بولوتوث چیست؟

 

قابل توجه دوستان عزیز که در مورد بولوتوث سوال فرموده بودند:

بولوتوث

بولوتوث یک فناوری پیچیده و پر کاربرد است . به نوعی می‌توان گفت که هر وسیلهٔ الکترونیکی، که در آن رد و پایی از انتقال اطلاعات دیده می‌شود می‌تواند به این فناوری مجهز شود.حال این اطلاعات ممکن است یک متن چند صفحه ایی یا یک عدد باشد. بولوتوث از این لحاظ خوب است که نیاز به کابل وسیم را بر طرف نموده و به جای آن از موج رادیویی استفاده می‌کند ،

تاریخچه

تاریخچهٔ علمی بولوتوث چندان هم طولانی نیست و ایده اصلی ایجاد آن به سال ۱۹۹۴ میلادی باز می‌گردد. ایده اصلی ایجاد این طرح توسط شرکت sony Ericson مطرح شد . اصطلاح بولوتوث برداشتی آزاد از نام یک پادشاه دانمارکی به نام Harald blatand است که بین سال‌های ۹۴۰ تا ۹۸۱ پس از میلاد می‌زیسته‌است . وی در طی حکومت خود توانست دانمارک ، نروژ و سوئد جنوبی را متحد سازد و با این کار شهرت فراوانی کسب کرد . به همین خاطر شرکت اریکسون نام بولوتوث را برای این فناوری انتخاب نموده ، زیرا قصد داشت به طور صلح آمیز محصولات الکترونیکی شرکت‌های مختلف را با هم متحد سازد . فکر اولیهٔ بولوتوث در شرکت موبایل اریکسون سوئد شکل گرفت . اریکسون آن زمان در حال ساخت یک ارتباط رادیویی کم هزینه بین تلفن‌های همراه و یک گوشی بی سیم بود .

کار مهندسی در سال ۱۹۹۵ آغاز شد وفکر اولیه به فراتر از تلفن همراه توسعه یافت تا شامل همهٔ وسایل همراه شود . اریکسون پس از مدتی متوجه شد که به تنهایی قادر به ایجاد این فناوری نیست و به همراهی و همفکری شرکت‌های دیگر نیاز دارد . به همین منظور در سال ۱۹۹۸ ، یک موافقت نامه با شرکت‌های معروفی هم چون IBM , Intel , Nokia , Microsoft امضا کرد و گروه Special Interests Group ، (SIG ) را به وجود آورد . بعد از آن ، به مرور زمان حدود ۲۰۰۰ کمپانی دیگر به این سازمان پیوستند . سرانجام در سال ۲۰۰۰ میلادی بولوتوث وارد بازار شد .

 

 بولوتوث چگونه کار می‌کند ؟

راههای زیادی برای برقراری ارتباط بین وسایل الکترونیکی وجود دارد اما به طور کلی تمامی این راهها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد : ۱. با سیم ۲. بی سیم ( موج رادیویی ) به طور کلی هر وسیله ایی که از کابل یا سیم برای انتقال اطلاعات استفاده نمی‌کند برای این کار از موج رادیویی بهره می‌برد . موج رادیویی انواع مختلفی دارد و هرموج رادیویی با محدودهٔ فرکانسی خودش شناخته می‌شود . بولوتوث هم یک نوع از انواع موج رادیویی است ولی با برد کوتاه که از محدودهٔ فرکانسی ۲٫۴۰ تا ۲٫۴۸ گیگا هرتز استفاده می‌کند . این محدوده در باند رایگان ISM است که ۷۹ کانال را شامل می‌شود . البته در برخی از کشورها مانند ژاپن این محدوده بین ۲٫۴۷ تا ۲٫۴۹ است و فقط ۲۳ کانال را شامل می‌شود و از مابقی کانال‌ها استفاده‌های دیگری می‌شود .

 

کاربرد ها و مصارف bluetooth

ایجاد یک شبکه بی سیم برای کامپیوتر های رومیزی با یک پهنای باند کوچک
استفاده در تجهیزاتی مثل Printer ,Microphone,Keyboard,Mouse
بلوتوث فروش زیادی در تلفنهای سلولی داشته است که آنها را قادر ساخته که به کامپیوتر ها وPDAs و handsfree ها وبسیاری دیگر از دستگاهها متصل شوند و به این ترتیب یک شبکه بیسیم LAN را ایجاد میکنند
انتقال فایلها (مثل عکس و mp3 و غیره ) بین گوشی های موبایل و PDAs و کامپیوترها از طریق OBEX
handset بلوتوث برای گوشی موبایل و smart phone ها
دستگاههای اندازه گیری و Test
ابزارهای پزشکی
گیرنده های GPS
اتومبیل و استفاده بعنوان handsfree تلفن در آن
کنترل از راه دور تلویزیون بجای اینفرارد
وسایل کمک شنوایی
playstation 3 و Nintendo Revolution از بلوتوث برای جوستیک خود استفاده خواهند کرد و...


چرا امنیت در بلوتوث مهم است ؟؟


خیلی از کاربران بلوتوث فقط از امکاناتی نظیر اتصال تلفن های همراه بهم... یا اتصال دستگاههایی نظیر این به کامپیوتر های قابل حمل استفاده میکنند. والبته برای این دسته از کاربران اهمیت امنیت بسیار دور از ذهن است ! پیاده سازی امنیت حتی در همین سطح استفاده میتواند از سوء استفاده کاربر غیرمجاز از این دستگاهها جلوگیری بکند.

استفاده دیگر بلوتوث ایجاد شبکه موقت کامپیوتری است. برای مثال چند نفر در یک جلسه میخواهند لپ تاپهای مبتنی بر بلوتوث خود را به هم متصل کنند تا بتوانند فایلهای خود را در با اشتراک بگذارند.

وقتی شما از بلوتوث برای ایجاد یک شبکه موقت کامپیوتری استفاده میکنید... معمولا یک شبکه تخصصی خواهید داشت. یعنی اینکه کامپیوترها مستقیما باهم در تعامل هستند و دیگر نیازی به یک نقطه دسترسی بی سیم (WAP)نیست. این یعنی اینکه شما نقطه مرکزی برای تامین و تبیین سیاستهای امنیتی ندارید و در حقیقت مرکز سقلی برای امنیت شبکه وجود ندارد ! اینجاست که امنیت تبدیل به دغدغه اصلی میشود چرا که شما اطلاعات مهم خودتان را بی پناه بر روی لپ تاپ خود ذخیره میکنید تا دیگران روی شبکه از آنها استفاده کنند. یادتان باشد که برد کلاس 1 بلوتوث حدودا 300 فوت میباشد. یعنی آنقدر دور که تکنیکهای War-Driver کاملا جوابگوی هکرها میباشد و کاملا هم از دید شما مخفی خواهد بود.

استفاده دیگر بلوتوث در موبایلها است. این تلفنها اطلاعات مهمی از قبیل آدرسها – تلفنها – تماسها و... را در خود ذخیره میکنند. هک کردن این تلفنها از طریق بلوتوث Bluesnarfing نامیده میشود. حتما توجه داشته باشید که نرم افزارهای موبایل خود را بروز کنید.

شیوه دیگری از هک کردن موبایلها BlueBugging هست که بمعنی اجرا کردن فرمان روی موبایل هدف میباشد. برقراری تماس – حذف کردن اطلاعات از حافظه – عوض کردن تنظیمات داخلی از این جمله حملات هستند. برای اینکه از این حملات محفوظ بمانید پچ های امنیتی را از شرکت سازنده موبایل خود دریافت کنید و تلفنهای خود را به مدلهای بالاتر ارتقا دهید.

کرمهای تلفنهای همراه هم به بازار آمده اند !! کرمهایی مثل Cabir که تلفنهای با سیستم عامل Simbian رو هدف قرار میدهند. قطعا در آینده این کرمها زیادتر و خطرناکتر میشوند و گستره بیشتری از تلفنها را مورد هدف قرار خواهند داد.

با تشکر

 موحدنیا

وجه قالب روابط عمومی الکترونیک

 
وجه قالب روابط عمومی الکترونیک

یکی از بحث هایی که با خواندن وبلاگ های افرادی که در زمینه روابط عمومی الکترونیک می نویسند با آن مواجه شدم بحث نوع ارتباطی است که در روابط عمومی الکترونیک بین مباحث علوم ارتباطات و روابط عمومی با مباحث فنآوری اطلاعات وجود دارد.اشخاص مختلف با بررسی یک یا چند کاربرد از کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات که در روابط عمومی ها کاربرد دارد، اسامی نظیر روابط عمومی آنلاین، روابط عمومی در فضای سایبر، روابط عمومی در فضای وب و ..... به آن اطلاق نموده اند. به نظر می رسد فارغ از نامی که به این نوع روابط عمومی اطلاق می شود، محدود کردن کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در چند مورد خاص کار زیاد درستی نباشد. برای باز شدن مطلب بد نیست مروری داشته باشیم بر این بحث که اصولا در روابط عمومی الکترونیک کدام وجه قالب است و به کدام وجه اولویت بیشتری می دهیم:

 

●روابط عمومی یا فنآوری اطلاعات؟!
آیا می توان اینگونه عنوان کرد که روابط عمومی الکترونیک، حرکتی است در فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای توسعه کاربردهایش و یا به شکل دیگر روابط عمومی الکترونیک را نوعی استفاده مناسب بدانیم از ICT. مشابه این بحث را در زمینه های مختلف دیگر نیز می توان پیدا کرد. مفاهیمی نظیر کاربردهای کامپیوتر در مهندسی ، کاربردهای کامپیوتر در طراحی (CAD) و یا تجارت الکترونیک (eCommerce). به جرات می توان گفت که در نرم افزار آن چیزی که شاید در هنر داشته باشیم تحت این عنوان که "هنر برای هنر" که یک نوع هنر مجرد و بدون ارتباط با سایرین را مطرح می کند را کمتر می توان یافت. نرم افزار ماهیتا در کاربردهایش در علوم مختلف معنا می دهد. توسعه نرم افزار و استفاده از IT نیز به همین شکل. زمانی نرم افزار رسالت واقعی خود را انجام داده است که در خدمت یک کاربرد بوده و باعث بهبود انجام یک فرایند گردد. به نظر من در روابط عمومی الکترونیک وجه قالب تر را باید به روابط عمومی داد. در عین حال نباید کاربردهای فنآوری اطلاعات را محدود کرد به چند شاخه خاص.

  استفاده از IT در روابط عمومی (چنانچه فکر می کنم نظر امیر هم همین باشد) باعث قلب ماهیت روابط عمومی نمی شود. بلکه باعث می شود فرآیند های جاری روابط عمومی ها بهتر، کاراتر، کم هزینه تر و یا پویا تر انجام پذیرد. بدین ترتیب به نظر می رسد که هدایت یک روابط عمومی به سمت روابط عمومی الکترونیک را نه به عهده یک کارشناس فنآوری اطلاعات و ارتباطات، بلکه به یک متخصص علوم ارتباطات و روابط عمومی باید سپرد، متخصصی که ضمن اطلاع مناسب از زمینه تخصصی خود، ذهنی مدل ساز و ساختیافته داشته باشد تا بتواند نیازهای خود را به صورتی مدون بیان کند تا با بهره گیری از متخصصان ICT ، راه حلی مناسب از میان راه حل های مختلف موجود برای آن نیاز مطرح شده و جنبه واقعی به خود گیرد.

 
اما چگونه می توان به چنین جایگاهی از شناخت رسید که بتوان نیازهای روابط عمومی ها را در این دیدگاه مطرح کرد و به آن پاسخ داد. به نظر می رسد تشکیل گروه های کاری (نظیر آنچه گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک : ePRSoft سعی دارد به آن برسد و یا به قول امیر کلیک اول آن را بزند!) متشکل از افراد صاحب فکر و مجرب در روابط عمومی با کارشناسان IT می تواند راهگشا باشد.گروه هایی که با تولید محتوی و انتشار اطلاعات تخصصی در این زمینه مبانی تئوری این بحث را تشکیل داده، سپس سیستم ها و راه حل های عملی برای آن ارائه نمایند. از سوی دیگر ارائه یک مدل و یا معماری مشخص، صریح، شفاف، پویا و به اندازه کافی عمومی و استاندارد از روابط عمومی و اطلاعات آن می تواند به عنوان گامی موثر در تحقق شعار ایجاد روابط عمومی الکترونیک باشد. این مدل با مشخص کردن معماری اطلاعات، گردش اطلاعات در سازمان، مورد های کاربری و شرح عملکرد فرآیند های روابط عمومی زمینه را برای توسعه کاربردهای ICT در روابط عمومی فراهم می کند. از سوی دیگر نیز با همکاری متخصصان روابط عمومی و فنآوری اطلاعات و ارتباطات و با مبنا قرادادن مدلی که از روابط عمومی بدست آمده است، می توان به استاندارد سازی و جامعیت بخشیدن به خدمات و نرم افزارها و سخت افزارهایی که در مدل نهایی می توانند به سود روابط عمومی ها باشند اقدام کرد. بحثی که شاید اجرای آن به سادگی عنوان کردن نام آن نباشد ، اما در صورت اجرا باعث پیمودن شدن نیمی از راه در تشکیل روابط عمومی الکترونیک گردد.

منبع: روابط عمومی آن لاین

موحدنیا - سعید

چالش ها روابط عمومی در ایران قسمت اول

با توجه به اینک از پیدایش روابط­عمومی در ایران حدود نیم قرن می­گذرد هنوز روابط­عمومی با مسایل مختلفی مواجه است . متاسفانه بررسی تاریخی این دانش در ایران نشان می­دهد که به رغم وجود اندیشه­ها و ایده­های اصلاح طلبانه برای توسعه آن ، هیچ گونه اقدام عملی بنیادی در این زمینه صورت نگرفته است به همین دلیل است که امروزه روابط­عمومی­ها بیشتر وقت خود را صرف برطرف ساختن مشکلات خود می­کنند .  ورود به این مشکلات ، توان و شرایط  ایفای وظایف و رسالت راستین را از روابط­عمومی گرفته است .

چالش­های روابط­عمومی در ایران را می­توان در دو بخش اصلی ( تشکیلات ، اعتبارات ، آموزش ، نحوه عمل ، نیروی انسانی  و وجود نگرش­های  منفی ) و فرعی ( نداشتن متولی مشخص ، نبود تشکل­های حرفه­ای کافی و نبود قانون­مندی مسئولیت­های استراتژیک و حرفه­ای روابط­عمومی) تقسیم کرد. دست­یابی تشکیلاتی را می­توان به عنوان نخستین چالش روابط­عمومی در سازمان دانست. منظور از دست­یابی تشکیلاتی ، نبود پویایی در طراحی تشکیلاتی است .

نمودارهای تشکیـلاتی در تاریخ روابط­عمومی ایران حاکی از نبود تفکر و تلاش در ایجاد بـخش­هایی در تشکیلات روابط­عمومی است که متناسب با  تحولات اجتماعی ایران باشد . به رغم این­که در کشور گرایش زیادی برای حرکـت به سمت " جامعه مدنی " و توانمندی  و قابلیت ­های روابط­عمومی وجود دارد ، تا کنون روابط­عمومی نتوانسته است از این وضع برای تسریع روند جریان توسعه خود استفاده کند .

 

باتشکر محمد رسول ثابت

ادامه نوشته

روابط عمومی دیجیتال

 

روابط عمومی دیجیتال

در عصر حاضر با توسعه و پيشرفت بخش هاي مختلف علمي و ظهور فناوري هاي جديد ، به ويژه علوم رايانه ، فرصتي فراهم شده كه بتوان در بخش ارتباطات گامهاي موثر و بلندي برداشت و در روند ارتباطات تحولي نوين و شگرف ايجاد نمود . اين تحولات كه در سايه به كارگيري سخت افزارها و نرم افزارهاي متنوع توليد شده در سطح جهان ، كه هر روز بر تعداد و تنوع آنها افزوده مي شود ، مقوله اي دور از انتظار نبوده و نيست ، ضرورت بازنگري درتغيير روند زندگي به فراخور نياز روزمره كه بيش از پيش ملموس و مشهود است ، چنان تحركي ايجاد نموده كه امروزه 55 ميليون نفر در سراسر جهان به وسيله سخت افزار و نرم افزار هاي مختلف در شبكه اي جهاني موسوم به اينترنت در حال ارتباط و تبادل نظر مي باشند .
فضاي حاصل از اين اتصال ، خاستگاه انقلاب جديدي در زمينه ارتباطات انساني و اطلاع رساني به شيوه نوين است . گسترش ارتباطات جهاني كه پيدايش و ظهور دهكده جهاني را در پي داشته ، بحث تبديل آن به ذهنيت جهاني و جهاني شدن ذهنها را همه روزه با ابعاد تازه اي به معرض نمايش گذاشته است . درگير و دار و پيچ و خم اين ارتباطات حلقه اي واسط انساني ) روابط عمومي ها ) در تحولي شگرف و جدي غوطه ور شده و. با مسلح شدن به علوم رايانه و به كارگيري محيط هاي مجازي ، موانع بازداشت تباين انسان و فناوري را از ميان برده است . پيشرفت هاي خارق العاده در زمينه رشد فناوري هاي ارتباطات سبب شده تا عده اي از دانشمندان، دوره نو آوري هاي جديد را موج سومي بنامند كه همه ابعاد وجودي انسان تأثير قرار داده است .
بايد پذيرفت با گسترش ارتباطات مجازي ، گفتگوهاي تلفني ، ارتباطات تلفني اينترنتي ، تريبون هاي آزاد مجازي ، كلاسهاي آموزشي مجازي ، گروه هاي مختلف اينترنتي ، و بلاگ هاي شخصي باهويت مجازي ، نشريات و مجلات الكترونيكي و غيره جايگاه ويژه اي در علوم و ارتباطات ايجاد شده است . اين گسترش تا بدانجا پيش رفته كه مي توان سالن كنفرانس مجازي را تصور نمود كه شركت كنندگان با پوشيدن لباس مخصوص و اتصال از طريق اينترنت مي توانند در كلاسهاي مبادرت به پرسشو پاسخ از اساتيد و همكلاسان online آموزشي مجازي شركت نموده و به صورت خود كنند و در صورت نياز اقدام به ذخيره اين مباحث در رايانه هاي شخصي نمايند .
در كنار اين پيشرفت ها در حوزه فناوري اطلاعات نوع ديگري از توسعه نيز به معرض ظهور رسيده كه از آن به (( انفجار محل كار )) ياد مي كنند . انفجار محل كار عنواني است كه براي جابه جايي هاي انسان و ماشين در بوركراسي اداري و تغييرات ثبت در حوزه زمان و مكان برگزيده شده و دراين مفهوم مشخص نيست در آينده چه عناويني شغلي و كاري جديدي تعريف خواهد شد . با وجود اين تحولات ، مي توان گفت سازگاري مديران سنتي و رابط عمومي هاي منفعل با دنياي جديد ، با مشكلات عديده اي مواجه خواهد شد . در اين ميان روابط عمومي هاي قادر به ارائه نقش مطلوب ، خواهند بود كه آگاهي خود را در زمينهاي مختلف علمي در حيطه شرح وظايف و امورات محوله ارتقا داده و ضمن تحصيل آموزش هاي لازم بتوانند سازمان خود را با فناوري هاي جديد و تغييرات مثبتي كه با ايجاد شود ، آشنا كنند و به درك واقعيت هاي جديد توسط مديران سازمانها و كاركنان كمك نمايند .
چشم انداز آينده ارتباطي بشر براي انجام وظايف و مسئوليتها و وابستگي آن به واقعيت هاي مجازي ، با شرايط حاكم بر روند تحولات ارتباطي اجتناب ناپذير بوده و نقش روابط عمومي ها در تبيين مفاهيمي چون تكنورايزني كه در قالب واقعيت هاي مجازي مطرح است ، بسيار اساسي خواهد بود .به همين دليل ابتدا براي روشن شدن مبحث روابط عمومي ديجيتال تعريف رايج اين مفهوم را بررسي مي كنيم . روابط عمومي الكترونيك و ديجيتال عبارت است كاربران ، سامانها ،نهادها و دريافت اطلاعات از طريق آنها . با اين تعريف ابزار و ساختارهاي ارتباطي در روابط عمومي ها در راستاي ارائه خدمات موثر ، ارزان ، فوري و فراگيرمورد استفاده قرار گرفته و به ايجاد يك رابطه ساده روان وموثر بين سازمانها و موسسات ديگر و ساير نهادهاي اجتماعي كمك خواهند كرد .
به نظر مي رسد با گسترش و توسعه فناوريهايي كه ذكر شد ، جامعه كنوني به هيچ عنوان حالت يكپارچه اي ندارد و آنرا مي توان به صورت جامعه مجمع الجزايري در نظر گرفت كه در آن بايد به هويت هاي منفرد پاسخ گفته شود با وجود سه مدل - 1 : اقتصادي سياسي 2- تأثيري 3 – فرهنگي
بايد پذيرفت كه روابط عمومي ها اغلب خود را در مدل دوم مي يابند . در حالي كه روابط عمومي ها بايد تفكر و نگرش خود را از مدل تأثيرات به مدل فرهنگي منتقل كنند . روابط عمومي ها بايد دقت داشته باشند تا زماني كه خود را تغيير نداده و متوجه تغييرات در حوزه جغرافيايي مخاطبان خود نشوند ، نمي توانند به يك روابط عمومي ديجيتال ، تبديل شوند ، چرا كه امروزه بسياري از روابط عمومي ها خود را تنها پاسخگوي رسانه ها مي دانند در حالي كه يك روابط عمومي ديجيتال با ايجاد زير ساخت هاي مناسب نظير وب سايت ها و وبلاگ ها زمينه تعامل و نقد بر روي فعاليتها رافراهم مي آورد .
در روابط عمومي سنتي نگاه تزريقي به مخاطب عام وجود دارد در حالي كه روابط عمومي ديجيتال پاسخگوي فرد است . ارتباط در روابط عمومي ديجيتال از بالا به پايين و يا امري نيست بلكه ارتباط دو سويه بوده و در چنين ارتباطي روابط عمومي پاسخگوي تك تك اعضاي جوامع اطلاعاتي است .
در بررسي ويژگي هاي اين نوع روابط عمومي بايد دقت شود كه عملكرد اين واحد در نهايت بايد موجب تسهيل دسترسي شهروندان ، ارتباط دو سويه با مخاطبان و نهادهاي مورد نظر ، بهبود خدمات ، افزايش كارآمدي و پاسخگويي، كاهش هزينها و ساده سازي فرآيند ارتباط شود . برهمين اساس است كه در روابط عمومي بهره گيري از ابزار نوين هدف نيست بلكه ميزان تعا مل روابط عمومي با مشتريان ملاك و شرط اصلي است .

نكته ديگر اين كه روابط عمومي ديجيتال منتظر درخواست مخاطب نيست بلكه تعهدات لازم را به موقع انديشيده است . ضمن اينكه در اين حوزه داشتن بينش مناسب ديجيتالي در راستاي دانش روابط عمومي از آشنايي با مسائل فناوري اطلاعات مهم تر است.

به طور خلاصه در روابط عمومي ديجيتال:
1. روابط عمومي يك واحد فني نيست ، بلكه به يك واحد فني جهت تحقق يك روابط عمومي دو سويه و پاسخگو ، ايده مناسب مي دهد .
2.خدمات هميشه به روز است.
3. فناوري نوين تنها وسيله جهت تحقق اهداف روابط عمومي است .
4. بينش مناسب ديجيتالي ، نقش پر رنگ تري در قبال فناوري جديد دارد .
5.ارتباط دو سويه است و مخاطب فرد است و روابط عمومي پاسخگويي تك تك افراد.
6. تمهيدات روابط عمومي پيش از درخواست مخاطب صورت مي پذيرد .
7. مبناي حركت روابط عمومي تعامل روابط عمومي با مخاطبان فردي است و تعداد مطالب در كاركرد آن نقشي ندارد .
8.داشتن نيروهاي آموزش ديده در حوزه روابط عمومي ديجيتال سازي از اهميت بسياري برخوردار است .

جهت گيري صحيح در تحقق ويژگي هاي بالا بسيار موثر است و دراين جهت گيري اهداف زير مد نظر است:

1. تسهيل در ارائه خدمات و ساده سازي دسترسي خدماتي توسط مخاطب
2.اثر گذاري مناسب سازمانها و نهادها
3. بهبود كارايي نهادها و سازمانها از طريق حذف لايه هاي اضافي در ساختار سنتي آنها
4. بهبود پاسخگويي به مخاطبان و تضمين اين پاسخگويي درخصوص نياز مخاطب
5. بهبود اطلاع رساني سازمانها
6. ساده سازي فرايند ارتباط
7. كاهش هزينه از طريق يكپارچه سازي و حذف بروكراسي نامناسب اداري
8. ايجاد بينش نتيجه گيري مثبت در بدنه مياني سازمانها و نهادهاي مربوطه
9. افزايش ابتكارات و خلاقيت هاي فردي به وسيله توسعه دانش اطلاع يابي و اطلاع رساني

موحدنیا - سعید

وظيفه يک روابط عمومي کارآمد و مبتکر چيست؟

وظيفه يک روابط عمومي کارآمد و مبتکر چيست؟

مهمترين ويژگي کار يک روابط عمومي در دنياي امروز جمع‌آوري دقيق اطلاعات و ارايه آن به ميليونها مخاطب است که در هدف بعدي اين روابط عمومي وظايف، پاسخگويي مطرح مي‌شود.
در مقاله زير که به وسيله غلامرضا خيرخواه مدير روابط عمومي شرکت توزيع برق استان مرکزي تهيه و تدوين شده وظايف يک روابط عمومي کارآمد مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
تمامي تلاش موثر روابط عمومي از يک فرآيند چهارمرحله‌اي نتيجه مي‌شود که شامل جمع‌آوري اطلاعات، برنامه‌ريزي، ارتباطات و سنجش يا ارزيابي است.

● جمع آوري اطلاعات
جمع‌آوري اطلاعات يک مرحله مهم است زيرا فرآيندي که از آن بدست مي‌آيد روي مراحل بعدي تاثير مي‌گذارد جمع آوري اطلاعات مي‌تواند از طريق راههاي مختلفي بدست بيايد مثل سوابق سازمانها ژورنالهاي بازرگاني، اسناد عمومي و کتابهاي مرجع به عنوان منابع ارزشمند براي داده‌هاي موجود بکار گرفته مي‌شود. ارتباطات يا تماسهاي شخصي، پست نامه به شرکتها، کميته‌هاي مشاوره‌اي و گزارشهاي شخصي ديگر منابع اطلاعات را نشان مي‌دهد. اگر روشهاي تحقيقات رسمي بيشتر از حد لازم باشد بايد به وسيله بخش روابط عمومي يا توسط کارگزاران بيروني که در افکار عمومي يا در تحقيقات پيمايشي تخصص دارند انجام شوند. براي مثال مدير روابط عمومي يک کارخانه اتومبيل که در آن بحران شکل گرفته است در رابطه با ايمني ماشين‌هاي توليد شده به جمع‌آوري اطلاعات زيادي نياز خواهد داشت. چقدر اين شرکت با سازماندهي مجدد مي‌تواند خود را نجات دهد دقيقا" چقدر از کارگران جابجا خواهند شد آيا شرکت به کارگراني که بيکار شده‌اند تا شغل جديدي پيدا کنند کمک خواهد کرد؟ تکليــف ساختمانهاي خالي که رها شده‌اند چه خواهد بود آيا کارکنان حرفهايي را که شرکتها مي گويند باور مي‌کنند مردم چه انتظاري از کارخانه دارند آيا به وجهه‌ي شرکت در ديگر مناطق کشور آسيب وارد مي‌کند؟

● برنامه ريزي
▪ مرحله دوم کار روابط عمومي برنامه‌ريزي است دونوع کلي برنامه‌ريزي وجود دارد:
۱) استراتژيکي
۲) تاکتيکي

برنامه هاي استراتژيک اهداف بلند مدتي که سازمانها تمايل دارند به آن دست يابند را در بر مي‌گيرد. مديريت عالي معمولا" برنامه هاي استراتژيک سازمان را تنظيم مي‌کند.
برنامه هاي تاکتيکي به نسبت تخصصي تر هستند آنها وظايفي را که بايد بوسيله هر بخش در يک سازمان انجام شود را به منظور دستيابي به اهداف استراتژيک شرح مي‌دهند. برنامه‌ها ممکن است طوري اتخاذ شوند که فقط يکبار استفاده شوند يا برنامه‌هاي کلي و برجسته‌اي که خط مشي کلي سازمان را شکل مي‌دهد برنامه‌ريزي بخش حياتي يک روابط عمومي است بعضي از بخشهائي که عملکرد و روابط عمومي را شامل مي‌شود طرح کردن يکسري اهداف در نظر گرفتن گزينه ها و ارزيابي خطرها و منافعي است که هرکدام از آن برخوردارند تصميم‌گيري درمورد فعاليتها، اختصاص و محاسبه و حمايت وتضمين مصوبه هايي که درون سازمان وجود دارد نيز از ديگر موارد است. درسالهاي اخير بسياري از دست‌اندرکاران روابط عمومي تکنيکي تحت عنوان مديريت توسط اهداف را مطرح کردند. به بياني صريح و ساده mbo (مديريت توسط اهداف) به اين معنا است که سازمان اهداف قابل مشاهده يا سنجشي رأي براي خود در نظر گرفته ومنابعي را براي مواجهه شدن با اين اهداف اختصاص داده است. براي مثال يک شرکت ممکن است افزايش فروش ۲۵ درصدي را در دو سال آينده به عنوان هدف براي خود در نظر بگيرد. با گذشت زمان آسان است که ببينيم آيا اهدافمان تحقق يافته‌اند . اين رويکرد در روابط عمومي رايج تر است زيرا مديريت عالي به طور مشخص به اين شرايط مي‌انديشد واين به دست اندرکاران روابط عمومي اجازه مي‌دهد که با يک زبان يکسان به عنوان مديران يا رئيسان اجرائي صحبت کنند که اين شيوه، به منظور حل مسائل روابط عمومي ارايه مي‌شود و سرانجام يک بازخورد معين را دررابطه با کارآمد و فرايند روابط عمومي فراهم مي‌کند . در مثال فرضي ما بعضي از اهداف احتمالي ممکن است بيش از ۵۰ درصد اجتماع را پوشش دهد ونگرشهاي طي رادررابطه با اينکه کارخانه به شکلي تاثير مطلوب نداشته باشد

● ارتباطات
مرحله سوم فرايند فعاليتهاي روابط عمومي ارتباطات است بعد از جمع‌آوري اطلاعات و درست کردن برنامه‌ها، سازمان نقش منبع ارتباطات را برعهده مي‌گيرد بسياري از تصميمات اساسي ومهم با تاکيد روي ماهيت پيام ها وانواع رسانه هائي که مورد استفاده قرار مي گيرند در اين مرحله عنوان مي‌شود. به علت اينکه رسانه‌هاي ارتباط جمعي معمولا" کانالهاي مهمي در برنامه هاي روابط عمومي هستند براي دست اندرکاران روابط عمومي ضروري و لازم است که رسانه‌هاي مختلف به نقاط ضعف و و قوتشان پي ببرند. علاوه بر اين حرفه‌اي‌هاي روابط عمومي بايد از تکنيک‌هاي متفاوت توليد براي رسانه‌هاي مشخص تصويري، شنيداري يا اجرائي و رسانه هاي چاپي را بدانند. برخي از روشهاي متداول عمومي ساز يک پيام از طريق رسانه هاي جمعي عبارت است از تکنيک‌هاي مطبوعاتي، انتشار خبرهاي تصويري، ابزارهاي روزنامه‌اي، عکسها، تبليغات، و فيلم‌هاي تبليغاتي سفارش داده شده نوارهاي ويديوئي،‌ کنفرانسهاي مطبوعاتي و مصاحبه ها و همچنين روابط عمومي کانالهاي ديگري را به کار مي گيرد تا بخواهد پيام را دريافت کرده و به عموم مردم منتقل کند اين قضيه ممکن است هم زمينه ارتباط ميان فردي را و هم سيستم ماشيني را دربر گيرد. نشريات داخلي، بروشورها نوشته ها بولتنها و پوسترها، بيلبوردها، بوردهاي آگهي کانالهاي ممکن براي ارتباطات بشمار مي‌آيند که يک شرکت از اين امکانات و وسايل براي آگاهي کارمندانش استفاده مي‌کند در يک سطح درون سازماني جلسات عمومي سخنرانيها، نمايش ها بيانيه‌ها رويدادها اماکن عمومي و تورهاي مسافرتي از ديگر امکانات اطلاع‌رساني به شمار مي‌آيد.
در نمونه فرضي ما مدير روابط عمومي بايد احتمالاَ از پيامها و رسانه‌هاي متفاوتي استفاده کند . کنفرانسهاي خبري آگهي‌ها، انتشارات اخبار و نشستهاي عمومي به نظر مي‌رسد ابزار مناسبي براي تبيين موقعيت شرکت براي مخاطبان خارجي باشد. درحاليکه در نشريات داخلي، بوردهاي آگهي ،سخنراني ها نامه‌ها براي دست يافتن مخاطبان داخلي به سيستم بکار گرفته مي‌شود.

● سنجش و ارزيابي
آخرين مرحله ارزيابي به سنجش روابط عمومي مي پردازد که سوال اين است به چه شکل کار مي‌کند اهميت ارزشيابي در روابط عمومي علت توسعه تکنيکهاي MBO است اگر يک هدف قابل سنجش براي برنامه هاي روابط عمومي مطرح شود سپس يک تکنيک ارزشيابي که بتواند موفقيت را ارزيابي کند دردستيابي به آن هدف بکار گرفته مي‌شود. مسائل مختلفي وجود دارد که مي‌تواند مورد ارزيابي قرار گيرد يک روش ساده که به راحتي ميزان پوشش را در اين فعاليتها توليد کرده ارزشيابي مي‌کند. تعداد مطبوعاتي که ارسال مي‌شوند تعداد نامه‌هائي که پست مي شوند سخنرانيها يي که ايراد مي‌شوند و... به سادگي قابل محاسبه هستند . در مورد مشابهي کليپهاي مطبوعاتي مواردي که دراخبار برنامه هاي راديويي وتلويزيوني جدولبندي يا فهرست‌بندي ميشوند مهم است. يادآوري اين مساله که ميزان يا حجم نتايج مشابه را دربر ندارد يک ميليون کليپ مطبوعاتي هيچ معنائي با خود ندارد اگر مخاطبي در برنداشته باشد براي ارزيابي تاثيراين فعاليتها روي مخاطبان نيازمند تکنيکهاي پيچيده‌ تري از تحليل است.
برخي از تکنيکها ي رايج شامل توزيع پرسشنامه با توجه به نمونه هاي تصادفي از مخاطبان پيمايش تلفني روش پانل (مطالعه طولي) مطالعاتي که خوانندگان به آن علاقه‌مندند وکاربرد فعاليتهاي تجربي و بسياري از مواردي که بالا اشاره شد امکان دارد به وسيله مدير روابط عمومي فرضي ما اداره شود. به عنوان مراحل چهار مرحله اي متمايز از هم هستند.
در واقعيت برنامه‌ي روابط عمومي يک فرآيند مداوم و پيوسته است و از يک مرحله به مرحله بعدي ادغام مي‌شود. نتايجي که ما در مرحله ارزيابي آموخيتم براي مثال مي‌تواند بخشي از مرحله جمع آوري اطلاعات باشد که به عنوان سيکلي مجزا درمرحله ديگر روابط عمومي قابل بحث است.

محسن دهقانی

جایگاه فناوری اطلاعات در شکل گیری محیط رقابتی رسانه ها

جایگاه فناوری اطلاعات در شکل گیری محیط رقابتی رسانه ها

 تکنولوژی اطلاعات و کسب و کار به طور ناگسستنی در هم تنیده‌اند، فکر نمی‌کنم کسی بتواند درباره یکی از این دو مفهوم صحبت کند، بدون اینکه دیگری را در نظر داشته باشد. (بیل گیتس)

 در سالهای اخیر شاهد شکل‌گیری گونه تازه‌ای از عملیات و جنگ‌های روانی هستیم. که توجیهات لازم برای اقدامات نظامی را فراهم می‌آورند.  در این فرایند حوزه‌های افکار عمومی و رسانه‌های طرفین به خاکریز اول برخورد تبدیل شده‌اند. بنابراین مهمترین رسالت و محور کاری سازمان صدا و سیما، تولید تصویری مطلوب و معقول از جمهوری اطلامی در سطح منطقه و جهان است، در حدی که با تصویرسازی منفی بازیگران مقابل، هماوردی کند. برای این منظور ضرورت دارد فعالیت‌های رسانه‌ای ما از حالت عمدتا تدافعی فعلی خارج شود. (رسانه های غربی تصاویر نامطلوبی از نظام ارائه می‌دهند و ما در مقام دفاع از خودمان اقدام به پاسخگویی می‌کنیم.)

جهانی شدن در واقع ثمره پیشرفت‌های شگفت‌انگیز در بخش فناوری اطلاعات است. فناوری آن قدر مهم است که امروزه خیلی‌ها بحث جهان ارتباطات را با همین ابزارهای ارتباطی می‌شناسند و وقتی می‌خواهند درباره تاریخ تحول ارتباطات سخن بگویند آن را با تاریخ تحول فناوری اطلاعات، بیان می‌کنند.

تغییرات گسترده و پیشرفت‌ها در عرصه فناوری اطلاعات و ارتباطات خصوصا در دهه اخیر، ضرورت تجدیدنظر در مسائل مختلف سازمانی را امری اجتناب ناپذیر کرده است. بازنگری فرایندها به منظور استفاده صحیح از فناوری اطلاعات و ارتباطات دیجیتالی نظیر شبکه‌های رایانه‌ای و سیستم‌های یکپارچه اطلاعاتی در سازمان‌های رقیب، باعث شده است تا شکل‌های سازمانی نوینی به وجود آیند که با سازمان‌های سنتی و دیوان‌سالار قبلی متفاوت هستند. به دنبال تغییر در ساختار سازمان‌ها در عصر جهانی شدن فرهنگ و اقتصاد و هر چه بیشتر رقابتی‌تر شدن آنها در نحوه ارائه خدمات به ذی نفعان مختلف، تغییرات اساسی در روش اداره سازمان‌ها به وجود آمده است.

در این عرصه بشر شاهد پیدایش نظام‌هایی از ارتباطات بوده که توزیع و انتقال سریع و گسترده پیام‌ها را از یک نقطه به نقطه دیگر امکان پذیر ساخته است. این نظام‌ها، ابتدا از طریق الکتریکی کردن داده‌های یک دست شده و سپس با پیشرفت‌های روزافزون آنها توانسته است بر عوامل فضا، زمان و مکان غلبه کند.

به دنبال این فرایند، اطلاعات به عنوان نماد و دستمایه توسعه همه جانبه و پایدار جوامع مدرن، شناخته شده و دیگر بدون دسترسی به آن هیچ گونه تحول چشمگیری قابل پیش بینی و میسر نیست. چنین وضعی سبب شده که در سال‌های اخیر محققان و دانشمندان همه جا از انفجار اطلاعات، انقلاب تکنولوژی‌های ارتباطی، عصر رایانه و عصر رسانه‌های الکترونیک و رسانه‌های بر خط سخن به میان آورند. درست به همین علت است که یکی از محدود اجلاس‌های سران کشورهای جهان با موضوع جامعه اطلاعاتی، ناظر به مفاهیم فوق، در آغاز قرن 21 شکل گرفت.

ادامه دارد...

عباس غلامی

نقش روابط عمومی قسمت پنجم

6. ظرفيت سازی 

ارتباط با افكار عمومي براي گرفتن ايده هاي جديد 

استفاده از تفكرات و خواسته هاي مخاطبان

آگاه كردن مديران از نظرات مردم ، توليدكننده گان ،بهره برداران ، تشكلها، رهبران فكري ، رسانه ها و...

كمك به تصميم سازيهاي سازماني

تقويت همبستگي و افزايش بهره وري

درون و برون سازماني

آگاه كردن كاركنان از تغيير و تحولات سازماني

برقراري ارتباط مستقيم و غير مستقيم مديران با كاركنان و مخاطبان برون سازماني

ايجاد زمينه ها و بستر هاي تفاهم ، هم آهنگي ووحدت سازماني

7. آينده‏نگري

هدف از آينده‏نگري، محاسبه يا پيشگويي برخي از رويدادها يا شرايط آتي است. آينده‏نگري به مدير كمك مي‏كند تا شرايط آينده را به خوبي بشناسد و براي مشكلاتي كه در راهند، چاره‏انديشي كند

 - به بيان ديگر هدف اصلي آينده‏نگري، كسب آگاهي درباره رويدادهاي نامعلومي است كه احتمالاً در آينده روي خواهد داد.

 - با پيش‏بيني اتفاقات آينده و مطالعه منطقي و تحليل اطلاعات موجود، مي‏توان آگاهانه به استقبال آينده رفت.

 -  در واقع آينده‏نگري، علم يا هنري است كه با استفاده از اطلاعات تاريخي و شيوه‏هاي كمي و كيفي، آينده را مورد تحليل قرار مي‏دهد

روابط عمومي در نقش آينده‏نگري لازم است در زمينه‏هاي زير فعاليت كند:

ـ كسب آگاهي درباره حوادث نامعلوم كه رخ خواهد داد 

ـ تحليل اطلاعات محيطي در زمينه‏هاي مختلف

ـ پيش‏بيني‏هاي عالمانه درباره تحولات محيط و اثرات آن بر سازمان

ـ تقويت افق شناسي

ـ برنامه‏نويسي براي آينده

ـ آينده‏نگري و به دنبال آن آينده‏سازي براي سازمان

محمدرسول ثابت

ادامه نوشته

نقش روابط عمومی قسمت چهارم

۴. روشهاي اعتبار سنجي سازماني:

- بررسي نتايج فعاليت‏هاي سازمان از طريق نظرخواهي‏هاي مستمر.

آشكاركردن‌نتـــايج‌فعــــاليت‌ازطريق‌رواج‌تبليغــــات‌ســــازنده  وعلمي

 ومشخص‌كردن‌ميزان تأثيرگذاري توليدات سازمان برافراد، جامعه واشتغال و

 فرآيندهاي اقتصادي وفرهنگي منطقه وجامعه.

-  ارتباط نزديك با ارباب رجوع يكي از عواملي كه به سرعت در افت و ارتقاي اعتبار سازمان موثر است، مراجعه‏كنندگان هستند كه مبلغاني سيار براي سازمان مي‏باشند.

-  ديدن كاربردهاي محصول: معمولاً محصولات سازمان كاربردهاي خاصي دارد كه ممكن است گاهي اوقات استفاده از الگوي مصرف غلط ،اعتبار سازمان را خدشه‏دار كند. بر اين اساس لازم است از طريق بازرسي مستمر، كاربرد محصولات سازمان مورد بررسي قرار گيرد تا اعتبار سازمان حفظ و تقويت شود

۵. نظريه‏پردازي

- هدايت ايدئولوژيك سازمان به طور جامع‏نگر و كلي؛

- ايده‏سازي و ياددادن به كاركنان سازمان كه ايده‏سازي كنند؛

- تحليل مسايل حرفه‏اي و سازماني در ابعاد مختلف؛

- بيان فلسفه‏ها و رسالت‏هاي سازمان؛

- برقراري ارتباط بين مولفه‏ها و موضوعات؛

- تبيين درست جريانات سياسي درون و برون سازماني؛

- سوژه سازي براي فعال كردن تفكرات سازمان.

محمد رسول ثابت

 

 

روابط عمومی کاربردها و تاکتیک ها

روابط عمومی کاربردها و تاکتیک ها

 

کامپیوتردر برابر انسان

با افزایش روز افزون کامپیوترها و توسعه و افزایش تجهیزات صوتی خودکار، شرکت ها وسوسه می شوند تا از این تجهیزات برای تماس با مشتریان استفاده کنند تا از انسان، اما این کار باید با دقت و وسواس بسیار انجام شود. استفاده نا معقول از تجهیزات الکترونیکی می تواند منجر به ناراحتی و فرار همان افراد و مردمی شود که شرکت به دنبال جلب رضایت آنهاست. یک مشتری ناراضی که تلفن می کند تا راجع به اشتباه در صورت حساب یا اشتباه در ارسال اعتراض کند، دوست ندارد که صدای ضبط شده ای را بشنود.

به همین شکل، مشتریانی که نامه های شکایت آمیز می نویسند نیز، از دریافت یک جواب کامپیوتری متنفرند ضمن این که مشتریان از پاسخ های کلیشه ای مانند " این اشتباه کامپیوتر بود" بیزارند. آنها خوب می دانند که اشتباهات کامپیوتر تقریبا همیشه نتیجه بی تفاوتی به عامل انسانی در فرایند ارتباطات است. دست اندر کاران روابط عمومی شرکت باید مدیران شرکت را به حفظ تماس های انسانی متقاعد و ترغیب کنند.

طبق گفته ماریالن ریوس، بسیاری از شرکت ها، فرصت های آن لاین که مشتریان را با کمک کارهای ساده و کوچکی چون ارسال پست الکترونیکی تشکر آمیز و وب سایت های شخصی پیوند می دهد، نادیده می گیرند. مشتریان اگر ببینند فردی در شرکت فرضا دور از آنها به خود زحمت می دهد و نامه ای تقدیر آمیز برای آنها می نویسد، یا یک خدمت مطلوب برای آنها فراهم می کند،بسیار خرسند می شوند و تحت تاثیر قرار می گیرند. سرویس آن لاین ویژه مشتریان،مانند همتای پست صوتی اش،باید پاسخ گو و عاری از هر گونه دردسر و مشکل باشد. سیستم های اینترنتی پاسخ به سوال های مبتلا به، سیستم های شکایت رسان اینترنتی و وب سایت ها، هیچ یک نمی توانند موجب وفاداری مشتریان به شرکت باشند.

مشتری گرایی

زمانی که شرکت ها رمز موفقیت خود را تنها در "آگاه نگه داشتن خریدار" می دانستند، گذشته است. در جامعه امروز، از فروشندگان انتظار می رود تا کالاها و خدمات خود را ایمن، با کیفیتی قابل قبول و بر پایه صداقت، بدون ادعاهای گمراه کننده و روش های مالی فریبکارانه تحویل مشتری بدهند. مصرف کنندگان، حقوقی دارند و دولت و دستگاه های خصوصی نیز به منظور تقویت حقوق آنها از مصرف کنندگان حمایت می کنند.

مشتری گرایی، عاملی مهم و در حال رشد در انجام فعالیت های تجاری است. نحوه کمک روابط عمومی ها برای هدایت شرکت ها، در کنار آمدن با فشار های این عامل، قویا بر دیدگاه عموم نسبت به شرکت اثر می گذارد.

  

ادامه نوشته

نمایه سازی


نمایه


پیرامون نمایه سازی
پیرامون نمایه سازی
نمایه ( Index)
معادل نمایه در انگلیسی واژه Index است که از واژه لاتینی Indic به معنی دلالت کردن
گرفته شده است. برابر فارسی Index فهرست بوده که گویا معرب واژه پهلوی، پهرست است.
کلمه نمایه نیز از مصدر نمودن و نماییدن گرفته شده است.
از نمایه تعاریف مختلف و متنوعی ارائه شده است، اما در مجموع «نمایه به عمل تحلیل
مدارک از طریق تشخیص، انتخاب و تخصیص شاخص‌ها، اصطلاحات خاص، یا توصیفگر به محتوای
موضوعی مدرک گفته می شود که می تواند موجب بازیابی مدارک معین یا بحشهای خاصی از
اطلاعات و یا داده‌ها گردد.
نمایه به دو دسته کلی نمایه توصیفی و نمایه موضوعی تقسیم بندی می شود:
ــ نمایه توصیفی     Descriptive   Index
پرداختن به ویژگیهای اطلاعاتی غیرموضوعی یک مدرک که معمولاً به اطلاعات کتابشناختی
موسوم می‌باشند را «نمایه توصیفی» می‌گویند.
ــ نمایه موضوعی       Subject   Index
ساخت و پرداخت زمینه های اطلاعاتی مدرک که بار موضوعی دارد و دسترسی بر مدارک را از
طریق موضوع امکان‌پذیر می سازد «نمایه موضوعی» خوانده می شود.
 
2 نمایه سازی (  Indexing)
به ثبت و ضبط محتوای اطلاعاتی مدارک با استفاده از روشهای گوناگون، به منظور سازمان
دادن اطلاعات به قصد سهولت بازیابی «نمایه‌سازی» گفته می‌شود.
 
نمایه ساز   (Indexer)
نمایه ساز کسی است که کارش تهیه نمایه از مدارک باشد. نمایه ساز ماهر شخصی است که
مدارک را بی‌غرضانه، دقیق، اصولی و با در نظر گرفتن جامعه استفاده‌کنندگان و
نیازهای احتمالی آنها تجزیه و تحلیل نماید.
 
هدف نمایه سازی    (Indexing    goal)
هدف نمایه سازی افزایش میزان دسترسی مراجعه کنندگان به مطالب موضوعی مورد جستجو
است. از این لحاظ ممکن است که نمایه سازیها بسته به جامعه استفاده کننده و نیازهای
اطلاعاتی آنها با هم متفاوت باشند. گزینش مواد از میان مطالب منتشره، توجه به
موضوعی خاص، سوگیری زبانی، توجه به مدرک و منبعی خاص و... از جمله عواملی هستند که
می توانند بر هدف نمایه سازی تأثیر بگذارند.
 
کارکرد نمایه سازی (Indexing   Function)
نمایه سازی عموماً سه کارکرد عمده دارد:
·          محتوای اطلاعاتی مدارک را فشرده می‌سازد.
·          به عنوان واسطه برای تطبیق و یکسان سازی زبان مدرک و زبان کاوش به کار
می‌رود.
·          به عنوان ابزاری کارا، بر شیوه تدوین راهبردی کاوش در جستجوی اطلاعات
نظارت دارد.
 
تاریخچه نمایه سازی  ( Indexing  history)
کهن‌ترین پیشینه ای که از نمایه سازماندار در تاریخ سراغ داریم، سیاهه لوحه‌های
گلین کتابخانه های اکد و سومر است. اما نخستین گامهای جدی در راه تدوین نمایه در
خصوص کتب مقدس دینی و در سده چهاردهم میلادی در چند صومعه صورت گرفت. در مشرق زمین،
خاصه در قلمرو تمدن اسلامی کارهایی در زمینه های رده بندی، فهرست نویسی و نمایه
سازی انجام گردید. فهرست ابن ندیم یکی از این نمونه هاست.
پس از اختراع چاپ، نخستین نمایه نظام‌مند تدوین شد. «کنراد گسنر» فهرست رده بندی
شده‌ای از 2000 کتاب را در سال 1548 منتشر کرد. در قرن هجدهم با پیدایش مفهوم رده
بندی، فهرست نویسی و رده بندی یکی از هدفهای مهم علوم گردید. در قرن نوزدهم هم دانش
کتابداری و اطلاع رسانی به شکوفایی رسید. رده بندی دهدهی دیویی که در سال 1876
منتشر شد ضمن اینکه مهمترین پیشرفت بشر در تاریخ رده بندی است بیشترین تأثیر را هم
بر نمایه سازی گذاشت. در این قرن همچنین انتشار نشریات به سرعت رشد یافت، بنابراین
دسترسی به مقالات نیازمند نمایه بود، این امر ابتدا با نمایه نشریات ادواری در
آمریکا آغاز گشت.
پس از جنگ جهانی دوم، دامنه تحقیقات و پژوهشها روز به روز گسترده‌تر گردید و این
افزایش تدریجی کنترل اطلاعاتی با استفاده از ابزارها و شیوه های قبلی را غیرممکن
می‌ساخت. در سال 1961 اولین کتاب تئوریک در زمینه نظام‌های بازیابی اطلاعاتی ارائه
شد. انگیزه اصلی تألیف این کتاب از جانب «ویکری» رشد سریع انتشارات و بررسی روشهای
نمایه سازی در کتابداری بود. به تدریج بر حجم این تلاش ها افزوده شد تا این که در
دهه 1970 تحقیقات گسترده ای به روی بانکهای اطلاعاتی و سیستم های خودکار پیوسته
صورت گرفت. در طول دهه 1980 استفاده از نظام های بازیابی اطلاعات در دو جنبه گسترش
پیدا کرد. جنبه اول گسترش نظامهای تمام متن بود (تا قبل از این دهه در بازیابی
اطلاعات فقط از نمایه ها و چکیده ها استفاده می‌شد).
جنبه دوم گسترش نظامهای پیوسته مورد استفاده غیرمتخصصان بود. در دهه 1990 حجم منابع
ذخیره اطلاعات رایانه ای افزایش یافت، تصاویر به همراه اطلاعات ارائه شده و راه
نمایش اطلاعات به گونه ای متفاوت تعقیب گردید. تحول مهمی که در این دهه به وقوع
پیوست ظهور اینترنت بود. تا قبل از این تحول تعداد ناشران اطلاعاتی بسیار محدود بود
ولی در حال حاضر افراد زیادی در سرتاسر جهان اطلاعات مربوط به خود را تولید و دسته
بندی می کنند و از طریق صفحات خانگی، آنها را در اختیار دیگران قرار می دهند،
امروزه حجم انبوه اطلاعات به خصوص اطلاعات موجود بر روی شبکه جهانی وب موجب ظهور
جنبه های جدیدی در بازیابی اطلاعات گردیده است.
 
زبان نمایه سازی  (Indexing  Language)
زبان نمایه سازی در نظام‌های اطلاع رسانی به زبان ساختگی و قراردادی اطلاق می‌شود
که برای مقاصد نمایه سازی به ویژه قابلیت بازیابی اطلاعات و مدارک به کار گرفته می
شود. به طور کلی زبان نمایه سازی، استانداردی را مهیا می کند که هم نمایه ساز و هم
جستجوگر می توانند از آن استفاده کنند.
از طریق زبان نمایه سازی، نمایه ساز و جستجوگر می توانند مفاهیم را به یک صورت به
کار برند. از آنجایی که زبانهای نمایه سازی هم در نمایه سازی مدارک و هم در امر
جستجوی مدارک به کار می‌روند به زبان های بازیابی نیز معروفند.
نمایه سازی دارای زبان های مختلفی است این زبانها عبارتند از:
·          زبان طبیعی      National   Language
نوعی نمایه سازی است که از زبان مدارک استفاده می شود. در این روش هر اصطلاح یا
واژه ای که در مدرک آمده است، می تواند برای نمایه در نظر گرفته شود. خصوصیت بارز
نمایه سازی به زبان طبیعی، فقدان یک واژگان کنترل شده است. این خصوصیت باعث تنوع
زبان طبیعی در نمایه سازی شده است.
·          زبان آزاد Free  Language    
نمایه سازی به زبان آزاد عبارت است از نمایه سازی که در آن هر واژه ای که بتواند
موضوع مدرک را خوب توصیف کند به عنوان اصطلاح نمایه برگزیده می شود. خواه به وسیله
پدیدآورنده مدرک به کار رفته باشد و یا به کار نرفته باشد. در این روش محدودیتی
برای واژه‌هایی که می تواند در فرایند نمایه سازی به کار رود، وجود ندارد. این روش
می تواند توسط انسان و یا رایانه انجام گیرد.
·          زبان کنترل شده (مقید)     Controlled  Language
در این گونه نمایه سازی معمولاً فهرستی مستند، مشخص کننده اطلاعاتی است که ممکن است
به موضوعات نسبت داده شود؛ به بیان دیگر در نمایه سازی به زبان کنترل شده، شخص
اصطلاحات یا واژه هایی از یک فهرست واژگان را براساس تفسیر ذهنی که از مفاهیم مندرج
در مدرک دارد به مدرک اختصاص می دهد.
 
سیستم های نمایه سازی ( Indexing  Systems)
سیستم های نمایه سازی وسایلی هستند که به وسیله آنها از یک زبان نمایه‌ای برای
ایجاد نمایه یا سایر ابزارهای تجسسی استفاده می‌شود. بنابراین به مجموعه ای از رویه
های مقرر که برای سازماندهی محتوای رکوردها به منظور بازیابی و اشاعه اطلاعات، مورد
استفاده قرار می‌گیرد سیستم نمایه سازی گفته می شود. پس همارایی و پیش همارایی دو
سیستم اساسی نمایه سازی به شمار می رود.
·          نمایه سازی همارا  Co – Ordinate  Indexing
نمایه سازی همارا به شیوه ای از نمایه سازی گفته می شود که در آن محتوای موضوعی هر
مدرک با بیش از یک شناسه یا اصطلاح تعیین و توصیف می شود و رابطه بین اصطلاح‌ها به
وسیله جور کردن و ترکیب واژه‌های منفرد معین می‌شود.
·          نمایه سازی پس همارا  Co – Ordinate  Indexing – Post
شیوه ای از نمایه سازی که در آن نمایه ساز، سرشناسه ها را از مفاهیم بسیار ساده
انتخاب می کند و تعدادی شناسه زیر هر یک اضافه می نماید و نیز تدابیری برای پیوستن
آنها به یکدیگر به دست می دهد تا به وسیله آنها جوینده بتواند موضوع مدرک موردنظر
خود را بیابد. به عبارت دیگر پس همارایی اشاره به عملی می کند که بعد از روند نمایه
سازی انجام می شود و مربوط به همارایی دو یا چند اصطلاح برای ساختن مفهوم موردنظر
در مراحل بازیابی است.
·          نمایه سازی پیش همارا  Co – Ordinate  Indexing – Per
هرگاه بین دو یا چند جزء به طور تصنعی و ساختگی، پیوند برقرار کنیم به این عمل و
نوع آن، نمایه پیش همارا گویند. به عبارت دیگر در نمایه سازی پیش همارا، ترکیب یا
همارایی عناصر تشکیل‌دهنده موضوع مورد جستجو در هنگام نمایه سازی و به عبارتی پیش
از بازیابی صورت می‌گیرد.
 
انواع نمایه سازی  ( Indexing  Kinds)
روشهای گوناگونی جهت نمایه سازی وجود دارد که در ذیل به اختصار به خصوصیات هر یک از
این روشها اشاره می‌گردد:
·          نمایه سازی استخراجی (اشتقاقی)    Extraction  Indexing
در نمایه سازی از طریق استخراج، از واژگان و عباراتی که واقعاً در مدرک وجود دارند
برای بیان محتوای موضوعی همان مدرک استفاده می شود. در این نوع نمایه سازی که به آن
نمایه سازی «اشتقاقی» نیز می‌گویند، بیان‌های منتقل کننده معنا از متون استخراج شده
با تغییرات کمی وارد فایل جستجو می شوند. این تغییرات جزئی عبارتند از: جمع و مفرد
کردن، نرمال سازی، جایگزین کردن واژه هایی به جای فعل و از این قبیل تغییرات.
·          نمایه سازی انتسابی (تخصیصی)    Assignment  Indexing
این نوع از نمایه سازی، مستلزم اختصاص اصطلاحات به مدرک از منبعی غیر از خود آن
مدرک است. بنابراین اطلاعات می توانند از ذهن نمایه ساز نشأت گرفته باشند. عموماً
«نمایه سازی تخصیصی»  مستلزم تلاش برای ارائه محتوای موضوعی با استفاده از
اصطلاحاتی است که از نوعی واژگان کنترل شده استخراج می‌شوند.
·          نمایه سازی کنترل شده  Controlled  Indexing
استفاده از واژگان کنترل شده بدین معناست که نمایه سازان محدود به استفاده از
توصیفگرهایی هستند که در واژگان مربوط وجود دارد. به عبارت دیگر واژگان کنترل شده
شامل توصیفگرهایی است که مجاز شناخته شده اند، به کارگیری واژگان کنترل شده باعث می
شود تا از طریق کنترل مترادفات بیانهای زبان طبیعی کاهش یافته و بالطبع قابلیت پیش
بینی تا حد زیادی افزایش یابد. به طور کلی نمایه سازان در این روش فقط اصطلاحاتی را
به مدرک اختصاص می دهند که در فهرستی که شرکت محل کار برای آنان تهیه کرده وجود
داشته باشد.
·          نمایه سازی اجباری (توکیلی یا حکمی)  Mandatory  Indexing
یکی از راههای تکمیل و رفع نقص از نمایه سازی کنترل شده این است که نمایه ساز مجبور
است توصیفگرهایی از واژگان زبان نمایه را انتخاب کند که به صورتی اخص و دقیق نشانگر
مفاهیم و موضوع مدرک موردنظر هستند. در چنین حالتی جستجوگر، مدارکی با مانعیت
(precise) کامل را بازیابی خواهد کرد. تنها در چنین شرایطی است که توصیفگرهای
انتخابی نمایه ساز و جستجوگر، با یکدیگر منطبق شده و سازگار هستند و افت اطلاعات
نخواهیم داشت. به عبارت دیگر در این نوع نمایه سازی، از نمایه ساز خواسته می شود که
در همه حال از «قانون کاتر» تبعیت کند، یعنی مناسب‌ترین و اخص‌ترین توصیفگرها را از
واژگان نمایه سازی انتخاب کند.
·          نمایه سازی آزاد  Free  Indexing
در نمایه سازی آزاد، نمایه ساز هر اصطلاحی را که به ذهنش برسد و آن را برای توصیف
متن مناسب بداند، استفاده می کند و آن را به متن منتسب می کند. در عمل، نمایه سازی
آزاد منتهی به نمایه سازی استخراجی می شود.
·          نمایه سازی سازگار  Consistent  Indexing
در نمایه سازی هنگامی که حاصل کار دو نمایه ساز از کاری یکسان، متفاوت باشد معلوم
می‌شود که اشتباهی رخ داده و ناسازگاری وجود دارد. اما واقعیت امر این است که در یک
نظام اطلاع‌رسانی، اگر مدرکی واحد توسط چندین نفر و با روشهای مختلف نمایه سازی
شوند نباید انتظار داشت که بتوان آن را سازگار نموده و همه را بازیابی کرد.
·          نمایه سازی ترکیبی (مختلط)  Synthetic  Indexing
با نگاهی به انواع روشهای نمایه سازی متوجه می شویم که نمایه سازی آزاد و اجباری،
دارای نقاط قوت و ضعفی هستند که اگر درست و به جا با یکدیگر ادغام شوند، بسیار
کارآمد و مؤثر خواهند بود. با وجود اینکه نمایه سازی اجباری در مقایسه با دیگر
روشها دارای امتیازات بیشتری است ولی به دلیل فقدان اخص سازی و واژگانی از این نظر
ناقص است. ولی با ادغام نمایه سازی آزاد که دارای ویژگی اخص سازی واژگانی است، نقاط
ضعف هر دو نوع نمایه سازی رفع شده و یک نوع نمایه سازی کارآمد و مؤثر به وجود
می‌آید.
·          چشم پوشی از نمایه سازی (نظام های اطلاع رسانی متن کامل)
به دلیل مشکلات و سختی انواع نمایه سازی، اغلب ترجیح می دهند که بدون دخالت انسان
متون اصلی را ذخیره کنند. در این صورت انتقال معنایی لغات متن است که مورد جستجو
قرار می‌گیرد. چنین نظامهایی ارزان و سریع هستند و با استفاده از روش خواندن ماشینی
متون می توان به سادگی به همه اطلاعات دسترسی پیدا کرد.
 
مراحل نمایه سازی (  Indexing Process)
با جمع بندی نظرات مختلف در این خصوص می توان مراحل نمایه سازی را در پنج بخش عنوان
نمود:
·          آشنایی و شناخت
اولین قدم در تهیه فهرستی مناسب از توصیفگرهای یک مدرک، آشنایی با محتوای مدرک است.
نمایه ساز باید از محتوای مدرک آگاهی داشته باشد. تنها تفاوت نمایه سازی با
چکیده‌نویسی این است که نمایه ساز بر خلاف چکیده‌نویس، لزومی ندارد از تمام ریزه
کاری‌های مدرک اطلاع‌ پیدا کند. آنچه که دانستن آن برای نمایه ساز واجب است، اطلاع
از ساختار محتوایی مدرک و مطالب تازه‌ای است که مدرک در مورد آن خلق شده است.
·          تجزیه و تحلیل
تحلیل دومین مرحله، قبل از انتخاب واژه های موضوعی را تشکیل می دهد. تحلیل انسانی
یک مدرک و تصمیم‌گیری پیرامون این که کدام موضوع‌ها از نظر نمایه سازی به قدر کافی
با اهمیت می‌باشند، بسیار مشکل است. بعضی از مشخصه های این فرآیند را می توان مشخص
کرد. اما به روی هم طی این مرحله تا حدود زیادی به تجربه و قدرت کافی بستگی دارد.
هر مدرک یک یا چند موضوع اصلی دارد. واضح است که این موضوع‌ها حتماً باید نمایه
شوند، اما نمایه سازی موضوع‌های فرعی مدرک تا حد زیادی بستگی به سیاست واحد نمایه
سازی با استفاده ای دارد که در پایان کار از نمایه ها می شود.
باید به این نکته اشاره کرد که اصولاً مفاهیم نمایه می شوند، نه واژه هایی که
پدیدآورنده مدرک به وسیله آنها، این مفاهیم را ارائه کرده است، زیرا پدیدآورنده
ممکن است زبانی مبهم، تخصصی، عامیانه، سنگین و یا غیر قابل قبول به کار برده باشد.
·          تشخیص اطاعات قابل نمایه شدن
نخستین قاعده، وفادار ماندن به مدرک است. این قاعده ممکن است بدیهی نماید، اما عدم
توجه به آن نمایه ساز را در عوض کردن محتوای واقعی مدرک، به دام نمایه کردن اشارت
ضمنی، کاربردهای سطحی، موارد پیشنهادی، راهنمایی‌های مربوط به آینده و جز آن می
اندازد.
نمایه ساز باید همواره این نکته را مدنظر قرار دهد که اصولاً مفاهیم نمایه می‌شوند،
نه واژه‌هایی که مؤلف به وسیله آنها این مفاهیم را ارائه کرده است. نمایه ساز نباید
خود را درگیر محض نمایه‌سازی واژه ها کند، بلکه باید ابتدا مفهوم و معنایی را که در
بطن واژه ها نهفته است پیدا کند و سپس اصطلاحاتی را که نظام برای آن مفاهیم طرح
ریزی کرده است، به عنوان معادل آنها برگزیند.
بنابراین می توان نتیجه گرفت، اقلام اطلاعاتی از نظر ذخیره و بازیابی آن چنان باید
از متن مدرک بیرون کشیده شود که نمایه ساز اگر خود را به جای استفاده کننده از آن
اطلاعات بگذارد، واقعاً انتظار آن را داشته باشد که مدرک نمایه شده از هر نظر
پاسخگوی نیازهای او باشد.
 
·          تبدیل مفاهیم به اصطلاحات نمایه یا ترجمه و انتقال مفاهیم قابل نمایه
شدن به اصطلاحات پذیرفته شده
وقتی که تحلیل مقدماتی مدرک تمام شد، نمایه ساز شروع به برگزیدن واژه هایی می کند
که باید در نمایه نامه بیاید. این واژه ها در زبان مقید نمایه‌سازی باید از میان
واژه های معینی انتخاب شود، بهتر است که واژه ها و مفاهیمی که در نتیجه بررسی و
مطالعه مدرک استخراج شده است با اصطلاحنامه‌ای که در همان زمینه است مقایسه گردد.
نمایه ساز ناگزیر از جستجو در اصطلاحنامه است و طبیعی است که باید در جستجوی
توصیفگرهایی باشد که بتوانند مفهوم اطلاعات را به خوبی و روشنی القاء کنند. در این
جستجو باید اصطلاحات وابسته موجود در هر شناسة اصطلاحنامه مورد بررسی قرار گیرد.
وقتی سیاهه توصیفگرهای گزیده شده کامل گردید، لازم است که نمایه ساز دو یا چند تا
از آنها را با هم هماراسته کند تا ببیند مفهومی که از آن حاصل می شود دقیقاً در
مدرک هست یا خیر؟ در واقع هدف این است که از بازیابی مدارک بی‌ربط با موضوع،
جلوگیری شود. تجربه نشان داده است که هر چه بازیابی تحت همارایی توصیفگرهای اخص
انجام شود، ارتباط موضوعی مدارک بازیابی شده بیشتر و دقیق‌تر است.
برای دسترسی به خاص‌ترین توصیفگر مناسب در اصطلاحنامه، نمایه ساز باید همواره خود
را عادت دهد به اینکه هنگامی که در مورد گزینش یک توصیفگر تأمل می‌کند، اطلاعات
مربوط به آن را که در اصطلاحنامه آمده است به دقت مطالعه کند و اصطلاحات اخص مشترک
با آن را بررسی نماید تا شاید یکی از آنها برای مفهوم مورد نظر مناسب‌تر باشد.
 

 

حلیمه دهقانی

روابط عمومي :تاريخچه،اصول،مفاهيم وكاربرد

.1 مقدمه

بى شك روابط عمومى، مانند ساير رشته هاى علوم انسانى مورد غفلت قرار گرفته است و توسعه روزافزون و ارتباط و اطلاعات در كشور ها، نتوانسته در آن تأثيرى داشته باشد. حتى كشور در حال توسعه ما نيز چنين وضعى دارد. مشكلات و ناكارآيى ادارى در كشور ما پديده نو و جديدى نيست و سال هاست كه سازمان هاى مربوطه، براى اصلاح ساختارى آنها مطالعه و برنامه ريزى مى كنند، هر چند تاكنون اقداماتى نيز به عمل آمده است. در عصر ارتباطات و اطلاعات در موقعيتى كه جامعه متحول ما رو به سوى تكامل دارد و مدنيت را جست وجو مى كند، روابط عمومى از اجزا و عناصر اصلى ارتباطات است و در ايجاد بستر هاى مشاركت ذهنى و عينى نقش نهادى و بنيادى دارد، زيرا جنس و ماهيت مجموعه وظايف و فعاليت هاى آن به طور عمده، (ارتباطى، تعاملى و تبادلى) است. امر مشاركت با مقوله اطلاع رسانى كه از مهمترين رويكرد هاى روابط عمومى است آغاز مى شود و بسيارى ديگر از كارهاى اجراى تحقق مشاركت از جمله تمهيدات ترغيبى، همان امور رايج كاربردى روابط عمومى است.

مقتضى نيست كه ارتباطات مردم با سازمان ها سرد و عارى از مهر و رغبت باشد، بجاست، كه با انجام مطالعات و بررسى هاى لازم اساساً معلوم شود كه سازمان هاى ما واقعاً به چه رويه و رويكردى براى تعامل با مردم نياز دارد؟ يكى از عواملى كه در سرنوشت هر گروه و فرد اهميت و ارزش دارد و آنها را براى رسيدن به هدفشان يارى مى دهد، كيفيت رابطه آنها با افراد و مؤسساتى است كه با آن سر و كار دارند.

همچنين، نقش عمده روابط عمومى، كاهش و نزديك كردن اذهان عمومى به واقعيت در سازمان هاست.
توانايى شناخت و اقدام آگاهانه، كاربرد اقدامهاى روابط عمومى را افزايش داده و منجربه تحرك و كارايى آنها خواهد بود. چنانچه به مهمترين عامل اجتماعى مؤثر، در روابط اجتماعى تبديل شده و انتظار و نقش هاى برشمرده در وظايف آنها، آن مهم را پشتيبانى خواهد كرد. درنتيجه آمار سازنده و مرتبط با شرايط به وجود خواهد آمد.

هراندازه ارتباط در روابط عمومى، بطور مفيد، مستقر و شكل مؤثرى گسترش يافته باشد، همان اندازه آن فرد، گروه و مؤسسه در دستيابى به اهداف خود موفق تر مى شوند. امروزه، دستگاه هاى دولتى روز به روز وسيعتر، وظايف آنها سنگين تر و پيچيده تر مى شود، اين روند فعاليت گوناگون آنها را متحول كرده و ميان مردم و دولت و نيز اركان دولتى روابط نزديكتر برقرار مى شود. با توجه به وظايف كلى روابط عمومى در حقيقت مى تواند، در حكم واسطه ميان دولت و مردم نقش قابل قبولى ايفا كند. آنها مى توانند، با تنظيم برنامه دقيق به سؤال ها و شك ها و ترديد ها پاسخ بدهند.

در ايران، روابط عمومى در دستگاه هاى دولتى زودتر از مؤسسات خصوصى ايجاد شد اما موانع كار مسئولان روابط عمومى هاى دولتى، بيشتر از موانع مأموران مؤسسات غير دولتى است. به همين خاطر روابط عمومى هاى دولتى بايد توجه داشته باشند، مردم براحتى و چندان آمادگى ذهنى براى باور تلقينات و تفاسير آنان را نخواهند داشت. البته اين ديرباورى، اختصاص به مردم ما نداشته بلكه در اكثر كشور ها عموميت دارد، آنها ناچارند با توجه به اين امر مهم برنامه و فعاليت هاى خود را تنظيم كنند.

متصديان روابط عمومى، بايد داراى معلومات وسيعى بوده و از استدلال و كيفيت منطق و تشكيلات مخالف و موافق سازمان متبوع خود آگاه باشند تا بتوانند برنامه هاى خود را تنظيم كنند و فعاليت مخالفان را كم اثر كرده و پيام سازمان خود را به گوش آنها و اكثر مردم برسانند.

2- تعريف روابط عمومى

اصطلاح روابط عمومى، ترجمه واژه انگليسى public Relations براى نخستين بار در آمريكا در اتحاديه راه آهن به كار برده شد و در ايران نخستين بار در شركت نفت به كار رفته و دفترى در آن شركت ايجاد شد. روابط عمومى را در زبان عربى (العلاقات العامه) ترجمه كرده اند.

تعاريف گوناگونى از روابط عمومى از سوى صاحبنظران، كارشناسان و مؤلفان كتاب هاى اين رشته بيان شده است از جمله: ركس هارلو از پيشقدمان روابط عمومى در جهان مى گويد: روابط عمومى دانشى است كه به وسيله آن سازمان ها آگاهانه مى كوشند، بر مسئوليت اجتماعى خويش عمل كنند تا بتوانند، تفاهم و پشتيبانى كسانى را كه براى توسعه اهميت دارد، به دست آورند. در اين باره انجمن روابط عمومى آلمان مى گويد: روابط عمومى، تلاش آگاهانه و قانونى به منظور تفاهم و استقرار اعتماد و شناخت متقابل با عموم، براساس تحقيق علمى و عملى صحيح و مستمر، ميسر است. انجمن جهانى روابط عمومى نيز گفته: روابط عمومى بخشى از وظايف مديريت سازمان است و عملى ممتد، مداوم و طرح ريزى شده است كه از طريق آن افراد و سازمان ها مى كوشند تا تفاهم و پشتيبانى كسانى را كه با آنها سرو كار دارند، به دست آورند.

3- تاريخچه روابط عمومى

از ابتداى تاريخ بشر تاكنون همواره افراد هوشمندى بوده اند، كه اين شناخت را در جهت ارتقاى خود با ديگران به كار گرفته اند و نوعى روابط عمومى را در كارهايشان اعمال كرده اند. در تمامى دوره هاى دموكراسى از جمله از جمهورى روم گرفته تا نظام كنونى، رساله ها، مقاله ها، سخنرانى ها و ديگر قالب هاى خطابه به قصد سلطه به افكار عمومى به كار گرفته شده اند.

البته كشور ها و نهاد هاى غير دموكراتيك هم، اين ابزار ها را به خدمت گرفته اند، اما در جايى كه امكان بحث و انتقاد وجود ندارد، امكان تعالى به سوى گفت و شنود نيز كه ما آن را وظيفه روابط عمومى در مسئولانه ترين و جامع ترين شكل اجتماعى اش مرتبط مى دانيم، نمى تواند وجود داشته باشد. به طور مسلم فعاليت هاى روابط عمومى هميشه دو طرفه است اما در جامعه دموكراتيك افراد درتغيير، تفسير و بحث درباره پيام هايى كه دريافت مى دارند، آزادانه مى توانند در صورت تمايل با پيام هاى دريافتى مخالفت كرده و عكس العمل دلخواه خود را نشان دهد.

نحوه بسيار خوب آن استفاده از مهارت هاى روابط عمومى براى پيشبرد در دموكراسى جريان انقلاب آمريكاست (توماس پين و ساموئل آرانه) دو تن از مبلغان بزرگ نويسندگان، سخنرانان، مناظره گران و سازمان دهندگان اين انقلاب بودند. براى توجه افكار عمومى حتى وقايع و مراسم جديدى را خلق كردند.
تكيه انگليسى ها به قدرت و برترى نظامشان، ناديده گرفتن افكار عمومى و عدم مقابله با انقلابيون عواملى بودند كه به اين مبلغان كمك كرد. در پيشبرد جنبش هاى اجتماعى و نهضت هاى اجتماعى و نهضت هاى اصلاح طلبانه قرن ۱۹ يكى از مشهورترين آن نهضت جمع آورى اعانه و بسيج افكار عمومى و القاى بردگى سياه پوستان بود. بعد از دهه ۱۹۳۰ در بنگاه هاى تبليغاتى پررونق هاليوود كه به كمال خود رسيد، در شيوه زندگى آمريكايى كه بتدريج مديران اقتصادى گسترده ترى را به فعاليت هاى روابط عمومى عرضه داشت، دگرگونى هايى رخ داد كه گرايش عمده اجتماعى در قرن ۱۹ (صنعتى شدن، شهرنشينى و نوسازى) با تكامل پيشرفت روابط عمومى، پيوند تنگاتنگ داشته است. مى توان گفت، اصطكاك ناشى از مقابله يغماگران و روزنامه نگاران افشاگر موجب ايجاد جرقه اى شد كه روابط عمومى نوين را پديد آورد و مردم فهميدند كه قدرت اعتراض به عمليات استثمار گرايانه تجارى را دارند.

روابط عمومى به مفهوم يك حرفه، در قرن بيستم در آمريكا به وجود آمد با عنوان دفتر تبليغاتPublicity Bureau يا دفتر مطبوعات Press Bureau ناميده شد. پس از انقلاب صنعتى و پيشرفت صنعت و تكنولوژى، منجر به ايجاد دفاتر روابط عمومى به خاطر نياز به آگاه سازى و ايجاد برقرارى ارتباط شد.

پس از آن نخستين شركت روابط عمومى توسط (Ivy Ledbetter Lee) خبرنگار روزنامه (New York World) در شهر نيويورك تأسيس شد.

با آغاز قرن بيستم، فعاليت ها و راهبردهايى براى پيشبرد امور اتخاذ شد. از تغييرات اجتماعى گرفته تا سرگرمى كه به عنوان بخشى از مفهوم جامع روابط عمومى به حساب مى آيد.
در جنگ جهانى اول با وارد شدن آمريكا به جنگ، متخصصان روابط عمومى فعاليت هاى گسترده اى را شروع كردند، به طورى كه روزنامه نيويورك تايمز، اين جنگ را نخستين جنگ (آژانس هاى مطبوعاتى) لقب داد. بعد از جنگ جهانى اول رونق اقتصادى در آمريكا موجب توسعه پژوهش بازار و راهبردهاى پيچيده ترى براى آموزش مصرف كنندگان در تميزكالا ها شد.

(لى و برينز) و ديگران در اين دوران روابط عمومى را رسماً به عنوان يك شغل مطرح كردند و خود را رسماً مشاوران روابط عمومى خواندند. در سال ۱۹۲۹ به لحاظ ركود اقتصادى، بازار بورس شكست خورد، پيامدهاى آن انگيزه هاى مورد نياز روابط عمومى را براى اين كه از آوازه گرى و انتشارات صرف فراتر رود و يك ارتباط متقابل راستين ميان كسب و كار و مخاطب بر قرار كند، پديد آورد. روزولت رئيس جمهورى اسبق آمريكا در برنامه هاى خود به يك روابط عمومى قوى نياز داشت. بويژه اين كه دولت نيز به اين نتيجه رسيده بود، كه براى تقويت سياست خود بايد از روش هاى روابط عمومى بهره بردارى كند.

در طول جنگ جهانى دوم، يك اداره بزرگ به نام اداره اطلاعات جنگ تشكيل شد. اين اداره محل آموزش هاى مهمى براى دست اندركاران روابط عمومى سال هاى بعد شد. اين اداره تنها به خاطر گستردگى رشد، موجب شد كه فنون و روش هاى روابط عمومى در ابعاد وسيع ترى شناخته شود و مفهوم روابط عمومى در ميان ساير مؤسسات دولتى و غير دولتى مورد توجه قرار گيرد.

در اواسط ۱۹۵۰ در قلمرو روابط عمومى، پيشرفت هاى فوق العاده اى صورت گرفت. فنون و روش هاى آن در بخش غير انتفاعى، بيش از اين مؤسسات را در شناساندن خدمتشان به مردم و جمع آورى كمك هاى مالى حمايت كرد.

روابط عمومى، در زمينه سياسى نيز روز به روز به صورت ابزار مهمى در آمد و به نامزدهاى انتخاباتى در آمريكا كمك كرد، (راچه) مدرس روابط عمومى آمريكا بر آن شد كه روابط عمومى در پاسخ به مسائل پيچيده گسترش يافته و به صورت يك حرفه در آيد. در جهان مملو از پيام هاى گوناگون و در هم تنيده، به كسى نياز است كه اين پيام ها را تفسير و طبقه بندى كند و رابط ميان گروه هايى باشد كه زبان و ارزش هاى مختلفى دارند و سرانجام تعامل عملكرد روابط عمومى عنصرى ناميده شد كه گذار به سوى (سرمايه دارى رفاه) در قرن بيستم را يارى كند.

در چنين اوضاع، روابط عمومى در مقام يك «وظيفه مديريت» پديدار شد، وظيفه اى كه به نحوى بى بديل صلاحيت آن را دارد، كه ميان مخاطبان گوناگون جامعه پيشرفته ما از حق اظهارنظر برخوردار شده اند.

4- فرد در روابط عمومى (استعداد، دانش، تجربه، سازمان و اخلاق)

كسى كه روابط عمومى را به عنوان يك شغل انتخاب مى كند و مسئوليت انجام وظايفى را در اين حرفه مى پذيرد، بايد به عنوان يك حرفه به آن نگاه كند و سعى كند مهارت ها و تخصص هاى آن را فرا گيرد و آينده شغلى و پيشرفت اجتماعى خود را براساس آن برنامه ريزى كند.

بايد استعداد، آمادگى، ظرافت، تناسب و توانايى فردى، علاقه، انديشه زايا يا انديشه خلاق، انگيزه پيشرفت، شهامت و شجاعت داشته باشد، همچنين قدرت تجزيه و تحليل مسائل محيط كار اصول و فلسفه سازمان را به خوبى بشناسد.

حساس و پر مسئوليت، هوش و زيركى از خصوصيات فردى است كه در روابط عمومى مشغول به كار است.

 

 

 

5- وظايف روابط عمومى

اعمال مديريت شايسته در جامعه، در درون شبكه هاى ارتباطى گسترده نياز به اطلاعات و آگاهى هاى متقن، به روز، واقعى و كارآمد از جامعه دارد. دستيابى به چنين اطلاعات و آگاهى ها نياز به روابط عمومى قوى و پايدار را محرز مى كند. از عمده وظايف روابط عمومى مى توان به اين موارد اشاره كرد:

•         مطلع كردن و خبر دادن

•         ترغيب، تشويق، ترويج و تبليغ

•         انجام تحقيقات اجتماعى و افكار سنجى و پيوند آن به منابع سازمان و عموم مردم

•         هماهنگى موارد نياز سازمان

•         برقرارى ارتباط با فرد، گروه، عموم و سازمان ها به نحوى كه براى آن مؤسسه يا سازمان اهميت دارد يا در آينده خواهد داشت.

متصديان روابط عمومى، بايد ضمن آشنايى با عناصر و اجزاى تشكيل دهنده ارتباط يعنى معنى و مفهوم انواع ارتباط از نظر نماد، كلامى و غير كلامى، به طور كامل از جريان ارتباطى در تبيين اهداف و استمرار و پايدارى وظايفشان شناحت كافى داشته باشند. از جمله مدل ارتباطى كه توسط (هارولد سول) دانشمند علوم اجتماعى آمريكا معرفى شده عبارتند از: چه كسى (منبع) چه مى گويد. (پيام) به چه كسى (مخاطب) از چه راهى (رسانه يا حامل) و با چه تأثيرى (عكس العمل) آشنايى داشته باشد.

از آنجايى كه روانشناسان اجتماعى معتقدند، تنها درصد كمى از مردم در برابر پيام جديد فعال، جست وجوگر و پذيرا هستند و بيشتر افراد با بى تفاوتى از كنار پيام هايى كه نشر مى يابد، مى گذرند و تنها با پيام هايى كه بشدت با سرنوشت مادى و معنوى آنها بستگى پيدا مى كند و تأثير عميق در حيات اجتماعى، اقتصادى و روانى آنها به جا مى گذارد توجه اكثريت جامعه را به خود جلب مى كند.

مديران سازمانها، همواره از مسئولان روابط عمومى مى خواهند تا افكار عمومى موجود را براى آنها ارزيابى كرده توزيع دهند و يا در موارد نياز افكار عمومى مساعد ايجاد كنند و يا افكار عمومى منفى را چنانچه وجود دارد، تغيير دهند شناخت افكار عمومى نحوه شكل گرفتن و راه هاى تغيير آن براى مسئولان روابط عمومى داراى اهميت است. زيرا آنان را قادر مى سازد با موفقيت تغييرات لازم را در افكار عمومى ايجاد كنند.

روابط عمومى ها روش هاى گوناگونى را به خدمت مى گيرند، تا در جريان افكار عمومى سازمان خود باشند، ضمناً آن را هدايت كنند كه پاره اى از آنها ساده و پاره اى ديگر پيچيده هستند. در حرفه روابط عمومى و ارتباطات، منظور، تبليغ به كارگيرى فن، ترغيب، تشويق و استفاده صحيح و مؤثر از همه تكنيك هاى ارتباطى، جمعى، فردى و گروهى است.

6- اصول روابط عمومى

اقدامات و فعاليت هايى كه از سوى روابط عمومى انجام مى گيرد به ۲ دسته تقسيم مى شوند: نخست، فعاليت هايى كه از قبل پيش بينى و برنامه ريزى شده و با بررسى طرح هاى اجرايى با آمادگى به اجرا در مى آيند. دسته دوم، آن سرى از فعاليت ها و اقدامات اجرايى است كه بنا به نياز و براساس مصلحت روز، ضرورت اجراى آن وجود دارد در اجراى هر برنامه كلى، عمومى، يا جزئى و مقطعى روابط عمومى ها چهار مرحله وجود دارد كه طى صحيح و منظم اين مراحل، موفقيت اقدامات روابط عمومى ها، را تضمين مى كند و از آغاز تا پايان يك چرخه (سيكل بسته) را تشكيل مى دهد: (تحقيق، تهيه برنامه، ارتباط، ارزيابى) در حقيقت طبيعت تشكيل روابط عمومى به علت اقتضاى مبرم زمان، براى راهنمايى و رهبرى افكار عمومى است.

ميدان وسيع و امكانات ارتباطى متعددى در دسترس مسئولان روابط عمومى قرار دارد كه مى توان مؤثرترين و كارآمدترين آنها را در موارد لزوم به خدمت در آورد، اين امكانات و اقدامات بنا به طبيعت و ماهيت دريافت آنها، از سوى مخاطبان به سه دسته تقسيم شده اند:

1. تاكتيك نوشتارى (Written Tactics) 

2. تاكتيك گفتارى (Spoken Tactics)

3. تاكتيك بصرى يا ديدارى (Visual Tactics)

در ميان وسايل و امكانات روابط عمومى، تاكتيك نوشتارى از همه متداول تر و مهمتر است. مثل: اطلاعيه خبرى، نشست خبرى، مهمانى و مسافرت هاى مطبوعاتى، مصاحبه ها و اداره جلسه ها.

عصر جديد، شايد انتقال ديدگاه هاى مديران به فراسوى سازمان ها باشد، اگر در زمان (تيلور) پدر مديريت علمى، توصيه به مديران، اين بود كه سازمان هايشان را بهره ور نگه دارند و اگر در مكتب روابط انسانى، مديران به ارضاى نيازهاى روحى و روانى كاركنان تشويق مى شدند، هم اكنون الزام و موقعيت جامعه، مديران را متوجه محيط هاى خارج از سازمان هايشان ساخته است و وسايل محيطى را در دستور كار مديران قرار مى دهد و توصيه مى كند، بايد تفكرات محدود و جزء نگر را كنار گذاشته و انديشه اى قوى در اين باره پيدا كنند.

اين تحقق، به مسئوليت اجتماعى منجر نخواهد شد، مگر اين كه در راه تحقق آن مهارت ها و تخصص در اين زمينه به صورت فعال به كار گرفته شود، لذا روابط عمومى ها، موظف به فراهم آوردن تسهيلاتى براى حضور و تماس مردم، با نهاد مربوطه از طريق مختلف هستند. همچنين خارج از مسائل و مشكلات مردم نسبت به ساير مراكز بويژه مراكز هم سنخ نهاد مربوطه آگاهى داشته باشند و ضرورتاً اقدام به تشكيل جلسات كوچكترى با تركيب مسئولان نهادهاى هم سنخ كنند.

هم اكنون مردم هوشمند و پوياى جامعه در سازمان هاى دولتى و خارج از دستگاه هاى دولتى، درباره ضرورت وجود يك(واسطه و رابطه) ميان دولت و مردم توافق نظر دارند، تا مردم و دولت تبادل نظر داشته باشند.

 

7- ارتباط كاربردى روابط عمومى با وسايل ارتباط جمعى

برقرارى ارتباط و انتقال پيام ها، هسته مركزى و كانون اصلى فعاليت هاى روابط عمومى را تشكيل مى دهد. مسئولان روابط عمومى بايد به خوبى وسايل و كانال هاى ارتباطى موجود در جامعه را بشناسند و نسبت به كاركرد هاى آنها آگاهى كامل داشته باشند. چرا كه هنگامى كه نياز ارتباطى احساس شد به خوبى بتوانند تصميم بگيرند، كه كانال يا كانال هاى موجود در جامعه را به كار گيرند. همه مسئولان روابط عمومى كه مسئوليت ارتباط با وسايل ارتباطى را به عهده دارند، بايد به اين اصل مهم و كلى واين واقعيت واقف باشند و آن را در فعاليت ارتباطى خود به عنوان محور اصلى در نظر بگيرند، در برخورد با خبر نبايد به صورت انفعالى عمل كنند و منتظر نشوند تا با پيش آمدن رويدادى خبر آن را تهيه كنند، بلكه هنگامى كه لازم بود خبر را بيافرينند، مبتنى بر صحت و دقت باشد، برحسب تشخيص و خط مشى سازمان مى توانند، با مسئولان برنامه هاى مورد توجه خود ارتباط داشته و با آنان همكارى مقتضى داشته باشند.

8- آشنايى دست اندركاران روابط عمومى با قانون

به خاطر اين كه مسئولان روابط عمومى بتوانند، وظايف خود را بدون مواجه شدن با مشكلات و بر خورد با قوانين انجام دهند بايد با آيين نامه هاى اجرايى و مقررات دولتى كه به خوبى با كار آنها در ارتباط است، آشنا باشند.

آثار تبعى و تأثيرات سوء كارهاى خلاف قانون و مقررات مسئولان روابط عمومى به ۲ دليل گسترده بوده و خبر ناشى از آن در سرنوشت سازمان و … بسيارجدى خواهد بود. اين دلايل عبارتند از:

1. مردم، سازمان ها و مقام هاى دولتى، عموماً گفته و نوشته هاى مسئولان روابط عمومى را در حقيقت نظر سازمان مربوطه مى شناسند، در نتيجه هر لغزش و اقدام خلاف قانون آنها را به حساب مديران مؤسسه و سازمان مى گذارند.

2. طبيعت كارهاى روابط عمومى طورى است كه نتيجه آن در معرض افكار عمومى قرار گرفته و به آگاهى شمار زيادى از مردم مى رسد، چنانچه خطا و عمل خلاف قانون از مسئولان روابط عمومى سربزند به سرعت، همگان به صورت زيادى از آن مطلع شده و اعتبار و صلاحيت مديران آن سازمان را به زير سؤال مى برند.

در اين باره مواردى كه بايد به آن حساس بود و مورد دقت قرار گيرد، عبارتند از:

·         تهمت و افترا در ارتباط گفتارى

·         حفظ حقوق كارمندان و كارگران سازمان يا مؤسسه

·         عكس هاى خبرى و حقوق مربوطه

·         صاحبان ايده و ابتكار و حقوق آنها

·         حقوق نويسندگان و آثار هنرى

·         حقوق مربوط به عكس هاى حرفه اى

·         آرم و علايم تجارى مربوطه

·         اقدامات ايمنى در جلسات، بازديد ها و سفر ها

لازم به اشاره است، بخش حقوقى سازمان ها موظف هستند كاركنان روابط عمومى را نسبت به آثار و تبعات حقوق اقداماتشان آموزش دهند بخاطر اين كه مسئولان روابط عمومى مسئول حفظ حقوق مؤسسه در برابر وسايل ارتباطى و افكار عمومى هستند، در نتيجه همكارى و هماهنگى اين ۲ بخش موردنياز مديريت هاست.

9- روابط عمومى در ايران

در ابتدا واحدهایی تشکیل شدند که عموما به انتشار اخبار در مطبوعات، تهیه بریده جراید، تنظیم آگهی ها، فراهم کردن گردهمایی ها و انجام سخنرانی ها و فعالیت های مشابه می پرداختند و مسئولین این ادارات بیشتر از نویسندگان و شعرا و خطبا انتخاب می شدند. وزارتخانه ها، نهاد ها، تشکیلات و تاسیساتی که پس از مشروطیت به وجود آمدند در برابر مجلس، مطبوعات، مردم و افکار عمومی مسئول پاسخگو بودند. مدیران و مسئولان  آنها برای ادامه کار نیاز داشتند تا با مردم ارتباط دو جانبه برقرار کنند و به اطلاع دادن و آگاه کردن آنان بپردازند، به حرف هایشان گوش دهند و به اقناع و ترغیب و تبلیغ برای آنها مبادرت ورزند.این روند تا آنجا ادامه یافت که از اوایل قرن حاضر (دهه دوم قرن بیستم) در تشکیلات وزارتخانه  های ایران اداره، دفتر یا واحدی به نام «دفتر تشکیلات» پدید آمد که بعدا «دفتر انتشارات و اطلاعات» و پس از جنگ اول جهانی «دفتر انتشارات و مطبوعات» و یا «دفتر انتشارات و تبلیغات» نام گرفت.
روابط عمومى در ايران قبل از انقلاب، در شركت نفت پا گرفت. آنچه ما اکنون به عنوان روابط عمومی، چه از نظر اصطلاح و چه از نظر حرفه ی روابط عمومی باز می شناسیم، برای نخستین بار در شرکت نفت ایران پدیدار گشته است. در شرکت سابق نفت ایران وانگلیس تا سال 1330 یک دفتر اطلاعات و مطبوعات وجود داشت و این دفتر رابط بین این شرکت و مطبوعات بود. پس از ملی شدن صنعت نفت، دفتری تحت همان عنوان در شرکت ملی نفت ایران تشکیل گردید و عنوان همین دفتر بود که بعدا به روابط عمومی تبدیل شد.

از اواسط دهه ی چهل، دو واقعه موجب اشتهار و رسمیت یافتن روابط عمومی شد. ابتدا سازمان امور اداری و استخدامی کشور روابط عمومی را در طرح ها و برنامه های تشکیلاتی خود برای سازمان های دولتی منظور و ملحوظ نمود و دیگر تاسیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی و گشایش رشته روابط عمومی بود که این دو رخداد موجب رسمیت یافتن دفاتر و واحدهای روابط عمومی در تشکیلات اداری سازمان های مختلف کشور و اشتهار و عمومیت این عنوان شد و امور جاری روابط عمومی ها، با تهیه و تدارک ابزار فنی و هنری جدید، جدی تر دنبال گردید و طولی نکشید که کارایی ها و نفس وجودی آنها در همه جا به عنوان یک ضرورت احساس شد.

نخستين همايش روابط عمومى در ۳۰ آذر ماه ۱۳۴۳ در آبادان و دومين همايش در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ در كرمانشاه برگزار شد. پس از تشكيل واحدهاى روابط عمومى در ايران، نياز به آموزش مسئولان روابط عمومى و كارمندان اين واحد ها احساس شد. نخستين بار تشكيل كلاس هاى كوتاه مدت آموزش روابط عمومى در وزارت اطلاعات و جهانگردى سابق شكل گرفت و پاره اى از وزارتخانه ها مثل، امور خارجه آموزش آن را به كارمندان و وابستگان خود در اكثر كشورهاى خارج رأساً با تشكيل دوره هاى كوتاه مدت شكل دادند.

در سال ۱۳۴۵ مطالعاتى درباره تشكيل دانشكده روابط عمومى صورت گرفت و در سال ۱۳۴۶ منجر به تشكيل مؤسسه عالى مطبوعات و روابط عمومى شد. پس از انقلاب اسلامى در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبايى در رشته كارشناسى علوم اجتماعى با گرايش علوم ارتباطات به جاى رشته روابط عمومى پديد آمد.

9-1- كتاب شناسى روابط عمومى

در زمينه روابط عمومى تاكنون چند كتاب انتشار يافته است كه به برخى از آنها اشاره مى شود: روابط عمومى، نوشته على اكبر ديباج. مديريت روابط عمومى، نوشته دكتر حميد نطقى. روابط عمومى، نوشته دكتر رضا امينى. چگونه روابط عمومى كنيم، نوشته مسعود برزين و تئورى و عمل در روابط عمومى و ارتباطات نوشته على مير سعيد قاضى.

9-2- روابط عمومى پس از انقلاب اسلامى

پس از انقلاب اسلامى، دفاتر عمومى به جهت نياز و ضرورت و اطلاع رسانى و جبران كمبود فعاليت تبليغاتى، دست اندركاران را واداشت تا براى تجديد حيات و فعال كردن روابط عمومى ها، اقدام هايى را به اجرا در آورند. نخستين همايش در اين باره به همت وزارت ارشاد اسلامى در چهارم شهريور ۱۳۶۳ با شركت رؤساى روابط عمومى واحد هاى دولتى به مدت سه روز برگزار شد. در اين همايش با تشكيل كميسيون هايى، هدف و جايگاه، اصول وظايف روابط عمومى را تدوين و به اين همايش پيشنهاد كرد.

9-3- عوامل روابط عمومى مؤثر در كشور

وجود روابط عمومى مؤثر و كارا در هر كشورى، بستگى به برداشت و اطلاع همگانى از جمله مديران سازمان ها از روابط عمومى، ميزان مهارت تجزيه و تحليل و تسلط تخصصى مسئولان روابط عمومى، كيفيت رابطه بين رسانه هاى همگانى با روابط عمومى دارد.

9-4- انجمن روابط عمومى در ايران

نخستين انجمن روابط عمومى در ايران با كمك و پشتيبانى شركت ملى نفت ايران و رئيس روابط عمومى اين شركت، در اسفند ۱۳۴۶ تأسيس شد و به عضويت انجمن جهانى روابط عمومى در آمد كه هدف اين انجمن شناساندن فلسفه و روح روابط عمومى و تبيين آن در جامعه و بالا بردن ارزش كيفى فعاليت آنها در زمينه برقرارى ارتباط و امكان تبادل تجارب ميان آنهاست.

10- آينده روابط عمومى

بتدريج كه جامعه پيچيده تر شد و حرفه ها به سوى تخصصى شدن پيش رفت، روابط عمومى نيز با آن گام بر داشت. امروزه در بنگاه هاى روابط عمومى و ادارات آن درون سازمانى از جمله، بخش هاى ايجاد شده كه به روابط مالى، روابط صنعتى و روابط بين الملل مى پردازد. بخش هايى نيز از روابط عمومى كه تخصصى شده از قبيل، پژوهش، ارتباطات، سخن پراكنى، نگارش، انتشارات و غيره اختصاص يافته است.

با وجود اين بسيارى از بنگاه هاى عمومى با ادغام در بنگاه هاى تبليغات تجارى، استقلال خود را از دست مى دهند. بسيارى از ادارات روابط عمومى درون سازمانى از طريق قطع رابطه سنتى خود با تبليغات تجارى، بازاريابى و يا ادارات مختلف، خود مختارى بيشترى به دست آوردند. دنياى روابط عمومى ممكن است، براى اغلب افراد مبهم به نظر برسد و براى بسيارى از مردم حكم فعاليت داشته باشد در صورتى كه روابط عمومى با نظام هاى ديگر در ارتباط است و مى تواند براى هر يك از بخش هاى يك سازمان جامعه تأثير بگذارد، گر چه سازمان ها، بدون روابط عمومى نيز مى توانند امور خود را بگذرانند، كسى كه از روابط عمومى به طور مؤثر و مفيدى استفاده مى كند، تمامى عناصر يك حرفه بويژه عملكردها را تكميل مى كند.

از جمله آنها مهمترين اثر آن چگونگى ارتباط مؤثر در جامعه خواهد بود از آنجايى كه آمادگى در هر معقوله يك اصل ضرورى است، روابط عمومى ها به خوبى مى توانند در اين اصل مهم بويژه زمان (مديريت بحران) نقش مهمى را ايفا كنند در حقيقت نقش چند وجهى و پر نفوذ روابط عمومى در فرايند توسعه، امروز شناخته شده است. مقوله روابط عمومى به عنوان حرفه، دانش و هنر با كاركردهايى چون اطلاع رسانى مبتنى بر اطلاع يابى، نظرسنجى، مشاوره، سخنگويى، مديريت و جايگاهى به مثابه منبع اطلاعات، مرجع مراجعات و وضع برقرارى ارتباطات و مناسبات انسانى در سازمان تعريف و شناخته خواهد شد.

روابط عمومى، اصالتاً مبتنى بر ۲ مقوله اطلاع رسانى و متقاعد سازى است. به طور كلى اين مقوله و مجموعه ارتباطى تأثيرگذار محسوب مى شود، لذا ضرورتاً بايد آن را به خوبى شناخت و نحوه استفاده كاربرد از آن را فراگرفت. هم اينك، دبيرخانه شوراى عالى اطلاع رسانى دولت در راستاى ضرورت انجام اين مهم، يعنى آموزش و باز آموزى فنون روابط عمومى را فراهم نموده است. امروز كه روزگار پر تحول و پيچيده و نوگرايى است، براى اثبات كارايى روابط عمومى ها، بايد مجموعه سازمان متبوعه خود را با كارهاى مناسب و جديد كامياب كنند. چون دست اندركاران روابط عمومى بر خلاف پزشكان، حقوقدانان و حسابداران و ساير متخصصان اغلب در تعريف موضوع كار خود مشكل دارند و اين مشكل از آنجا ناشى مى شود كه كار اين گروه صورت هاى گوناگونى به خود مى گيرند و زمينه هاى مختلفى را شامل مى شود لذا ضرورت دارد دولت و مجلس در به كارگيرى روابط عمومى به دلايل گفته شده وظيفه مدونى را تدوين كنند تا روابط عمومى ها از حالت تشريفات به جنبه هاى تأثيرگذار خود هدايت و ملزم شوند.

11- روابط عمومی و مدیریت تغییر

 بروز تغییر واقعیتی است که روابط عمومی‌ها با آن روبه‌رو هستند. توجه به «مدیریت تغییر» موجب شده تا روابط‌ عمومی‌ها امروزه موقعیت بهتری نسبت به گذشته در سازمان‌ها داشته باشند. مدیریت تغییر (Change Management) از سرعت بخشیدن به نحوه انجام کارها سخن نمی‌گوید، بلکه هدف، تغییر نگرش در نحوه انجام کارهاست.

پیوسته از سوی محیط‌های برون سازمانی و درون سازمانی، شوکهایی بر روابط‌عمومی‌ها وارد می‌شود که اغلب ناشی از رشد فناوری‌ها یا عملکرد خود سازمانهاست. از این رو روابط‌عمومی‌ها در جریان و مسیر رودخانه‌ای قرار گرفتند که آنها را به سمت دریایی بزرگ می‌کشاند. اگر خود را با جریان آب رودخانه همسو کردند و توانستند تغییر را در سازمان ایجاد کنند، موفقند وگرنه خلاف جریان آب شنا کردن بی‌فایده است.
حال این تغییر را از کجا شروع کنیم؟ اگر به روشهای اجرایی خود در امور جاری روابط‌عمومی به دیده تردید بنگریم که «آیا این کاملترین و بهترین روش است که به کار برده‌ام یا راه‌های بهتری هم وجود دارد؟» این «تردید»، نقطه شروع در مدیریت تغییر در روابط‌عمومی‌هاست.

شاید به کارگیری فناوری در امور جاری روابط‌عمومی را بتوان شروع مناسبی برای مدیریت تغییر دانست. اما برای به وجود آوردن این تغییر باید فرایندی طی کرد. فرایند تغییر در روابط‌عمومی‌ها از جایی آغاز و طی برنامه‌ای منظم و منسجم، در جایی پایان می‌پذیرد، یعنی کاملاً سیستمی و منطبق بر فرآیند است. این همان شرط رسیدن به یک روابط‌عمومی ایده‌آل و مطلوب است. وقتی تفکر تغییر برای روابط‌عمومی یک سازمان پدید آمد شاهد افزایش کارآیی و اثربخشی پیامها خواهیم بود.

«کورت لوین» همان نام آشنایی که اصطلاح «دروازه‌بان خبری» را به واژگان ارتباطات و رسانه افزوده است، برای ایجاد تغییر سه مرحله را در نظر می‌گیرد:

1. خروج از انجماد

2. تغییر

3. انجماد مجدد و بازگشت به ثبات و پایداری»

همچنین نظریه پردازان مدیریت تغییر، مراحلی را برای ایجاد تغییر ذکر کرده‌اند که بدین شرح است:

1. تدوین راهبرد و طرح

2. شروع طی زمانبندی

3. آزمایش و ارزیابی

4. تعمیم

اینکه چه چیز را می‌خواهیم تغییر دهیم؟ هدف ما از این تغییر چیست؟ با این تغییر به کجا می‌خواهیم برسیم؟ چگونه تغییر ایجاد می‌شود؟ چه کسانی حمایت و چه کسانی مشارکت می‌کنند؟ ما باید چه کنیم و به چه امکانات و بودجه‌ای نیازمندیم؟ همه سؤالهایی است که هر روابط‌عمومی باید در آغاز کار پاسخ آنها را داشته باشد.

مدیریت تغییر، تغییر در تفکر و دیدگاه‌هاست. هر تغییر را می‌توان مترادف با فرصتی برای رشد و پیشرفت دانست، اما این تغییرات برای کارکنان در نگاه اول یک تهدید به شمار می‌رود. عمدتاً کارمندان تغییر را با ترس می‌پذیرند، اما لازمه مدیریت مناسب این تغییرات، هماهنگ کردن نیروی انسانی در یک جهت و رمز دستیابی به این هماهنگی شفافیت در ارتباطات است.

از سوی دیگر در روابط‌عمومی‌ها، تغییر در «محتوا» بسیار حائز اهمیت است. بکارگیری شیوه‌های جدید در ارایه محتوای پیام، از مواردی است که براساس نوع مخاطب و گوناگونی نوع رسانه‌ها صورت می پذیرد. لازم است در این فرایند ارزش افزوده‌ای برای روابط عمومی ایجاد شود. به عنوان مثال، با بکارگیری خصلت فرامتنی یا hyper text در اینترنت و استفاده از «لینکها» امکان ارایه اطلاعات اضافه و تکمیلی به کاربر در سایت فراهم می‌شود. این اطلاعات می تواند به صورت متن، تصویر، صوت و یا قطعه‌ای از فیلم باشد.

در تفکر مدیریت نوین مطرح شده است که هیچ وقت نباید متوقف شد، مرتب باید به جلو رفت و هیچ‌گاه نباید از شرایط خود راضی باشیم، رقبایمان از ما سبقت می‌گیرند، پس همواره باید در حرکت بود و به طور مستمر در اندیشه بهبود و نوآوری باشیم.

کلام آخر اینکه، روابط‌عمومی بخش مهمی از یک سازمان است که وظایفی همچون اطلاع‌رسانی، اطلاع‌یابی، پاسخگویی، شناخت «افکار عمومی»، شناخت و تجزیه و تحلیل «نقاط قوت و ضعفها و فرصتها و محدودیتها» را بر عهده داشته و در پی آن است تا با پیشگیری از محدودیتها، بهترین استفاده را از فرصتها برای تحقق اهداف سازمان ببرد. با محقق شدن مدیریت تغییر، روابط‌عمومی از مدیریت اجرایی خارج شده و در جایگاه مدیریت استراتژیک قرار می‌گیرد. روابط‌عمومی‌های تغییر یافته، حتی مدیریت ریسک را هم می‌توانند به طور جدی مورد توجه قرار دهند. اینگونه است که یک روابط‌عمومی از حالت ایستا می‌تواند به یک روابط‌عمومی پویا تبدیل شود.

 

مراجع

تئوري و عمل در روابط عمومي و ارتباطات، تأليف ميرسعيد قاضي

درسنامه روابط عمومي. تأليف پائولا مارتنز كوهن، ترجمه سيد محمود هاشمي - ميرسعيد قاضي

فن روابط عمومي، تأليف كلر آستين، ترجمه و تدوين گروه كارشناسان ايران

كاركرد هاي روابط عمومي، تأليف كاظم متولي

نوشته شده در اينترنت توسط سيد ابوالفظل حبيبي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانشگاه جامع علمی کاربردی فرهنگ وهنر یزد

 

 

موضوع تحقيق:

 

 

 

تاريخچه،اصول،مفاهيم وكاربرد

 

 

استاد راهنما:

 

آقاي :حدادیان

 

 

دانشجو:

سید محمود طباطبایی

 

رشته روابط عمومي ترم سوم

 

 

بهار 1389

 

 

 

روابط عمومي:تاريخچه،اصول،مفاهيم وكاربرد

 

 

1.مقدمه

 

2.تعريف روابط عمومي

 

3.تاريخچه روابط عمومي

 

4.فرددرروابط عمومي(استعداد،دانش،تجربه،سازمان واخلاق)

 

5.وظايف روابط عمومي

 

6.اصول روابط عمومي

 

7.ارتباط كاربردي روابط عمومي باوسايل ارتباط جمعي

 

8.آشنايي دست اندركاران روابط عمومي با قانون

 

9.روابط عمومي در ايران

 

9-1.كتاب شناسي روابط عمومي

 

9-2.روابط عمومي پس از انقلاب اسلامي

 

9-3.عوامل روابط عمومي موثردركشور

 

9-4.انجمن روابط عمومي در ايران

 

10.آينده روابط عمومي

 

11.روابط عمومي ومديريت تغيير

 

12.مراجع

 

 

 

راهکارهای ارتباط با رسانه ها

راهکارهای ارتباط با رسانه ها

می‌گویند مطبوعات و روابط عمومی همسایه های دیوار به دیوار هم هستند به این معنا که بایستی با یکدیگر صمیمی باشند و بده بستان داشته باشند.

مهارتهای ارتباطی کارشناسان روابط عمومی برای ارتباط با رسانه ها مسئله ای مهم است که در این بخش به آن اشاره خواهد شد.

ارتباط با رسانه ها که زیر مجموعه ارتباطات برون سازمانی و یکی از عمده‌ترین وظایف روابط‌عمومی هاست اکنون بعنوان سهل الوصول‌ترین و متداول‌ترین راه ارتباط با مخاطبان انتخاب می‌شود. ما در عصر اطلاعات و تکنولوژی اطلاع رسانی سریع زندگی می‌کنیم به طوری که حجم اطلاعات تولید شده در سه دهه اخیر بیش از 85 درصد کل اطلاعات تولید شده در طول تاریخ بشر است. روابط عمومی نیز در این میان بر نقش اطلاع رسانی افزوده و بعنوان سیستم اطلاع مدار در سه مرحله:

1-اطلاع یابی  2- اطلاع شناسی  3- اطلاع رسانی    از نقش تبلیغاتی خود کاسته است.

بدون شکل اطلاع رسانی و پاسخگویی لازم و ملزوم هستند و بدون توجه و اعتقاد به پاسخگویی، اطلاع رسانی کاری عبث، بیهوده و خطرناک است پس همزمان با اطلاع رسانی بایستی همواره برای پاسخگویی مهیا بود حداقل آمادگی این است که نسبت به آنچه انعکاس می‌دهیم مطلع باشیم.

ما با شناساندن اهداف، فعالیتها و ماموریتهای سازمان به روشهای مقاومت می‌توانیم فرهنگی بسیاریم که اطلاع رسانی را امری ضروری و مستمر بداند.

 ارتباط روابط عمومی و رسانه ها:

رسانه ها به عنوان یک امکان بالقوه، مناسب‌ترین فرصت را برای ارتباط روابط عمومی و افکار عمومی فراهم می‌سازد.

به طور کلی دو نگرش عمده در زمینه ارتباط با روابط عمومی و رسانه‌ها وجود دارد:

الف: روابط عمومی‌ها نقطه مقابل رسانه ها هستند. رسانه‌ها مدافع منافع مردم و روابط عمومی‌ها مدافع منافع سازمان .

ب: روابط عمومی‌ها و رسانه‌ها دو شاخه تنومند درخت ارتباطات و مکمل همدیگر هستند و هر دو منافعی یکسان را از این ارتباط متقابل جستجو می‌کنند.

-روابط عمومی در جستجوی زمان و فضای رایگان در رسانه‌هاست.

-رسانه در جستجوی افکار و اطلاعات سهل الوصول و رایگان و تازه است.

 عوامل موثر بر ارتباط روابط عمومی ها و رسانه‌ها عبارتند از:

الف- مدیریت و مالکیت رسانه ها: دولتی بودن، خصوصی بودن و یا تعاونی بودن مالکیت رسانه در انعکاس اخبار و مطالب نقش دارد.

ب-سیاستها و خط مشی‌ها: تعلقات سیاسی، اقتصادی و ... در انعکاس مطالب موثر است.

ج- زمینه انتشار: هر چه موضوع نشریه به عملکرد سازمان نزدیک باشد احتمال انعکاس مطالب بیشتر است.

د-شرایط سیاسی- اجتماعی: تراکم خبری بعلت رویدادها و وقایع سیاسی به عدم چاپ یا کوتاه شدن اخبار چاپ شده می‌انجامد.

هـ-دوره انتشار: نشریات بر اساس دوره انتشار یعنی روزانه، ماهانه و ... مطالب خاصی چاپ می‌کنند.

و- مناسبت ها: روزهای ویژه مرتبط با عملکرد سازمان موقعیت انعکاس مطالب را بیشتر می‌کند.

 رسانه ها و کانال های ارتباطی:

-خبرگزاریها

-شبکه های تلویزیونی

-شبکه های رادیویی

-روزنامه های سراسری

-رسانه های محلی (هفته نامه ها، رادیوهای محلی و ...)

-مجلات عمومی

-مجلات تخصصی

-نشریات دانشگاهی

-شبکه های ملی «اینترانت» و شبکه بین المللی «اینترنت»

 برنامه های پیشنهادی:

1-برگ ویژه خبر                          8-ارسال بیانیه

2-میهمانی مطبوعاتی                     9-ارسال جوابیه

3-کنفرانس خبری                         10-انتشار خبرنامه  ویژه رسانه ها

4-مصاحبه اختصاصی                     11-ارسال بریده جراید

5-تور خبری                                12- مقاله نویسی برای رسانه ها

6-ارسال اخبار                              13-اتاق خبرنگاران

7-شبه خبر                                 14-انتخاب خبرنگار و رسانه برتر

ادامه دارد....

 موحدنیا-سعید

 

بزرگراه‌های اطلاعاتی و آینده ارتباطات

بزرگراه‌های اطلاعاتی و آینده ارتباطات      -  -  -  -  -    

بزرگراه‌های اطلاعاتی به وسایل ارتباطی، و فناوری‌هایی گفته می‌شود که توسط آن‌ها هر نوع پیام از جمله اخبار، برنامه های رادیویی و تلویزیونی، ویدئو، فیلم و سینما، بازی‌های الکترونیکی تفریحی، صفحات موسیقی، مکالمات تلفنی، عرضه و تقاضای اجناس و قسمت‌ها در فروشگاه‌ها و بازارها منابع و مجموعه‌های کتابخانه‌ها، آگهی‌های تجاری و سیاسی و اجتماعی، آمار و داده های اقتصادی آموزشی، بهداشتی، علمی و انواع طراحی، نقشه، تصویر و عکس، می‌توانند در آن واحد و در مسیر معین در حرکت و رفت و آمد باشند، مانند بزرگراه ترافیکی. با این تفاوت که به جای وسایل  حمل و نقل، کالا و مردم پیام‌های شفاهی و کتبی و آمار و داده های اطلاعاتی و تصویرها در حرکت هستند.

امروزه خطوط عمودی و مجزای اطلاعات، به شبکه‌های موازی و پیچیده ارتباطی تبدیل شده است. اطلاعات مجزای دهه قبل در یک وسیله واحد ارتباطی، متمرکز شده‌اند. داده ها، تصویرها و برنامه‌های تفریحی و غیره است. بزرگراه‌های به اصطلاح امروزی حاصل تحقیقات و سرمایه‌گذاری‌ دولت‌های بزرگ آمریکای شمالی و اروپا در سه رشته کامپیوتر، ماهواره و صنایع فضایی و هوایی است. به عبارتی می‌توان گفت که در دنیای امروز، بدون استفاده از بزرگراه‌های اطلاعاتی، اموری چون تجارت جهانی، فعالیت بازارهای صنایع فرهنگی، گسترش رسانه‌ها و شرکت‌های اطلاعاتی چند ملیتی و غول‌های جهانی، حرکت میلیونها سرباز و قشون و مسافر و توریست در دنیا، نفوذ و تسلط اطلاعاتی و علمی و بانکی امکان پذیر نیست.

بزرگراه‌های اطلاعاتی بیشتر در اختیار و مالکیت شرکت‌های بزرگ خصوصی هستند و سیاستگذاری‌، گسترش و مقررات این بزرگراه‌ها با اهداف این شرکت‌های بزرگ همراه است.

ویژگی مهم این بزرگراه‌ها این است که ساختمان و گسترش آن‌ها به گونه‌ای است که هم امکان استفاده وسیع و دامنه دار افراد را از اطلاعات و ارتباطات افزایش خواهد داد و هم امکان کنترل کامل افراد و سوء استفاده از اطلاعات شخصی را افزایش می‌دهد. این بزرگراه‌ها می‌توانند عوامل تبادل اطلاعات و توسعه بین فرهنگ‌ها و بالا بردن سطح زندگی مادی و معنوی افراد و ملت‌ها و هم می‌توانند اسلحه بزرگ سلطه گرایی و هجوم فرهنگی و اقتصادی و سیاسی باشند. پرسش دیگر است است که داده‌ها را در این بانک‌ها و مراکز به اصطلاح اطلاعاتی چه کسانی و برای چه هدفی تهیه کرده و با چه شرایطی وارد بازار می‌کنند و در دسترس عموم قرار می‌دهند؟

وضعیت کشورهای مختلف در احداث و استفاده از این بزرگراه‌های اطلاعاتی نمودار دیگری از عدم تساوی اقتصادی و فنی فناوری است.  فاصله بین کشورهای به اصطلاح توسعه یافته و در حال توسعه در بزرگراه اطلاعاتی بسیار است. بیشتر کشورهای در حال توسعه هنوز در دوره رسانه‌های اولیه ارتباطات، یعنی، روزنامه‌ها و توسعه رادیو تلویزیون و تلفن و فاکس به سر می‌برند و مشغول تکمیل زیربنای مخابراتی خود هستند. از این جهت شبکه‌های فناوری و ارتباطی جدید آنها چندان پیچیده و آماده استفاده از این بزرگراه نیست، ولی اگر در برنامه‌ریزی و تکمیل شبکه‌های  مخابراتی خود بصیرت لازم را داشته باشند، از هم اکنون می‌توانند برای آینده برنامه ریزی کنند. لازمه این کار آن است که این کشورها یک سیاست کلی و جامع اطلاعاتی و ارتباطی بیست ساله داشته باشند. البته فقط مسئله ایجاد شبکه‌ها نیست بلکه محتوا و طبیعت پیام‌ها و اطلاعات مطرح است. باید توجه داشت که ما ایرانیان اگر از شبکه‌های ارتباطی موجود جهان اطلاعات کاملی کسب کنیم و اهداف خود را نیز مشخص سازیم، امکان استفاده از بزرگراه‌های اطلاعاتی حتی در شرایط کنونی برای ما نیز بسیار است.

علاوه بر بزرگراه اطلاعاتی که از مشخصات جهان کنونی است، مشخصه دیگر تسلط کامپیوتر و الکترونیک بر زندگی امروز بشر است. به طوری که عصر کنونی را «عصر فرا صنعتی و عصر الکترونیک و ارتباطات» نامیده‌اند.

 موحدنیا-سعید