هـر کـجا محرم شدي چشم از خيانـت باز دار اي بسـا مـحـرم کـه بـا يــک نقطه مجرم مي شود

با سلام خدمت دانشجويان محترم

ان شاالله كه عيد بر شما و خانواده محترمتان مبارك و ميمون باشد

اميد وارم سال جديد را با خوشحالي و شاد كامي شروع نموده و بياري خداوند قادر به پايان ببريد.

بر خود لازم مي دارم از تمامي دانشجويان سخت كوش بخصوص از آقاي سعید موحدنیا بخاطر زحمات شان تشكر نمايم.

۳ راهکار روانی در پیامهای تبلیغاتی

اگر شما فروشنده ای هستید که با شرکت های مختلف در ارتباط باشد یا شرکتی هستید که به افراد خدمات ارائه می کنید، در هر صورت گاهی مجبور خواهید شد که ارزشهای خود را از طریق تبلیغات نوشتاری، تلویزیونی، تماس های تلفنی و یا حضور در جلسات به اطلاع مشتری برسانید .
موفقیت در توجیه مشتریان، موفقیت در تجارت است .
خبر خوش آنکه برای تهیه یک پیام تأثیرگذار احتیاجی نیست که شما یک نویسنده یا سخنران حرفه ای باشید. به آسانی می توانید با استفاده از ۳ راهکار زیر نتایج غیر قابل باوری را بدست آورید .
راهکار شماره ۱: الگوهای ذهنی مخاطب را به هم بریزید
سوالات، بحث های متفرقه و واقعیت های اجتماعی را پیش بکشید. به این ترتیب ذهن مخاطب تحریک می شود و سلول های خاکستری مغز به فعالیت وادار می شوند . الگوهایی که در ذهن قرار دارد، از بین می رود و حواس مخاطب متمرکز می شود . پرسیدن سوال بسیار مفید است زیرا ذهن را در حالت پاسخگویی و آمادگی در می آورد .
تأثیر روانی راهکار شماره ۱ همین است که ذهن مخاطب را تحریک می کند تا برای شنیدن حرف های شما آماده شود .
راهکار شماره ۲: روی مشکل مشتریان تمرکز کنید
آیا موضوع اصلی صحبت های شما “ارائه راه حل” است؟ به این ترتیب به فروش خود صدمه خواهید زد. به تبلیغات اطراف خود بنگرید. همه آنها به سهولت استفاده، فراگیری و برتری محصول خود اشاره می کنند. به این عبارات بسیار پرداخته شده است. در صورتیکه این مفاهیم باید در پس زمینه قرار بگیرند. در ملاقات ها و مکالمات حضوری نیز باید به این موضوع توجه شود. مردم تا زمانی که مشکل خود را درک نکنند اهمیتی به راه حل شما و ویژگی های آن نمی دهند. قبل از اینکه راه حل خود را مطرح و روی آن پافشاری کنید، مطمئن شوید که مخاطب شما مسئله و مشکل خود را کاملاً حس کرده و درگیر آن شده است. با دوباره طرح کردن مسئله، مشتری را متوجه اهمیت موضوع نمایید. هنگامی که شنونده با حرکات سر خود شروع به تأیید مسائل و مشکلات مطرح شده نمود، زمان ارائه و فروش راه حل فرا رسیده است .
راهکار شماره ۳: یک تصویر ذهنی برای مشتری ایجاد کنید
فرض کنید که یک طراح کلاه می خواهد برای محصولات خود تبلیغ نماید. جملۀ “من یک طراح هستم و طرحهای من توسط تولیدکنندگان مختلف به بازار عرضه شده است ” خیلی تکراری و بی تأثیر خواهد بود. بهترین راه ارائه تصویر ذهنی به مخاطب است. در این مثال او می تواند از کلاهی که هنرپیشه معروف سینما در یکی از فیلمها به سر گذاشته بود، آغاز کند و وقتی این تصویر در ذهن شنونده تشکیل شد، بگوید که طراحی آن کلاه توسط او انجام شده است. این روش را می توان در صحبت کردن با یک فرد یا یک گروه به کار گرفت .
مردم افکار خود را با تصاویر به خاطر می سپارند. به همین علت امروزه آرم ها و تصاویر تبلیغاتی بسیار کارا شده اند. نفوذ به بخش تصویری مغز ،قوی ترین راه برای ایجاد ارتباط با افراد است .
راهکار شماره ۲ و ۳ را ادغام کنید تا مخاطب تصویر روشنی از مشکل خود را در ذهن داشته باشد. در این صورت نیازی به هیچ کار دیگری نیست. خو آنها به سراغ شما خواهند آمد .
آیا استفاده از هر ۳ راهکار ضروری است؟
جواب این سوال منفی است. شما می توانید از یک یا دو راهکار در جهت هدف خود استفاده کنید. در واقع، ممکن است یکی از این روشها در مورد بخصوص شما و نتیجه ای که می خواهید بگیرید، به کار نیاید .
ویژگی این ۳ مورد این است که در عین سادگی حداکثر تأثیر را دارند .
به ساختار این مقاله نگاه کنید. فرض کنید که این مقاله مقدمه ای برای شروع یک سخنرانی در مورد فروش در یک شرکت بزرگ صنعتی بود. من از مسائل مربوط به آن صنعت خاص سخن نگفتم، بلکه صحبت خود را از این سوال شروع کردم که آیا شما از این ۳ راهکار برای فروش استفاده می کنید؟ و به این ترتیب توجه شما را به خود جلب کردم .
شما نیز در صحبت کردن با افراد مختلف می توانید از همین روش استفاده کنید. ضمناً این کارها نه فقط برای پیامهای شفاهی بلکه در هر خبرنامه، تبلیغات، وب سایت و هر مکانی که شانس جذب مشتریان جدید وجود دارد، قابل استفاده هستند .
مرجع:eMarketingway

س.موحدنیا

فروش

7 رمز پنهان براي فروش موفق


طــــي سالها، ما براي شناسايي مسيرهاي بي شماري كه براي فروش وجود دارد، تلاش بسيار كرده ايم: گوش دادن به صدها نوارصوتي و تماشاي فيلمهاي ويديوئي فروش.
امروز هم، هنوز هنگامی كه از ما، درمورد افزایش مهارتهای فروش سوال می شود، حقیقتاً پاسخ ما به طور حیرت آوری، بی اندازه ساده است.
ما دریافته ایم كه هفت رمز پنهان برای فروش موفق وجود دارد، و ما از آنها برای رشد بعضی از موفق ترین شركتهای تجاری در آمریكا استفاده می كنیم. ما همچنین از این رموز تحت عنوان مشاور تجاری برای رشد شركتهای نخبه جهانی سود می بریم.
این وعده را به شما می دهیم كه با استفاده از این رموز، به زودی شاهد افزایش فروش خود باشید همچنین شاهد مشتریانی خرسندتر و تجارتی سودآورتر خواهیدبود. با این امید، ما هفت رمز فروش موفق را بیان می كنیم.
1 - گزینش هدف (هدف گذاری): همه افراد موفق، اهداف بزرگی را برای خود ترسیم كرده، و سپس این اهداف بزرگ را به اهداف كوچكتر تقسیم می كنند.
اهداف به شما اجازه می دهند تا بر فعالیت خود تمركز كنید، و تمركز بیشتر، موفقیت بیشتری را برای شما فراهم می كند.
هنگامی كه اهداف فروش خود را مشخص كردید، نیازمندید تا آنها را به اهداف روزانه تقسیم كنید، و سپس برنامه ها و اهداف روزانه خود را یادداشت كنید. همچنان كه به فروش خود ادامه می دهید آن را با اهداف روزانه خود مقایسه كنید، تا به یك تعادل جدید برسید، از آنچه حاصل می شود می توانید اهداف روز بعد خود را تهیه كنید. آیا واقعاً دنبال كردن اهداف فروش روزانه با این طریق موثر خواهدبود؟ این عمل را بـــرای بیست و یك روز ادامه دهید، به زودی از نتایج آن شگفت زده خواهیدشد.
2 - یك برنامه فروش را دنبال كنید: همه پزشكان بزرگ، وكلای بزرگ، تكنسین های بزرگ و كسانی كه فروش بزرگی دارند، در یك چیز مشتركند، آنها همگی برنامه ای را كه شامل سوال كردن و گوش دادن به مشتریان است، دنبال می كنند. این مقاله اگرچه فضای لازم برای واردشدن به جزئیات بیشتر را ندارد، اما اجازه دهید آن را به سادگی بیان كنیم.
هر برنامه فروش كه به خوبی طراحی شده باشد دارای هشت مرحله است، كه با ایجاد رابطه دوستانه یا حسن تفاهم آغاز و با بستن فروش پایان می پذیرد. هنگامی كه شما به دقت دوره هــای آموزشی فروش را بررسی می كنید، باید از اینكه این دوره حول محور هشت مرحله ای دور می زند مطمئن شوید. اگر غیراز این باشد شمــا قطعــــاً باید به فكر دوره های دیگری باشید.
3 - به مشتریان اجازه انتخاب بدهید: مردم دوست دارند خرید كنند، اما نمی خواهند كالایی به آنها تحمیل شود. نمایشهای تلویزیونی، فروشگاههای موادغذایی، و فروشگاههای البسه، همگی به اهمیت اصل (آزادی انتخاب) پی برده اند، و فروشندگان بزرگ هم همینطور.
بــا آزادی گزینش، شما به مشتریان اجازه می دهید تا در كنترل شما باشند و به آنها آزادی لازم برای مقایسه خدمات خود را می دهید، قبل از آنكه آن را با پیشنهاد رقیبانتان مقایسه كنند. برای مثال شما ممكن است بگویید: ما می توانیم برای واترپمپهای استاندارد خود یكسال گارانتی قرار می دهیم. و یا بگویید: ما می توانیم برای پمپهای ممتاز خود یك عمر گارانتی قرار دهیم. كدامیك از این دو روراستی و صداقت را نشان می دهد؟ با آزادی انتخاب مشتریان را از خود خشنود می كنید، فروش شما بالا خواهدرفت و سود بیشتری نصیب شما خواهدشد.

4 - تمرین فروش كنید: همه ورزشكاران بزرگ و فروشندگان، دریافته اند كه چه اصلی به ظرفیت عضلانی برمی گردد، خود را عادت دادن به اینكه مجبور نباشید، درباره چیزی كه بعداً باید انجام دهید فكر كنید. جایی كه شما یك مشتزن یا فروشنــده حرفه ای هستید، عكس العمل شما غریزی است و به صورت اتوماتیك عمل می كند.

ما به شما پیشنهاد می دهیم، تكنیك های فروش را به جای مشتریان با سایر همكارانتان تمرین كنید. در این حال شما می توانید توانائیهای خود را موردارزیابی قرار دهید. شما زمانی از دوره های فروش درك خوبی خواهید داشت كه آن را به یك برنامه تبدیل و سپس با همكارانتان یا مدیر تیم فروش تمرین كنید، گویی آنها مشتریان شما هستند. هر روز درمورد آن گفتگو كنید و نتایج حاصله را در مقابل مشتریان به كار ببندید. تمرین، تمرین و تمرین، این یكی از رموز موفقیت فروش است.

5 - هرگز به فروشندگان خود به عنوان ابزار فروش نگاه نكنید: فروشندگان شما كاتب یا دستگاه پول شمار نیستند. نه دچار سوءتعبیر نشوید، نمی خواهیم بگوییم كه پول مهم نیست. بدیهی است مجبورید تا برای فروش خود اهدافی داشته باشید و مجبورید به اعداد و ارقام توجه كنید، اما هدف ما از بیان اینها چیست؟

اینكه واقعاً فروشندگان بزرگ با قلبشان فروش می كنند نه با قلمشان. هنگامی كه شما حقیقتاً نسبت به كسی حسن نیت دارید، آن را تماماً به نمایش می گذارید، و هنگامی كه مشتریان درك می كنند كه شما به آنها بیشتر از پولشان دلبستگی دارید، شما فرصت فروش بیشتری خواهید داشت.

6 - به همه مشتریان توجه كنید: مطالعات جنرال الكتریك نشان داد تبلیغ از طریق چهره به چهره (محاوره ای)، سه تا پنج برابر موثرتر از شكلهای دیگر تبلیغ است. مشتریان ممكن است با انگیزه های متفاوت به شما مراجعه كنند، اما هیچ عاملی مهمتر از اعتقاد آنها به شما نیست.

یكی از ساده ترین و درعین حال آسانترین روشهای ایجاد انگیزه در مشتریانی كه مراجعه می كنند، صحبت كردن با آنهاست تا مطمئن شوید كه آیا از خدمات شما راضی هستند یا نه؟ و سپس از آنها تشكر كنید. در محیط رقابتی امروز اگر شما از این مقوله غافل شوید، سود زیادی را از دست خواهید داد. شما شریان حیاتی تجارت خود را بسته و مشتریان خود را از دست می دهید.

7 - با ابرستاره ها احاطه شوید: توقع مشتریان همواره بسیار زیاد است، و رقابت بین مشتریان هرگز شدید نیست. روزی خواهدآمد كه دیگر كالاها برای مشتریان ایجاد انگیزه نمی كند، در آن زمان كاركنان شما نباید كوتاه یا بلند باشند. باید مطمئن باشید دارای تكنسین هایی هستید كه می توانند در محیط رقابتی و زمان محدود، كالا و خدمات را با كیفیت بالا تولید كنند. شما مجبور هستید تا مدیران و ارزیابهایی را كه می توانند این رموز فروش موفق را به كار گیرند به استخدام خود درآورید.

مطالب خود را با این جمله تمام می كنیم، اگر شما اهداف فروش خود را مشخص كنید، اگر اطراف شما با ابرستاره ها احاطه شود، و اگر شما رموز فروش موفق ما را به كار بگیرید، مطمئن هستیم نه تنها فروش و سود خود را رشد می دهید، بلكه از همه مهمتر شما عامل مهم هر تجارت بزرگ را توسعه خواهید داد: مشتریانی خشنود.
مرجع: ماهنامه تدبیر

منبع خبر : واحد پژوهش و تحقیق MLM

خبرگزاری ام ال ام - www.mlm.ir

س.موحدنیا

نابغه شدن 99 درصد به تلاش بستگی دارد

اهداف در روابط عمومی

  اهدافی که ارزش بالا برای روابط عمومی ها دارند، عبارتند از:
1- در راستای تداوم و گسترش ارتباط متقابل و در جهت حفظ و ارتقای موقعیت واعتبار سازمان بایستی ...
-         سیاست های برون سازمانی ارتقاء داده شود.
-         تفاهم نامه و قراردادهای دو جانبه، چند جانبه منعقد شود.
-         همکاری نزدیکی با شرکتهای مجاور وجود داشته باشد.
-         با موسسات تحقیقاتی مربوطه همکاری نزدیک برقرار شود.
2- برای ارتقاء کیفیت مدیریت و سازماندهی:
-         تامین نیازهای اساسی کلیه کارکنان
-         ایجاد جو انعطاف پذیری وتطبیق در برابر مسائل خاص و تغییرات رخ داده
3- تشکیل، ریاست و تدوین شرح وظایف شورای سیاستگذاری روابط عمومی متشکل از  بالاترین مقام سازمان یا معاون یا نماینده او، مسئول روابط عمومی ومعاونش، کارشناسانی از داخل سازمان، مشاورانی از خارج سازمان و دیگر افراد مرتبط به منظور تعیین سیاستهای کلی ارتباطی و تبلیغی سازمان و تعیین خط مشی های کلی در زمینه های لازم و اتخاذ تصمیم های حساس.
4- ارتباط با بخش های مختلف سازمان به منظور دریافت و شناخت لوازم وامکانات مورد نیاز روابط عمومی یا بخشهای مختلف سازمان، برقراری نظام تعهدات سازمان در برابر همکاران و طرف های قرارداد روابط عمومی.
5- ایجاد حسن ارتباط و تفاهم با همکاران و ایجاد احساس رضایت و مشارکت در آنها.
 پی ریزی و ایحاد روابط حسنه با کارکنان مراکز با استفاده از فنون ارتباطی وارائه خدمات مناسب به آنان به منظور جلب مشارکت ، تقویت روحیه و تعلقات سازمانی.
6- صدور دستور لازم برای اجرای کارها و تقسیم کار بین بخش های مختلف روابط عمومی، تعیین خط مشی اجرایی فعالیتها، ایجاد هما هنگی میان بخش ها و فعالیت آنها و پیگیری و نظارت بر حسن اجرای کار.
7-بررسي كليه جرايد و اخبار مرتبط با فعاليتهاي سازمان بمنظور پي بردن به نقطه نظرات و ديدگاههاي مختلف.
8-برقراري ارتباط با رسانه هاي گروهي و ترتيب مصاحبه مقامات سازمان با مطبوعات و رسانه هاي ديگر.
9-فراهم آوردن امكانات مورد نياز از قبيل وسايل صوتي، تصويري و ...
10-هماهنگي لازم به منظور مصاحبه هاي مطبوعاتي و ضبط سخنرانيها جهت تدوين و تكثير آن براي همكاران.
11-تهيه پيامهاي تبريك و تسليت، طراحي نمودارها و پلاكاردها به مناسبت هاي مختلف.
12-انجام امور مربوط به آيين نامه هاي مصوب در مورد هماهنگ كردن تبليغات، اجرای  برنامه های تبلیغاتی در محدوده حوزه فعایت روابط عمومی، متناسب باطرح جامع ونظامنامه مصوب تبلیغات.
13-جمع بندي و تهيه فعاليتهاي سازمان در مقاطع مختلف جهت درج در نشريات و  بولتن هاي خبري سازمان.
14-نظارت بر انجام كار انتشار نشريه و بولتن هاي خبري.
15-نظارت بر توزيع نشريات بين دستگاههاي اجرايي و واحدهاي ذيربط.
16-همكاري و هماهنگي با واحدهاي روابط عمومي ساير دستگاهها.
17-تهيه گزارش از بازديدها و سفرها و ماموریت های کاری.
18-هماهنگي در برگزاري همايشها، كنفرانسها، سمينارها و سایر جلسات.
19-نیازسنجی آموزشی رؤسا و کارشناسان جهت ارتقاء سطح علمی آنان.
20-نیازسنجی و اقدام به اجرای طرح ورزش کارکنان (بانوان- آقایان)

س.موحدنیا

دیدگاههای موجود نسبت به روابط عمومی

متاسفانه به نظر می رسد دیدگاههای اکثر مردم و مدیران جامعه از روابط عمومی نگاهی نه چندان عمیق است که وظیفه این واحد را در حد نصب پارچه و پلاکارد، ارسال و درج آگهی تبریک و تسلیت، اطلاع رسانی و دعوت همکاران در مجالس جشن یا عزا، تهیه عکس و فیلم و یا حداکثر انتشار عملکرد سازمان در قالب نشریه قلمداد می نمایند و متاسفانه تر اینکه اکثر مسئولین روابط عمومی نیز این نگاه
 کلیشه ای و سطحی را پذیرا شده و به آن خو گرفته اند.

در حالیکه روابط عمومی به عنوان جایگاهی مطمئن در سازمان می تواند با درایت، تخصص، علم آموزی و استفاده از حداکثر امکانات، ضمن تلاش آگاهانه و برقراری ارتباط و تبادل مشکلات و ناهنجاریها وایجاد تعامل و تفاهم، نهاد یا سازمان خود را به سرحد اهداف سوق دهد، دیدگاهها و نظرات مردمی را به مجموعه سازمان منعکس کند و با شناخت صحیح افکار عمومی حسن اعتماد مدیران سازمان را نسبت به مراجعین جلب نماید و نهایتا زمینه مشارکت و پشتوانه حداکثری مردم را در انجام اهداف مدنظر فراهم کند که این مهم مستلزم وجود یک روابط عمومی کارآمد، قوی مدیریتی در تمام سطوح می باشد و مدیران برای تحقق این ضرورت سازمانی باید بکوشند در ابتدا از به کارگیری نیروهای ناکارآمد و غیر متخصص در امر
روابط عمومی پرهیز نمایند و با فراهم نمودن ابزار کار این واحد در زمینه های
نرم افزاری و سخت افزاری، افرادی را در این مسئولیت به کار گیرند که علاوه بر داشتن تعهد و تخصص از اشتغال همزمان در مسئولیت های متضاد و حتی موازی جدا خودداری نمایند که در این صورت روابط عمومی ها در جایگاه واقعی خود قرار خواهند گرفت و به عنوان بازوی توانمند در موفقیت سازمان نقش مهم و تاثیر گذاری را عهده دار می گرددند و با انجام رسالت و نقش موثر خود، سازمان متبوعشان را در امر پاسخگویی شفاف و درست بر ولی نعمتان خود یاری می دهند.  به امید آن روز

س.موحدنیا

  

روابط مثبت

حکایتهای بیداری

شیخ رجبعلی خیاط

از بیداران و وارستگان بود. از معلومات رسمی حوزوی و دانشگاهی برخوردار نبود. شغلش خیاطی بود. باز شدن دیده بصیرت او حکایتی شبیه داستان «ابن سیرین» دارد که در اثر مخالفت با شهوت، مورد عنایت خاص الهی قرار گرفت. شیخ رجبعلی خود می‌گوید: «در ایام جوانی دختر رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت. با خود گفتم، رجبعلی! خدا می تواند تو را امتحان کند، این بار تو خدا را امتحان کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترک می‌کنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن.» آنگاه به سرعت از دام گناه می‌گریزد و بیدرنگ دیده برزخی او روشن می‌شود و از آن پس آنچه را که دیگران نمی‌دیدند و نمی‌شنیدند، می‌بیند و می‌شنود.

منبع: کتاب حکایتهای بیداری -نویسنده: احمدزاده

س.موحدنیا

گفتگو

گفتگو

صحبت کردن یا گفتگو عبارت است از برقراری ارتباط و تعامل با حداقل یک فرد دیگر. تقریبا همه ما می توانیم با دیگران صحبت کنیم. با وجود این، برخی از افراد از صحبت کردن و حرف زدن با دیگران طفره می‌روند و برخی با وجود اینکه ارتباط گریز هم نیستند، نمی توانند به راحتی سر صحبت را با دیگران باز کنند و روابط خود را ادامه دهند و عده ای نیز هنوز باید مهارت های صحبت کردن خود را هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی ارتقا دهند.

 

 مهارت های ارائه گفتگو

وقتی که دو نفر با هم آشنا می‌شوند در صحبت اولیه درباره مسایل سطحی و کم اهمیت حرف می‌زنند؛ مثلا نام، شغل، رشته تحصیلی، محل سکونت و محل تحصیل یکدیگر را می‌پرسند یا اینکه در مورد سرگرمی‌ها، علایق، برنامه های آینده سوال می‌کنند. این پرسش و پاسخ ها معمولا 15 دقیقه طول می‌کشد و سپس درباره مسایل جدی و مهمتر صحبت می‌کنند؛ مثلا دیدگاهها، باورها، اهداف و شیوه های خاص رفتاری خود را بازگو می کنند و اگر دوست داشته باشند این رابطه جدید را ادامه دهند، یکدیگر را به صرف غذا در رستوران یا منزل خود دعوت می‌کنند.

مردم معمولا دوست دارند در مورد خود و تجربیات خود صحبت کنند.

 

پرسیدن بهترین وسیله برای آغاز و ادامه گفتگو است. وقتی که سوالی می پرسید نکات زیر را به خاطر داشته باشید:

1-پرسیدن دیگران را به راحت تر صحبت کردن دلگرم و تشویق می‌کند.

2-پرسیدن در کشف و درک نظرات و دیدگاههای دیگران به شما کمک می‌کند.

3-پرسیدن مانع خارج شدن محور بحث و گفتگو از مسایل و موضوعات مهم می‌شود.

4-با پرسیدن می توانید بحث ها و گفتگوها را جهت دهید و هدایت کنید.

5-پرسیدن در درک معنا و مقصود گوینده به شما کمک می کند.

 

چند توصیه برای جلوگیری از بروز مشاجرات لفظی:

*با توافق آغاز کنید. اگر فکر می کنید فردی با شما مخالفت خواهد کرد، بحث خود را با تاکید بر نقاط مشترک و مورد توافق آغاز کنید.

*به جای اینکه بگویید «اما» از حرف ربط «و» استفاده کنید. «اما» مثل پاک کنی است که ارزش همه حرف های گفته شده را محو می‌کند.

*تا می‌توانید (هنگام انتقاد) بگویید «من» و از به کار بردن «شما» خودداری کنید. وقتی که می گویید «من» دیگران نظر و دیدگاه شما را متوجه می‌شوند، در حالی که «شما» ممکن است موجب آن شود که دیگران فکر کنند آنها را مورد انتقاد قرار داده‌اید. (منبع: مدیریت ارتباطات)

سعید موحدنیا

اخلاق در ارتباطات

طی چند دهه، استادان و نظریه پردازان فنی ارتباط گفتاری همواره گفته‌اند که سخنران خوب کسی است که اصول اخلاقی را رعایت کند. مسائل اخلاقی جزء لاینفک هر فرایند ارتباطی هستند، به گونه‌ای که ارتباطات را می‌توان بر اساس معیاری درست یا نادرست مورد قضاوت قرار داد چنانکه فرد برقرار کننده ارتباط بتواند آگاهانه اهدافی خاص را انتخاب نماید و ابزارهای ارتباطی لازم جهت دستیابی به آن اهداف را جست‌وجو کند. بنابراین، سخنران باید به شنونده کمک کند تا تصمیمی عاقلانه و در عین حال اخلاقی اتخاذ کند. آدولف هیتلر و دیگر رهبران منفور دنیا اگر چه سخنورانی ماهر و قهار بوده‌اند اما به دلیل تهی بودن از ارزش های اخلاقی، سرنگون و فانی شده‌اند.

ارتباط برقرار کننده اخلاقی، به فردی گفته می شود که معیارهای اخلاقی مورد قبول جامعه را محترم بشمارد و از آنها پیروی کند.

تحقیقات انجام شده در زمینه ارتباطات ویژگی‌های یک سخنران اخلاقی را مشخص نموده است. بر اساس این تحقیقات، یک سخنران باید بداند که «وی باید عامل با اخلاق باشد، یعنی هنگامی که با دیگران ارتباط برقرار می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد که برخود و دیگران تاثیر می‌گذارد، باید بداند مسئولیتی اخلاقی دارد، زیرا اعمال و تصمیمات وی پیامد‌ها و عواقب انسانی دارد».

 

ویژگی های سخنران با اخلاق:

*آگاهانه شنونده را در معرض مطالب نادرست یا ناقض قرار ندهد

*به طور عمد حقیقت را تغییر ندهد

*حقیقت را آن گونه که درک می کند، ارائه نماید

*پیامی را ارائه کند که خالی از تهدید و اجبار باشد

 از نقطه نظر دریافت کننده «در بیشتر ارتباطات عمومی و خصوصی یک فرض بنیادی تلویحی هست که می‌توان با استناد به آن، به سخنان دیگران اعتماد کرد و پذیرفت که اکثریت مردم صادق و راستگو هستند. این مطلب به معنای آن نیست که شما هر چه را که شنیدید باید باور کنید، چرا که در این صورت، شما را خام و ساده لوح فرض خواهند کرد. اگر می خواهید یک شنونده اخلاقی باشید باید با دقت به اطلاعات ارائه شده گوش فرا دهید و از خود بپرسید که آیا نتایج حاصله معقول و مورد انتظار هستند یا نه.  (منبع: مدیریت ارتباطات – نویسنده: ری ام. برکو- ترجمه دکتر اعرابی و ایزدی)

 سعید موحدنیا – دانشجوی روابط عمومی