید کردند.
مقارن با آن مرحله سوم تاثیرات رسانههای جمعی با جانبداری دانشمندان ارتباطات از مفهوم رسانههای جمعی نیرومند آغاز گردید. به این ترتیب نقش رسانهها در تحول اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی مجددا مورد تاکید واقع شد. در بررسی نقش رسانهها در ایجاد تغییرات به ویژه در سطح فردی تلاشهای گوناگونی صورت گرفته است.
با توجه به نقشی که رادیو در جهتگیری و جامعهپذیری ایفا میکند و تاثیری که در طول زمان بر بینشها میگذارد. باید تاثیر آن را در کنار سایر عوامل مورد بررسی قرار داد. شنوندگانی که ساعات بیشتری را در روز به شنود رادیو میگذرانند بیشتر تحت تاثیر آن قرار دارند و لذا رادیو یکی از عوامل پرورش اذعان داشت که تفاوت در میزان شنود باعث تفاوت در میزان وجه نظرهای جدید میشود یعنی رادیو یکی از عوامل انتشار و یا القای مفاهیم و مقولات جدید است.
اما در مورد مخاطب باید گفته شود که مخاطب رادیو کاملا فعال و کاملا مستقل نیست. بر پایة نظریه استفاده رضامندی بیشتر مخاطبین رادیو در پی ارضای نیازهای ویژة خود هستند. به جر عدة معدودی که کاملا منفعل هستند و عدهای که کاملا فعال هستند اکثریت در وضعیت بینابینی به سر میبرند
پس در اینجا لازم میآید برنامهسازان رادیویی توجه به مخاطب عام به سمت توجه به مخاطب خاص بیاورند. چیزی که کم و بیش در گرایشات کنونی رادیو کشور دیده میشود
2. سفیدیان، ایمان و دیگران(1376)، رویکرد استفاده و رضامندی، مجله پژوهش و سنجش، شماره 11، سال چهارم.
3. کاظمی، سید علی اصغر(1377)، بحران جامعه مدرن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
4. لاسول، هارولد دی(1383)، ساخت و کارکرد ارتباطات در جامعه، در: اندیشه های بنیادین علم ارتباطات(مجموعه مقالات)، ترجمه غلامرضا آذری، تهران، انتشارات خجسته،
5. موش¬توری، آنتیگون. (1386)، جامعه شناسی مخاطب در حوزه فرهنگی و هنری، ترجمه حسین میرزائی، تهران، نشر نی.
6. مهدیزاده، شراره(1384)، تلویزیون، مخاطب و نگرش نو، مجله انجمن جامعه شناسی، دوره ششم، شماره 4.
8. Alberts, Jurgen (1972), Massen Presse als Ideologie Fabrik, Frankfurt am Main.
9. Baran, Stanley (2000), Mass Communication Theory, Tomson, Ontario.
10. Chandler, Daniel (1994),"Why do people watch Television", U.W.A.
11. Gerbner, Goerge et all (1986), Perspective on Media effects, Hillsdale, New jersey: Erlbaum.
12. Gerbner, George et all, (1994), "Growing up with TV, the Cultivation Perspective, in: Theory and Research, New jersey", Erlbaum, 17, 41.
13. Lin, Corolyn A. (1996), "locking back", in journal of broadcasting, Vol 40, fall: 574-581.
14. Martinez, Andrea (1992),"Scientifiv Knowlwdge about Television Violance", Canadian Radio-television.
15. Perse, Elizabeth (2003), "Audience Activity and the third Generation of Television", Las Vegas. April.
16. Schramm, Wilber (1960), Mass Communication, University of Illinois Press. Urtana, Chicago, London, p.p. (117-129).
17. Silbermann, Alphons(1973), Sozoilogie der Massen Kommunikation, Stuttgart.
18. Serevin, Werner (1992), Communication Theories: Origins, Methods, Control, Uurrent research, Social Psychology, June, 206-223.
19. Webster, James G. (1998),"The Audience", Journal of Broadcasting, Vol 42, Spring : 190-205.
سعید برغی امید باغشاهی